شهاب اسفندیاری: دیدگاه افروغ درباره تفکیک مصرف‌گرایی از هویت مورد توجه استادان خارجی قرار گرفت

نویسنده کتاب «سینمای ملی و جهانی شدن» در جلسه نقد و بررسی این کتاب، با اشاره به مسئله تفکیک مصرف‌گرایی از هویت گفت: در واقع در کشورهایی مثل فلسطین و لبنان، پوشش جوانان غربی و همراه با شلوار جین است، ولی در مقابل امپریالیسم ایستاده‌اند و مقاومت می‌کنند. ممکن است یک جوان لباس آمریکایی پوشیده باشد و نوشابه آمریکایی بنوشد، ولی هستی‌شناسی و نگاه و گفتمانی که حاکم بر عملش است، غربی نباشد.

نویسنده کتاب «سینمای ملی و جهانی شدن» در جلسه نقد و بررسی این کتاب، با اشاره به مسئله تفکیک مصرف‌گرایی از هویت گفت: در واقع در کشورهایی مثل فلسطین و لبنان، پوشش جوانان غربی و همراه با شلوار جین است، ولی در مقابل امپریالیسم ایستاده‌اند و مقاومت می‌کنند. ممکن است یک جوان لباس آمریکایی پوشیده باشد و نوشابه آمریکایی بنوشد، ولی هستی‌شناسی و نگاه و گفتمانی که حاکم بر عملش است، غربی نباشد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «سینمای ملی و جهانی شدن» تألیف دکتر شهاب اسفندیاری، با حضور دکتر عماد افروغ، نویسنده کتاب و جمعی از فعالان عرصه سینما و رسانه، عصر سه‌شنبه ۲۵ شهریور در انتشارات سروش برگزار شد.
دکتر شهاب اسفندیاری، نویسنده کتاب «سینمای ملی و جهانی شدن»، با اشاره به اینکه یکی از افرادی که با مصاحبه و راهنمایی‌های ایشان در این کتاب از دیدگاه‌هایش بهره گرفته، دکتر عماد افروغ بوده است، گفت: ترجمه این مصاحبه که در متن انگلیسی کتاب منتشر شده است، برای بسیاری از استادان خارجی بنده جالب و تعجب‌آور بود؛ چون در آن زمان آقای افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود و از مسئولان به حساب می‌آمد. از این رو، دیدگاه‌های ایشان درباره جهانی شدن، به عنوان یک مسئول ایرانی، برای استادان خارجی جدید و قابل توجه بود.
وی افزود: در غرب، چهره‌ای که از ایران و ایرانیان انقلابی و مذهبی در رسانه‌ها و محافل آکادمیک مطرح است، چهره‌ای طالبانی و بسیار خشن است. از این رو، دیدگاه یک مسئول ایرانی در رابطه با سینما و جهانی شدن که برخلاف چهره‌ای که از ایران و ایرانی ساخته شده بود و از منظر احترام متقابل بیان می‌شد، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
این استاد دانشگاه هنر تصریح کرد: مطلبی که از دکتر افروغ در این کتاب آمده و بسیار مورد توجه قرار گرفته، مسئله تفکیک مصرف‌گرایی از هویت است. در واقع در کشورهایی مثل فلسطین و لبنان، پوشش جوانان غربی است، ولی در مقابل امپریالیسم ایستاده‌اند و مقاومت می‌کنند.
وی افزود: ممکن است یک جوان لباس آمریکایی پوشیده باشد و نوشابه آمریکایی بنوشد، ولی هستی‌شناسی، نگاه و گفتمانی که حاکم بر عملش است، غربی نباشد. در عرصه جهانی شدن شاید کالاها خیلی راحت مبادله و مصرف شوند، ولی صرف وجود کالاهای آمریکایی دلیل بر سیطره گفتمان امپریالیستی نیست.
