عماد افروغ با اشاره به حوزههای قبل از انقلاب گفت: حوزههای علمیه آن زمان افرادی چون علامه طباطبایی و مطهری را تربیت کرد، در حالی که بعد از انقلاب نهتنها نسیم حوزه دانشگاه را نگرفت، بلکه توفان دانشگاه، حوزه را گرفت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، دکتر عماد افروغ استاد دانشگاه، و حجتالاسلام دکتر احمد واعظی، استاد حوزه و دانشگاه، پنجشنبهشب با حضور در برنامه تلویزیونی «دیروز، امروز، فردا» درباره موضوع وحدت حوزه و دانشگاه به مناظره پرداختند.
در ابتدای برنامه، واعظی مبحث وحدت حوزه و دانشگاه را در سه محور اصلی قابل طرح دانست و گفت: محور اول چیستی این وحدت و واکاوی آن است و محور دوم تحلیل داوری در خصوص وضعیت کنونی در طول این سه دهه گذشته و همچنین راهکارهای لازم برای رسیدن به وحدت، محور سوم میباشد.
واعظی در توضیح از دو هدف اصلی وحدت حوزه و دانشگاه یاد کرد و گفت: هدف اول، رفع بدبینیها و سوءتفاهمها و فاصلههایی بود که قبل از انقلاب بین حوزه و دانشگاه وجود داشت.
وی ادامه داد: همچنین هدف دیگر همافزایی بین حوزه و دانشگاه و همکاری و تعامل این دو نهاد علمی برای فائق آمدن بر برخی از مشکلات علمی موجود بود.
این استاد دانشگاه و حوزه با بیان اینکه این دو هدف شالوده اصلی تفکر حوزه را میسازد، اظهار کرد: به اعتقاد من در هدف اول تا حد نسبی موفقیت حاصل شده است. هماکنون ظرفیت حوزه و دانشگاه برای یکدیگر شناخته شده و فاصلههای میان این دو کمتر شده و بدبینیها ترمیم یافته است.
وی ادامه داد: اما با هدف دوم هنوز فاصله زیادی داریم. اقداماتی که انجام میگیرد مقدماتی و سطحی است و ارتباطی با تأمین این هدف ندارد.
در ادامه این مناظره، افروغ با بیان اینکه مسئله وحدت حوزه و دانشگاه را نباید با همین دو نهاد تقلیل داد، افزود: وحدت حوزه و دانشگاه به روحانی و دانشگاهی منحصر نمیشود، بلکه ذیل مباحث علم و دین، سنت و تجدد، چالشهای روشنفکری و هویتی نیز در نظر گرفته میشود.
وی با بیان اینکه فلسفه وجود حوزه و هدف تشکیل آن چه بوده است، گفت: نگاه امام(ره) به این مسئله بیشتر نگاهی سیاسی و اجتماعی بوده است و امام در تعبیر خود وحدت روحانیت و دانشگاهیان را مانند وحدت مردم و دولت میدانست.
این استاد دانشگاه، حوزه را مسئلهمحورتر و پرابلماتیکتر از دانشگاه عنوان کرد و گفت: حوزه علمیه برخاسته از بطن مردم بود و مدارس علمیه ما سابقه دیرینهای دارند.
افروغ تهذیب نفس، ارشاد و هدایت دولت، پرهیز از دنیاطلبی و آگاهیبخشی به مسلمانان نسبت به وظایف خطیر روحانیت را از موارد ۱۷گانه منشور امام خطاب به روحانیت یاد کرد و افزود: امام تأکید داشت دانشجو نباید روحانی را متهم به تحجر و روحانی نیز نباید دانشجو را متهم به غربزدگی کند.
وی با بیان اینکه روش حوزه متفاوتتر از دانشگاه است، اظهار کرد: روش دانشگاهی نقد را برمیتابد، اما دانشگاه با معنای خاصی که از روش پوزیتیویستی مراد میکرد، تصور میکرد که حوزه انتقادپذیر نیست.
واعظی در ادامه این گفتوگو با مقایسه دانشگاه و حوزه تصریح کرد: دانشگاه یک نهاد علمی ـ پژوهشی است، اما حوزه را نباید نهادی صرفاً پژوهشی دانست. اگرچه حوزه در سابق اینگونه بوده، اما کارکرد حوزه فراتر از پژوهش است.
وی سابقه حوزه نجف را بیش از هزار سال دانست و بیان کرد: در تمام این مدت حوزه علاوه بر مسائل پژوهشی، یک نهادی بود که از اصلیترین وظایف آن تبلیغ، هدایت و ارشاد جامعه بوده است.
