عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: عدهای در جامعه ما هستند که یک تصویر بسیار غلطی از حکومت دینی و جمهوری اسلامی دارند و معتقدند که مردم را نباید زیاد آگاه کرد و مردم را غریبه میپندارند. حالا یا احساس میکنند که مصلحت نیست یا اینکه با اطلاعات دستهبندیشده و محرمانه این کار ناسازگار است.
عماد افروغ در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری مهر، در مورد اینکه چرا در جامعه ما برخی مسائلی که امری اجتماعی و عادی هستند تبدیل به مسائل بزرگی میشوند و از آن حاشیههای زیادی به وجود میآید، گفت: هر اتفاق ناگوار و نابهنجاری، هر رفتار غیرارزشی و نابهنجاری را باید جدی گرفت و با آن مقابله کرد. امام علی(ع) عبارتی دارند که میگویند شدیدترین خطا و گناه این است که صاحبش آن را کوچک بشمارد. یعنی نگاهم درست برعکس نگاه شماست. یعنی ما نباید نسبت به خطاها نگاههای عادی داشته باشیم. زیرا خود این نگاه عادی یک امر خطا و نابهنجار و یک اشتباه بزرگ محسوب میشود.
وی افزود: منتهای مراتب این مسئله تقسیماتی دارد. یکی از جامعهشناسان تقسیمبندی خوبی دارد، میگوید یکسری از رفتارها هستند که ناسازگارند و یکسری رفتارها غیرعادی هستند. رفتارهای غیرعادی همین جرمهای معمول و خطاهایی است که عطف به یکسری هنجارها و ارزشها آنها را ناهنجار میدانیم و جامعه هم آن را میداند. یعنی میداند دزدی و فساد چیز بدی است، میداند انواع و اقسام رفتارهای بزه بد و ناشایست است، اما برخی مسائل هستند که مربوط به انسانهای انقلابی میشوند. انسانهای انقلابی ممکن است خیلی از ارزشهای جاافتاده را هم قبول نداشته باشند و سعی کنند هم ارزشها و هم اهداف جدیدی تعریف کنند. مردم به شکل دیگری به آنها نگاه میکنند. آدمهای انقلابی هر وقت پیدا شوند هم ارزشهای مستقر و جاافتاده را برنمیتابند و هم سعی میکنند در روشها یک تجدیدنظری بکنند. اما آن استثنا است، مربوط به یک طرف خاصی میشود.
عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: اما آن چیزی که مورد سؤال شماست، همین رفتارهای نامعمول است که بر اساس یک نظم ارزشی و هنجاری مورد قبول واقع نمیشود. اما بحث اینجاست که فقط به خطا نپردازیم، به توصیف اکتفا نکنیم، بلکه تبیین و ریشهیابی کنیم؛ یعنی چرا ماجرای اختلاس سه هزار میلیاردی، ماجرای بیمه و ماجرای پیدرپی نفتی رخ میدهد. این مسئله است که به هر حال باید مسئله اصلی ما واقع شود. باید یک دستهبندی کنیم و یک دفعه خطاهای بزرگ را کوچک نشماریم و خطاهای کوچک را پیش پای آن خطاهای بزرگ، بزرگ جلوه ندهیم. یعنی تقدم و تأخر و اولویتبندی داشته باشیم.
این محقق و پژوهشگر حوزه جامعهشناسی ادامه داد: برای مثال این مسئله در جامعه ما هم است؛ معمولاً جرایم ریز را میبینیم، یقه اینها را میگیریم، زندانهای ما مملو از مجرمان ریز میشود، اما آن جرایم به اصطلاح طبقه متوسطین و زیرمیزی و مربوط به اقشار بالا اصلاً دیده نمیشود. این بحث مبنایی است، تحلیلش هم این است که تعریف جرم را خود کسانی کردهاند که در طبقه متوسط به بالا هستند. این خودش در بحث جامعهشناسی رفتارهای تجربی بحث مطرحی است. بنابراین هیچ خطایی را کوچک نمیشماریم، منتهای مراتب تقدم، تأخر و اولویتبندی میکنیم که جرمهای بزرگ تحتالشعاع جرمهای کوچک قرار نگیرند و ضمناً فقط به برخورد توصیفی نباید اکتفا کرد. باید ریشهیابی و تبیین هم کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم که چرا برخی از جرمها که اصطلاحاً مربوط به دانهریزها است توجه میشوند، ولی به جرمهای دانهدرشتها توجه نمیشود.
