از نگاه دیگران

حقیقت بالاترین مصلحت

عماد افروغ از جمله افرادی است که توجه به ارزش‌های متعالی، سطح قابل قبول معرفت دینی و نقد درون‌گفتمانی را شرط لازم و ضروری برای بحث در خصوص حق و مصلحت در جامعه کنونی می‌داند و معتقد است تحقق ارزش‌ها و آرمان‌های حق‌مدارانه مستلزم نظارتی دقیق از سوی حق‌طلبان است که مانع اغوا و فریب مردم در جهت تداوم منافع فردی و گروهی شوند.

غربت افروغ

سجاد نوروزی، مدیر پردیس سینمایی آزادی، پژوهشگر و نویسنده علوم سیاسی

شهید مصباح‌الهدی باقری: نقدهای دکتر افروغ را صبورانه می‌شنیدم، چون می‌دانستم یا حق می‌گوید یا برای حق

دکتر فرزاد جهان‌بین، استاد دانشگاه شاهد و معاون فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی با بازنشر پیامی از شهید مصباح‌الهدی باقری نوشت: دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی، مأمن بودند. پناه بودند. شهادتشان برای ایشان فوز بزرگی بود و آرزویشان اما ثلمه‌ای غیرقابل جبران است برای ما.

سلیمی‌نمین: افروغ فرصتی را برای دفاع از انقلاب از دست نداد

عباس سلیمی‌نمین در نکوداشت دکتر عماد افروغ گفت:‌ برخی وقتی به مقام علمی می‌رسند، از مسائل سیاسی کنار می‌کشند، اما دکتر افروغ هیچ فرصتی را برای دفاع از انقلاب اسلامی در برابر کسانی که نگاه سهل‌گیرانه به حکمرانی دینی داشتند، از دست نمی‌داد.

فروغِ اهل سیاست

دکتر عماد افروغ از این جهان فانی به آن جهان باقی پَر کشید. نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگرِ ایرانی که همچون برخی دیگر از رجال اهل فرهنگ و اندیشه ایران، دوره ای نیز به جهان سیاست قدم گذاشته و “از بد حادثه اینجا به پناه آمده”(۱) بود.

عماد افروغ و بازخوانی انتقادی علیت در رئالیسم انتقادی از منظر حکمت اسلامی

از ديدگاه رئاليستي، موضوعات،‌ اعم از طبيعي و اجتماعي،‌ ضرورتاً برخوردار از قابليت‌هاي علّي‌اند كه در تركيب با شرايط بيروني و عوامل مشروط، توان ايجاد حوادث را دارند؛ از این‌رو عليت ناظر به رابطه بين حوادث انضمامي نيست، بلكه به «نيروهاي علي» يا قابليت‌هاي موضوعات يا روابط، يا شكلي كلي­تر به شيوه‌هاي عمل يا «ساز وكارهاي» آنها مربوط مي‌شود

افروغ معتقد بود حجاب باید در چارچوب استراتژی فرهنگی مقابله با تبرج تعریف شود

جامعه‌شناسان در تعریف کجروی، دو بُعد ذهنی (بینش و نگرش) و عملی (رفتاری) را مورد توجه قرار می‌دهند. نظام اجتماعی دارای هنجارها و الگوهای رفتاری مقبولی است که هرگونه فاصله ذهنی از هنجارهای متعارف و مورد قبول جامعه، انحراف یا کجروی نامیده می‌شود.

فرار از ماکیاولیسم مذهبی

مردم‌سالاری دینی، وجه جمعی برای دو مدل دموکراسی و تئوکراسی است و آمده تا نقص‌های آنان را برطرف نماید. در ذات دموکراسی، دیکتاتوری اکثریت نهفته است. دموکراسی هرچند که حکومت مردم بر مردم است؛ اما در جوامع امروزی، حکومت مردم، به حکومت اکثریت تقلیل می‌یابد؛ فضیلت‌ها و شایستگی‌ها پای رضایت عامه مردم ذبح می‌شود و عملاً هر حکومتی که بر سرکار بیاید، می‌تواند به منافع مردم جهت بدهد و از ابزار فرهنگی خود برای استیلای سیاسی بهره بگیرد؛ به عبارت دیگر: می‌تواند رضایت مردم را داشته باشد، ولی در جهات خلاف منافع واقعی مردم حرکت کند.

عماد افروغ و پیوند عرفان و جامعه در پرتو اندیشه‌های امام علی(ع)

کسانی که با آثار و اندیشه‌های دکتر عماد افروغ آشنا هستند، از ارادت ایشان به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و نهج‌البلاغه آگاهی دارند. حال‌وهوای ایشان و به‌وجدآمدنشان هنگام بیان احادیث امام و تعبیرات بلندشان درباره ایشان، سندی بر این مدعاست. در میان آثار این استاد وارسته، کتاب «حس و حالی از نهج‌البلاغه» اثری است که ایشان در آن به‌طور خاص به این موضوع پرداخته‌اند. نکات این کتاب را می‌توان در سه بخش دسته‌بندی کرد.