واعظی در خصوص انتقاد افروغ نسبت به فرمالیزم در دانشگاهها افزود: طرح و ایده وحدت حوزه و دانشگاه در قضاوت خود دچار نوعی فرمالیزم است. در قضاوت راجع به وحدت حوزه و دانشگاه گفته شده دانشگاه برخاسته از مدرنیته و حوزه برخاسته از سنت و حافظ سنت است.
این استاد حوزه اضافه کرد: گفته میشود سنت با مدرنیزم نمیسازد، بنابراین بین این دو وحدتی صورت نمیگیرد و وحدت معنا ندارد که به نظر این بیان، اسیر شدن در دام فرمالیزم است.
وی تغییر جهت در شبکه روابط حاکم در دانشگاهها را منجر به نوعی بازنگری و تغییر در پیشرفتهای معرفتی دانشگاهها دانست و گفت: فضای آموزشی دانشگاهها وسیع و گسترده و دارای شاخههای مختلفی از علوم است، اما حوزه محدود به علوم اسلامی و دینی است.
واعظی با مقایسه فضای حوزه در قبل و بعد از انقلاب افزود: وقتی انقلاب پیروز شد، دغدغه و کارکردها نیز متفاوت شد. کسانی که در آغاز انقلاب فرهنگی بحث حضور روحانیت در دانشگاهها را مطرح کردند، هرگز نظرشان این نبود که دفتر نهاد رهبری در دانشگاهها تبدیل به یک نهاد اداری شود.
در ادامه افروغ با اشاره به حوزههای قبل از انقلاب یادآور شد: حوزههای علمیه در آن زمان افرادی چون علامه طباطبایی، شهید مطهری و متفکرانی از این دست را تربیت کرد، اما بعد از انقلاب وحدت حوزه و دانشگاه مطرح میشود، در حالی که باید نسیم حوزه به دانشگاه برسد که نهتنها نسیم حوزه وارد دانشگاه نشد، بلکه توفان دانشگاه حوزه را گرفت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه تصور عموم غلبه حوزه بر دانشگاه است، گفت: اما در باطن، فرم آموزشی دانشگاهها وارد مراکز علمیه شده است. مدرکگرایی و عنوانگرایی در حوزهها باب شد و حوزهها به مباحث حاشیهای پرداختند.
افروغ گفت: توقع این است فقه سیاسی و فلسفه قوی در همان قالب حلقههای سنتی و بحثهای طلبگی داشته باشیم. هماکنون استقلال حوزهها کمتر شده است، حوزهها بیش از آنکه به نظریهپردازی مشغول شوند، به تصدیگری و توجیه پرداختهاند.
واعظی در پاسخ به افروغ گفت: اگر توفانی از دانشگاه برخاسته و حوزه را تحت تأثیر قرار داده، مربوط به نهادهای اقماری حوزه بوده است، نه متن حوزه.
وی با پذیرفتن کم شدن استقلال حوزه اظهار کرد: هم دانشگاه و هم حوزه مقصر هستند. در دانشگاه روح قالب در اندیشه ما باورمندی نسبت به بنیان علوم انسانی غربی است. فقط اندکی از دانشگاهیان باور دارند میتوان طرحی نو درافکند و همچنین بدنه اصلی حوزه درگیر نشده است.
افروغ در ادامه این مناظره با بیان اینکه توقعات نسبت به حوزه متناسب با انتظارات انقلاب اسلامی نبوده است، گفت: ما توقع داریم پاسخهای جامعه اسلامی را از منبع دینی بگیریم. حوزه در سابق مسئلهمحور بوده است و یک چرخه دیالکتیکی میان حوزه و دانشگاه وجود داشته است. ما علم را بدون این چرخه نمیخواهیم.
واعظی در واکنش به اظهارات افروغ بیان کرد: آقای دکتر فکر میکنند سه دهه برای برآوردن انتظارات از حوزه کافی است که این قضاوت منصفانه نیست.
وی با اشاره به کارکردهای حوزههای قبل از انقلاب گفت: این حوزهها بهشدت سنتی، محدود و محصور در شاخههای خاصی از علوم انسانی بوده، اما در طول این سه دهه ما کاملاً در مسیر مورد نظر بودهایم و رشد حیرتانگیزی داشتهایم.
واعظی یک راهکار موجود برای تغییر وضعیت را اینگونه بیان کرد: در مباحث جدی، فضلای دانشگاه و حوزه پروژههای مشترک داشته باشند. خواهشم این است که حوزههای علمیه کار را در قالب همان مباحث آموزشی سنتی و حلقوی در فضای طلبگی پیگیری کنند.
این خبر1 دی ۱۳۹۱ با شماره خبر 1771612 منتشر شد.