تکنیک‌زدگی و دوری از حقیقت

وقتی قرار شد مقدمه‌ای موجز و کوتاه بر کتاب پیامک خبری بنویسم، نمی‌دانم چرا ذهنم بی‌اختیار متوجه رابطه، جایگاه و وزن اخلاق در این مقوله از سویی و مجازگرایی و تکنیک‌زدگی و مسائل مرتبط با آن از سوی دیگر شد.

وقتی قرار شد مقدمه‌ای موجز و کوتاه بر کتاب پیامک خبری بنویسم، نمی‌دانم چرا ذهنم بی‌اختیار متوجه رابطه، جایگاه و وزن اخلاق در این مقوله از سویی و مجازگرایی و تکنیک‌زدگی و مسائل مرتبط با آن از سوی دیگر شد. قطع نظر از کارکردهای متنوع، مطلوب و قابل دفاعی که به طور عمده دائرمدار اطلاع‌رسانی، آگاهی‌بخشی، برقراری ارتباطات دوستانه و عاطفی و تسلی بخش آلام و دردهای روزمره و تسریع در خدمات مورد نیاز و امثال ذلک است- و نویسنده محترم به خوبی به دامنه آن‌ها اشاره کرده – نمی‌توان از کارکردهای سوء اخلاقی و متداول آن نیز غافل شد.
از تحقیقات محتمل میدانی و تطبیقی نوع و گستره استفاده غیراخلاقی از پیامک‌های خبری بین کشورها و جوامع مختلف بی‌اطلاعم، اما بدون تردید بشر امروز در ادامه دسترسی به فن‌آوری‌های اطلاعات به ابزاری دست یافته است که به مراتب پُر مخاطب‌تر و سهل‌الوصول‌تر از فن‌آوری‌های مشابه در سامان‌بخشی به تفوق زمان بر مکان است، ابزاری که می‌تواند فرصت جدیدی برای بد اخلاقی‌ها (و البته خوش اخلاقی‌ها)ی گسترده در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشد. به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است تا تحقیقی مبسوط در خصوص نوع و گستره این بداخلاقی‌های گسترده، حداقل در داخل کشور صورت گیرد.
به طور قطع، توان تخریب گروهی و سازمانی، اعم از رسمی و غیررسمی، به هیچ وجه قابل مقایسه با ارسال پیامک‌های عادی و روزمره و غیرسازماندهی‌شده توسط افراد نیست. آنچه شهودا می‌توان درباره حجم ارسال پیامک‌های مختلف سازماندهی شده داوری کرد، حاکی از غلبه صبغه و وجه سیاسی آن بر وجوه دیگر آن است. در این بین میزان تخریب‌های سیاسی و هتک حرمت افراد غیرقابل مقایسه با اطلاع‌رسانی‌های رایج سیاسی است. این تخریب‌ها با شروع و در هنگامه فعالیت‌های انتخاباتی معمولا به اوج خود می‌رسد و پس از برگزاری انتخابات به تدریج فروکش می‌کند.
همان‌گونه که اشاره شد، قدرت و گستره تخریب این ابزار به مراتب بیش‌تر از ابزارهای مشابه، اعم از شب‌نامه، روزنامه، پایگاه‌های خبری و اطلاع‌رسانی و غیره است. قطع نظر از شیوه‌های مبنایی و ریشه‌ای اخلاقی در مواجهه با این معضل، اولین راه‌کاری که در مقابل این بی‌اخلاقی‌ها به ذهن خطور می‌کند، قطع ارسال و دریافت این پیامک‌ها از طریق مجاری رسمی وابسته به دولت و با فرض وجود قانون مصوب است؛ راه حلی که کاملا موجه و مشروع می‌نماید، اما اگر دولت‌ها خود در این تخریب‌ها ذی‌نفع باشند چه چاره‌ای باید اندیشید؟ اگر دولت‌ها با لطایف‌الحیلی، از جمله دیرکرد در مواجهه با این تخریب‌ها، عملا موجبات حجمی گسترده از تخریب را فراهم کردند، چه باید کرد؟ اگر نظام حقوقی- قضایی یک کشور، به بهانه لزوم دریافت شکایت از نقش مدعی‌العموم اخلاقی خود غفلت کرد و به موقع وارد عمل نشد، چه چاره ای باید اندیشید؟ آیا راه‌کارها را باید صرفا در نظم رسمی و بالا-پایین کردن قانون جست‌وجو کرد؟
به نظر می‌رسد، به رغم توجه به ابعاد حقوقی- قانونی و رسمی این معضل، باید اهتمام جدی‌تر معطوف به اخلاقی کردن جامعه و آگاهی بخشی به مردم به منظور بی‌توجهی به این بی‌اخلاقی‌ها، تهمت‌ها و شایعات و حتی مقابله با آن‌ها باشد. قدر مسلم با توجه به شرایط ساختاری و وضعیت فرهنگ سیاسی غالب باید به لوازم و مولفه‌های اخلاقی شدن جامعه آگاه و ملتزم بود. بدون تردید، فرهنگ سیاسی معطوف و منطوی به اعتماد ناآگاهانه، مدیریت احساسی، بی‌توجهی به تفکر، مسئولیت‌های انسانی و اجتماعی، غفلت از مشارکت‌ها و نظارت‌های همگانی و بی‌توجهی به ظرف مدنی مستعد این نظارت‌ها، از موانع عمده اخلاقی‌شدن جامعه و پذیرش مسئولیت‌های توجه مثبت و فعال نسبت به این تخریب‌ها و شایعات است.