عطش افروغ و سراب نهاد علم

افروغ از باب غیرتی که نسبت به انقلاب و فرهنگ برآمده از آن دارد، به سراغ بهره‌گیری از اندیشه فقهی و منظومه‌ای حکمت صدرایی می‌رود تا نشان دهد که میان تلقی «کشف حقیقت» از علم و «کسب قدرت» از آن، فرسنگ‌ها فاصله است. البته روح ناآرام وی، او را به عبور از این دوگانه می‌کشاند. به نظر ایشان، یکی از مشکلات سیاست‌گذاری نهادهای علمی در جهان معاصر به دوگانه‌انگاری در مقابل نگرش منظومه‌ای برمی‌گردد؛ دوگانه‌هایی که علم تجربی را به اومانیسم رسانده و در دوقطبی‌هایی مانند علم و دین، حق و تکلیف، خدا و انسان، بود و نمود، نظریه و عمل و… دست و پا می‌زند.

رئالیسم انتقادی و الهیات در اندیشه عماد افروغ؛ تلاشی برای عبور از خدامردگی مدرن

نگاه ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام، به جهان، نگاهی رئالیستی است و از این جهت با رئالیسم انتقادی وجه اشتراکی می‌یابد. به باور کسانی مانند مک‌گراث، رئالیسم انتقادی حوزه‌های مهم و مختلفی را پوشش می‌دهد که یکی از آن‌ها «حوزه الهیات» است. چرخش بسکار از «طبیعت‌گرایی» به سمت «معنویت‌گرایی»، اگرچه دور از انتظار و با سنت متداول غرب مدرن بیگانه بوده است، امکان‌ها و ظرفیت‌های زیادی را برای بحث درباره خداشناسی و دین‌شناسی آشکار می‌کند. مرحوم عماد افروغ با درک این ظرفیت‌ها، به سراغ شرح جایگاه خدا و دین در اندیشه دیالکتیکی روی بسکار می‌رود که در ادامه، به برخی از آن‌ها به‌صورت اجمالی اشاره می‌کنیم.

عماد افروغ منادی عدالت‌خواهی مبتنی بر عقل و دین بود

عدالت‌خواهی لازمه کرامت ذاتی و آزادی‌خواهی انسان است؛ انسان به‌واسطه انسان‌بودن و کرامت ذاتی‌اش، صاحب حقوقی است که جامعه انسانی باید آن را محترم بشمارد. انقلاب اسلامی هم حاصل این خواسته به حق انسانی است؛ چنان‌که امام خمینی (ره) بحث عدالت اجتماعی را هدف اصلی و البته ذیل معرفت خدا معرفی کرده است. یعنی عدالت اجتماعی یک هدف بزرگ انضمامی و عینی در انقلاب اسلامی است.

عماد افروغ و آسیب‌شناسی چرخه مد لباس در ایران؛ از ضعف طراحی تا ناکارآمدی تبلیغات

مُد، به منزله یکی از صنایع پرطرفدار فرهنگی، در عین سودآوری اقتصادی، نقشی جدی در انتقال ایده‌های خلاق و رشد فرهنگی جوامع مبتنی بر میراث فرهنگی آن‌ها را ایفا کرده و در این مسیر چرخه‌ای را از آفرینش و طراحی تا تولید، توزیع و نهایتاً مصرف طی می‌کند.

پس‌رفت انتقادی؛ دلسوزی مُصلحانه

تلاش لیبرال‌ها در مقابله با این رویکرد، ناظر به ترویج مولفه نسبیت در باورهای انسانی بود؛ آن‌ها با اثبات اینکه تمام باورهای انسانی در موقعیت‌های مختلف دستخوش تغییر قرار می‌گیرند، نتیجه گرفتند که نمی‌توان به وجود مبانی ثابتی در دنیای اندیشه‌ای ایمان داشت. اینان مدل‌های بدیلی همچون انسجام‌گرایی را برای ساختمان معرفتی بشر پیشنهاد کردند که بر اساس آن، صرف هماهنگ‌بودن معارف بشری با یکدیگر، منجر به صدق و توجیه آنان خواهد شد.

عماد افروغ و دغدغۀ پیوند نظر و عمل

چرا دغدغۀ پیوند نظر و عمل در نزد دکتر افروغ و نسل ایشان تا این حد تکرارشدنی است؟ شاید پاسخ این پرسش را بتوان ناظر به وقوع انقلاب اسلامی و نسبت آن از یک سو با جهان سنت اسلامی-ایرانی و از سوی دیگر با جهان معاصر غربی یافت.