افروغ یادآور شد: در ریشهیابی نهایی جرایم بزرگ حتماً باید توجه به رابطه قدرت و ثروت و توجه به اقتصاد نفتی بکنیم. توجه به تمرکزگرایی و به تمرکز و انحصار اطلاعات در دست عدهای بکنیم، زیرا اگر کسی اطلاعات نداشته باشد امکان بروز این فسادهای بزرگ را هم ندارد. اگر جامعه ما برخوردار از اقتصاد نفتی نمیبود باز خیلی از خطاهای نفتی اتفاق نمیافتاد. زیرا رقمهای بالا مربوط به مسائل نفتی است؛ یعنی اگر دقت کنید فسادهای کلان به نحوی به نفت برمیگردد. حالا به دلیل قدرت غالب که مربوط به دستهای میشود، برخی از جرائم دیده میشود ولی برخی جرائم دیده نمیشوند. با برخی از مجرمان برخورد میشود، با برخی از مجرمان برخورد نمیشود.
این محقق و نویسنده اظهار کرد: بنابراین اشکال ندارد که جامعه ما یک نگاه منفی به جرم داشته باشد. این خودش بازدارنده است. منتها بعضی از مسائل هستند که آن نگاه منفی در مراحل بعدی ما را دچار اشکال میکند. من اعتیاد را مثال میزنم. خیلی خوب است که جامعه ما نسبت به معتاد حساس است و به راحتی با معتاد کنار نمیآید. این کار در پیشگیری خیلی مؤثر است و خودش یک مانع است، اما در درمان مشکل به وجود میآورد. باید در درمان نگاهمان عوض شود؛ یعنی معتاد باید احساس کند که پناهگاهی دارد، باید احساس کند مشمول محبت و عشق دیگران هم قرار میگیرد. خب خطایی کرده، اما الان میخواهد جبران کند، باید جامعه روی باز به او نشان دهد. درست است که این حساسیت مردم در عدم گرایش به اعتیاد یک جایی خوب است و خودش بازدارنده است، اما در درمان مشکلزا است. خوب است جامعه ما آنقدر محبت و انصاف داشته باشد؛ حالا اگر خطایی هم در این خصوص اتفاق افتاد، اگر کسی میخواهد نجات یابد باید با آغوش باز او را تحویل بگیرند، آموزش دهند و تربیت کنند و فرصتها را برایش فراهم کنند تا به یک زندگی سالم برگردد. اینها هرکدام بحثها و حساسیتهای خودش را میطلبد.
عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: در کل در یک سطح این نگاههایی که منفی است نسبت به جرم میتواند نقش بازدارنده داشته باشد و ما سعی نکنیم که در آن نگاه اولیه تفاوتی بین جرم کوچک و بزرگ ایجاد کنیم. هر جرم و خطایی بد است. در برخورد با اینها بایستی دقت کنیم که جرایم بزرگ ذیل جرایم کوچک گم نشوند، به اسم اینکه حالا ما آن کوچکها را داریم بزرگ میکنیم، آن بزرگها فراموش بشوند.
این محقق و پژوهشگر حوزه جامعهشناسی در مورد اینکه چرا اکثر افراد در مورد مسائل و موضوعاتی که میشنوند بدون تحقیق و حساسیت حرف میزنند و آن را گسترش میدهند هم اظهار داشت: این یک بحث دیگری است. این قضیه به این مسئله برمیگردد به آنهایی که باید اطلاعات را در اختیار مردم قرار دهند، این کار را نمیکنند. یعنی آنها مردم را غریبه میپندارند و جامعه به شایعه گرایش پیدا میکند. در جامعهای شایعه رواج پیدا میکند که اطلاعرسانی ضعیف است. اما اگر دستاندرکاران و مسئولان ما با مردم رک و صریح باشند و سعی کنند مردم را غریبه نپندارند، مسلم بدانید که بازار شایعه نخواهد گرفت. شایعه برای زمانی است که اطلاعات کافی و شفاف در اختیار مردم قرار نمیگیرد. این مسئله را به مردم نسبت ندهید، آن را به جامعه و آنهایی که زمامدار اطلاعرسانی هستند نسبت دهید. وقتی اطلاعرسانیها شفاف نیست یا با دروغ همراه است، حالا به هر بهانهای، مطمئن باشید بازار شایعه داغ میشود.
عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: نمیخواهم شایعهپراکنی مردم را انکار کنم، بالاخره مردم و افراد هم نبایستی به شایعه اقبال نشان دهند. ممکن است عدهای بخواهند در جامعه شایعهای را بپراکنند، اگر مردم این قابلیت را داشته باشند این اتفاق رخ میدهد، اما بحث من این است که توجه به ریشههای ساختاری شایعه هم داشته باشیم. اگر اطلاعرسانی دقیقی رخ بدهد، میل و گرایش و امکانپذیری اصل شایعه کمتر میشود.