نفس سیاست‌زدگی مفرط پیامک‌های خبری، حاکی از بی‌توجهی به نقش و جایگاه فرهنگ و مولفه‌های آن در فضای رسمی و طبعا سر ریز آن به فضای غیررسمی است. باید بین اعتماد سیاسی و اجتماعی و وزن و حجم نگاه فرهنگی صاحبان قدرت رابطه‌ای برقرار کرد و در این رابطه باید نگاه و رفتارها و مسئولیت‌های اخلاقی و فرهنگی مسئولان کشور حکم متغیر مستقل و میزان و گستره اعتماد عمومی حکم متغیر وابسته را داشته باشد. نباید تحت هر شرایطی متوقع این اعتماد بود. از سوی دیگر، باید متوجه تظاهر به رفتار فرهنگی و رفتار واقعی فرهنگی و تفکیک این دو از هم بود. نمی‌توان و نباید با ابزارهای رسانه‌ای، از هر نوع که باشد، مردم را فریب داد و یا به عبارتی با فعل غیراخلاقی مردم را به اعتماد متقابل و یا رفتارهای اخلاقی تشویق کرد.
نکته دوم به فضای تکنیک‌زده، دنیای شتاب‌زده، کم‌حوصله و گریزان از تفصیل و عمق و مجازگرای کنونی باز می‌گردد. متأسفانه بخش اعظمی از عمر انسان‌های کنونی صرف مجاز و دوری از واقعیت و حقیقت می‌شود. بشر امروز با غرق‌شدن در فضای سایبری و مجازی، قدرت ریسک و خطر مواجهه با واقعیات را از خود سلب کرده و به ابزاری در دست گردانندگان و خط‌دهندگان ابزارهای نوین ارتباطی مبدل شده است. کم‌حوصلگی و اکتفا به حداقل‌های دانش و نشانه‌ها و اجتناب از غور و ورود تفصیلی به متن و فقدان اندیشیدن از آفات زندگی امروزین اوست.
به او، باید قابلیت‌ها و ظرفیت‌های انسانی و خلاقانه‌اش را آموخت، به او باید مسئولیت‌پذیری انفعال‌ها، اعتمادها و باورها و رفتارهایش را گوشزد کرد. به او باید تفاوت حقیقت و مجاز را آموخت. باید اولا او را به سوی دنیای واقعیات سوق داد و ثانیا او را با تکیه بر قدرتِ شناخت، مهارت‌ها و انگیزه‌هایش به سوی تغییر واقعیات هدایت و او را متوجه ذات و فطرت خداگونه‌اش کرد. باید او را متوجه مسئولیت‌های دنیوی و اخروی باورها و رفتارهایش ساخت و این خلاقیت، مسئولیت، واقعیت‌شناسی و حقیقت‌گرایی با غوطه‌ورشدن در فضای مجازی و خیالی، با شتاب‌زدگی و پرهیز از عمق و باطن‌نگری قابل جمع نیست.
و ما توفیقی الاّ بالله
27 مهر 1391
متن فوق یادداشت دکتر عماد افروغ برای مقدمه کتاب «پیامک خبری و چهار مقاله دیگری در باب روزنامه‌نگاری»، نوشته فرشاد مهدی‌پور است که بهمن 1392 منتشر شد. همچنین به مناسبت روز ارتباطات این اثر در چهل و دومین نشست زرین قلم به همت فرهنگسرای رسانه و با حضور دکتر افروغ و … رونمایی شد.