دکتر عماد افروغ از این جهان فانی به آن جهان باقی پَر کشید. نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگرِ ایرانی که همچون برخی دیگر از رجال اهل فرهنگ و اندیشه ایران، دوره ای نیز به جهان سیاست قدم گذاشته و “از بد حادثه اینجا به پناه آمده”(۱) بود.
او در دسته بندی های مرسوم اهل سیاست در ایران، اصولگرا تلقی میشد، اما خود را به لحاظ معنایی “اصولگرایی اصلاحطلب” میدانست، و “مثلِ هیچکس”(۲) نبود. خودش بود: منتقد، ستیهنده، عدالتخواه و آرمانجو. از رهروان راه انقلاب اسلامی ايران که با همه دگرگونیها و تحولات، و سیر و سیروره از خامی به پختگی، از پختگی به سوختگی، همچنان به آرمانهای اصیل انقلاب، وفادار، و پنجاه و هفتی مانده بود.
او که به موازنههای دقیقِ قانون اساسیِ برآمده از انقلابِ بهمن ۱۳۵۷، از جمله میان استقلال و آزادی و جمهوریت و اسلامیت، اعتقاد و التزام عملی داشت و زبان حال او و اقرانِ کمیابِ او در این زمانه عسرت، چنین بود؛ “حاصل عمرم سه سخن بیش نیست/ خام بدم، پخته شدم، سوختم”(۳). خداوند او را قرین رحمت بی پایان خود فرماید.
پی نوشت:
۱. حافظ
۲. فروغ_فرخزاد
۳. مولانا
حسین جابری انصاری، سخنگو و معاون سابق وزارت امور خارجه