دکتر افروغ روشنفکری منقطع از زیست عمومی نبود

دکتر افروغ آن قدر دلبسته انقلاب اسلامی بود که می توان او را از گفتمان‌‌پردازان ایده‌ی انقلاب اسلامی دانست، حتی وقتی به بحث جدایی انقلاب اسلامی از جمهوری ورود کرد به این خاطر بود که می‌خواست گفتار انقلاب اسلامی را به صورت یک حرکت کاملاً ناب تحلیل کند.

عماد افروغ؛ سیمای فلسفی یک جامعه‌شناس

گمشده دکتر افروغ در تبیین فلسفی انقلاب اسلامی با ورود به مباحث حکمت متعالیه اتفاق افتاد. ایشان دانش آموخته جامعه‌شناسی بودند ولی به نظر می‌رسد که این مباحث نتوانست او را قانع کند و ایشان را به سمت و سویی سوق داد که به مباحث فلسفی ورود کند.

عدالت‌خواهِ عدالت‌پژوه/ نگاهی به دغدغه عدالت اجتماعی در آثار مرحوم افروغ

اگر قدری نگاه را موسع کنیم و افرادی را هم که در آثارشان و کنش‌شان با عدالت اجتماعی سروکار داشتند، جزو قافله اندیشمندان عدالت بدانیم قطعاً و قطعاً دکتر عماد افروغ یک عدالت‌پژوه است و این نخستین ربطی است که بین ایشان و عدالت وجود دارد.

زنده‌یاد افروغ روشنفکری متعهد و منتقد واقعی بود/ افروغ به گذشته انقلابی‌گری خود افتخار می‌کرد

محمدمهدی اسماعیلی، عماد افروغ را پرچمدار نقد درون گفتمانی دانست و گفت: دکتر افروغ شخصیتی انقلابی و مصلح بود که هیچ وقت از گذشته انقلابی‌گری خود پشیمان نبود و همواره نسبت به آینده جامعه ایرانی طرح و ایده داشت.

اگر عرصه جامعه‌شناسی ما افروغ‌های بیشتری داشت؛ دکتر علی انتظاری، رئیس دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه علامه‌طباطبایی

مرحوم دکتر عماد افروغ از شخصیت‌های علمی تأثیرگذار و نقش‌آفرین در جامعه‌شناسی بود و می‌توان از او تحت عنوان یک «منتقد متعهد» سخن‌ گفت. او با اینکه نسبت به نظام اجتماعی و سیاسی متعهد بود و با هرگونه مرجعیت ‌غرب و نگاه‌های سکولار در تعارض بود، ولی در عین حال منتقدی درون گفتمانی بود.

اندیشمند انقلابی؛ دکتر شریف لک‌زایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

زنده‌یاد دکتر عماد افروغ تنها یک دوره‌ به‌عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی برگزیده ‌شد و در آن ایام به‌عنوان ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس هم ایفای نقش کرد، چرا که امید بسته بود که حضورش در مجلس شورای اسلامی می‌تواند در حوزه فرهنگ که متأسفانه اغلب مورد غفلت است، مؤثر واقع ‌شود.

معنای «منش اصول‌گرایی» نزد دکتر افروغ؛ دکتر سید جواد میری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم‌ انسانی و مطالعات فرهنگی

وقتی زنده‌یاد دکتر افروغ از انگلستان به ایران برگشت تلاش بسیاری کرد تا بین «نگاه صدرایی» و «رئالیسم انتقادی» تلفیقی ایجاد کند. رویکرد فکری او به مسائل سیاسی و اجتماعی، رویکردی جامعه‌شناختی و انتقادی بود که کتاب‌‌ها و ترجمه‌هایش گواهی بر این قضاوت است. بنابراین اگر بخواهیم به دستاورد فکری مرحوم دکتر افروغ بپردازیم، می‌توان آن را در دو کلمه خلاصه کرد؛ «قدرت» و «مسئولیت».

فراتر رفتن از دیوارهای بلند آدمی؛ دکتر حمید دهقانیان، استاد جامعه‌شناسی

حضور پررنگ «مکتب رئالیسم انتقادی» در مشی فکری دکتر عماد افروغ باید به جامعه علمی کشور بهتر و بیشتر معرفی شود؛ چرا که متأسفانه به این وجه علمی ایشان کمتر توجه شده و این ویژگی ممتاز در لابه‌لای فعالیت‌های دیگر دکتر افروغ مجال نمود و بازتاب کمتری یافته است. بنابراین در این یادداشت، به معرفی این وجه از منظومه فکری ایشان می‌پردازم.

نقدی بر آخرین کتاب عماد افروغ

عماد افروغ عاشقی است روایت کننده تنهایی و او این گونه در جلد چهارم کتاب «فریادهای خاموش؛ روزنگاشت تنهایی » به بلوغی در ژانر نوخواسته سنت روزنگاشت رسیده است. بلوغی که در فرم و محتوا می‎توان یافت.