اسفندیاری با اشاره به اینکه امیدوار است در این کتاب مسئله‌محور بوده باشد، گفت: پرسشم این بود که چگونه سینمای ما می‌تواند جهانی شود؟ این پرسش جدی برای خیلی‌ها هنوز مطرح است که جهانی شدن چیست؟ آیا جهانی شدن همان آمریکایی شدن است؟ آیا سیطره یک‌طرفه غرب بر عالم است یا نه؟ آیا جهانی شدن مدرنیزاسیون است یا چیزی متفاوت است؟
وی افزود: گاهی با این سؤال مواجه می‌شدیم که آیا خود انقلاب اسلامی مثال نغزی از این نیست که آن سیطره رسانه‌ای می‌آید و منجر به اطلاع‌رسانی در جهتی خلاف منافع غرب می‌شود؟ مانند حضور امام خمینی(ره) در پاریس یا مسئله اخیر غزه که علی‌رغم اینکه رژیم صهیونیستی در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی برای جهت‌گیری کاربران علیه غزه هزینه فراوانی کرد، فضای ضدصهیونیستی آن‌قدر قوی شد که نتیجه معکوس گرفتند.
وی یادآور شد: در واقع، تضمین‌شدگی و در خدمت غرب بودن همه فرآیندهای جهانی شدن جای بحث دارد و این شکاف‌ها به ما کمک می‌کند که از همین عرصه برای ابراز هویت وارد شویم و با آن چیزی که به ظاهر بر ما مسلط است و به نظر ما را فلج نشان داده، مواجه شویم.
وی افزود: این یک دلیل برای وارد شدن به مسئله فرهنگی جهانی شدن در این کتاب بود. مسئله دیگری که در این کتاب در زمینه سینمای ملی به آن پرداخته شده، تفاوت فیلم‌هایی است که در ایران ساخته می‌شود، ولی در غرب حتی چند پاراگراف درباره آنها یافت نمی‌شود؛ مانند فیلم‌های حاتمی‌کیا که در این کتاب به توضیحاتی درباره آنها پرداخته‌ام. همچنین فیلم‌هایی وجود دارد که در غرب برای آنها تبلیغات فراوانی شده است؛ مانند فیلم‌های مخملباف.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر با اشاره به فیلم «سفر به قندهار» مخملباف که وی با افتخار از نمایش آن در کاخ سفید و در برابر جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، سخن می‌گفت، اظهار کرد: اکنون کار هنری مخملباف به جایی رسیده است که جمهوری اسلامی را متهم می‌کند به اینکه به جشنواره‌های خارجی پول می‌دهد تا فیلم‌هایش به این جشنواره‌ها دعوت نشود. این نمونه‌ای از عدم سیطره کامل غرب بر مسئله جهانی شدن و سینمای ملی است.
اسفندیاری یادآور شد: این قضیه دلیلی شد که بیشتر به حاتمی‌کیا و آثارش، به عنوان فیلمسازی که غرب او را در خدمت نظام ایدئولوژیک انقلاب اسلامی می‌داند، بپردازم و این تصور را که عده‌ای از فیلمسازان آزاداندیش و منتقد هستند و عده‌ای دیگر خدمتگزار نظام، بیشتر مورد توجه قرار دهم. از این رو تلاش شد در این کتاب به این موضوع بیشتر پرداخته شود.
وی افزود: یکی از دلایلی که تصویر حاج‌کاظم، شخصیت فیلم «آژانس شیشه‌ای»، و حاتمی‌کیا در نسخه انگلیسی این کتاب قرار داده شد، روشن شدن وجه مثبت سینماگران ملی ایران بود.
وی ادامه داد: بخش دیگر کتاب به پاسخ به سؤالات داخلی درباره چگونگی جهانی شدن سینمای داخلی پرداخته و نقش دولت‌ها و موفقیت و عدم موفقیت تجربه دولتی کردن سینما در چند کشور جهان را بررسی کرده است که شکست سینمای آرژانتین با دولتی شدن و موفقیت کره جنوبی در سینمای دولتی از جمله نمونه‌های آن است.
مؤلف کتاب «سینمای ملی و جهانی شدن» در پایان سخنانش گفت: بخشی دیگر از کتاب به فیلم‌هایی پرداخته که در داخل به عنوان سیاه‌نمایی شناخته می‌شوند، اما در خارج از کشور این‌گونه برداشت می‌شود که این فیلم‌ها تلقی و تصویر جمهوری اسلامی هستند. برداشتی که در داخل از این فیلم‌ها می‌شود با تصویری که در خارج از ایران می‌سازند بسیار متفاوت است. دلیل دیگر، بازگو کردن جنبه‌هایی ناگفته از فیلم‌های داخلی و فیلم‌های ایرانی ساخته‌شده در خارج از کشور برای مخاطب خارجی است.
این خبر 26 شهریور 1393 با شماره خبر 2372354 منتشر شد.