این محقق و پژوهشگر حوزه جامعهشناسی در مورد اینکه چگونه میتوان افراد جامعه را افرادی دقیق و حساس به مسائل اجتماعی بار آورد هم یادآور شد: این هم به آنهایی که زمام امور را در اختیار دارند و از یک طرف هم به میزان اتکا و توجه آنها به مردم برمیگردد. از یک طرف دیگر هم به عالمان و روشنفکران و متولیان فکر و روشنگری در جامعه برمیگردد که افراد مسئولیتپذیر بار بیایند. یعنی افراد در قبال سرنوشت دیگران احساس بیتفاوتی نکنند، از بزرگان دینی ما یاد بگیرند که چگونه در راه این توجه و مسئولیت حتی تا پای جان ایستادند و به شهادت هم رسیدند. بنابراین این مسئله هم به عالمان دین، هم به متولیان رسمی کشور برمیگردد، هم به وجدان درونی و آگاه خود افراد مربوط میشود که احساس بیتفاوتی نسبت به دیگران، نسبت به دردها و غمها و مسائل و مشکلاتشان نداشته باشند. یکی از مسائل و مشکلاتشان به همین ناهنجاریها و بیماریهای اجتماعی برمیگردد.
این محقق و نویسنده اظهار داشت: اصلاً در کل، جامعهای که احساس مسئولیت در قبال دیگری داشته باشد، جامعهای که حضور داشته باشند، نرخ جرم و آسیبهای اجتماعیاش کمتر میشود و در جامعهای که افراد بیتفاوت میشوند باید احساس خطر کرد. در چنین جامعهای گستره و عمق آسیبهای اجتماعی بیشتر میشود.
افروغ در مورد اینکه نقش رسانهها در عدم گسترش حاشیهها و مسائل اثباتنشده در جامعه چیست هم بیان کرد: رسانهها باید اطلاعرسانی دقیقی بکنند، اما آنها در صورتی میتوانند اطلاعرسانی دقیقی داشته باشند که خودشان دسترسی به اطلاعات داشته باشند. طرحی در مجلس هفتم نهایی شد و در مجلس هشتم قطعی شد به اسم انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، که در مجلسهای قبلی مطرح شده بود و در مجلس هشتم کامل شد، ولی این طرح ملغی شد یا معلق ماند، نمیدانم چی شد، ولی به هر حال مسئله اطلاعات مسئله بسیار مهمی است؛ چه در مسائل اقتصادی، چه سیاسی و چه اجتماعی.
عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: وقتی اطلاعات انحصاری میشود و وقتی رسانهها هم دسترسی به این اطلاعات ندارند، نمیتوانند در جلوگیری در بازار شایعه موفق باشند. آنها هم خودشان به نوعی رو به شایعه میآورند. بسیاری از شایعات از خود رسانههااست. نمیخواهم بگویم که رسانهها باید دامن بزنند، ولی به لحاظ ساختاری بحثم این است که آیا این اطلاعات دقیق را در اختیار مردم قرار داد و این اتفاق افتاد یا قرار نداد و این اتفاق افتاد. ایدهآل این است که اگر قرار ندهند هم این اتفاق رخ ندهد، اما نباید واقعیتها را نادیده گرفت. وقتی اطلاعات دقیق ندهیم، اطلاعات نادقیق رواج پیدا میکند. این بحث ساختاری است. بنابراین شما بیایید اول وظایف خود را خوب انجام دهید، مردم و رسانهها را غریبه نپندارید. اطلاعات لازم را به آنها بدهید، رسانهها خودشان به دنبال کسب اطلاعات دقیق و شفاف باشند، آن وقت ببینیم آیا رسانهها رو به شایعه میآورند. من بعید میبینم این اتفاق رخ دهد.
این محقق و پژوهشگر حوزه جامعهشناسی ادامه داد: خود رسانهها ضمن اینکه کنجکاو هستند اطلاعات دقیق را به دست آورند، باعث میشود اطلاعات دقیق را منتقل کنند. منتهای مراتب من محکم این حرف را میزنم؛ عدهای در جامعه ما هستند که یک تصویر بسیار غلطی از حکومت دینی و جمهوری اسلامی دارند و معتقدند که مردم را نباید زیاد آگاه کرد، مردم را غریبه میپندارند. حالا یا احساس میکنند که مصلحت نیست یا اینکه با اطلاعات دستهبندیشده و محرمانه این کار ناسازگار است. همین نوع نگاه و غریبه پنداشتن مردم مهمترین عامل برای داغ شدن بازار شایعه است.
این خبر 2 بهمن 1392 با شماره خبر 2214226 منتشر شد.