افروغ: الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت بدون تحول معرفتی و مشارکت نخبگان محقق نمی‌شود / دیگر احساس غربت نمی‌کنم

عماد افروغ با تأکید بر ضرورت تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت بر پایه مشارکت نخبگان، شاخص‌های کیفی و تحول معرفتی، گفت: مشکل اصلی ما در علوم انسانی و اقتصاد اسلامی، غلبه کمیت‌گرایی و روش‌شناسی پوزیتیویستی است و بدون اصلاح این مبانی، پیشرفت واقعی امکان‌پذیر نخواهد بود.

عماد افروغ با تأکید بر ضرورت تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت بر پایه مشارکت نخبگان، شاخص‌های کیفی و تحول معرفتی، گفت: مشکل اصلی ما در علوم انسانی و اقتصاد اسلامی، غلبه کمیت‌گرایی و روش‌شناسی پوزیتیویستی است و بدون اصلاح این مبانی، پیشرفت واقعی امکان‌پذیر نخواهد بود.
عماد افروغ، جامعه‌شناس، نظریه‌پرداز و از حاضران نخستین نشست «اندیشه‌های راهبردی» با موضوع «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت»، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر درباره این نشست اظهار کرد: این تجربه نشان داد که درباره سیاست‌های کلان و سرنوشت‌ساز کشور باید کارگروه‌های تخصصی شکل گیرد و تصمیم‌گیری بر پایه خرد جمعی و تخصصی انجام شود.
وی با انتقاد از غلبه نگاه کمّی در ارزیابی مسائل کشور افزود: متأسفانه حتی شاخص‌های موجود نیز صرفاً با عدد و رقم سنجیده می‌شوند و نوعی عددگرایی پوچ و پوسیده بر فضای تصمیم‌گیری حاکم است؛ رویکردی که شایسته انقلاب اسلامی نیست و نمی‌تواند مبنای تدوین الگوی پیشرفت قرار گیرد.
افروغ با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب بر تشکیل کمیته‌های تخصصی گفت: تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نیازمند مشارکت تخصص‌های گوناگون، استمرار نشست‌های راهبردی و دستیابی به اصول مشترکی است که سیاست‌های متناظر با آن تعریف شود.
این استاد دانشگاه یکی از مهم‌ترین مسائل کشور را «انزوای نخبگی» دانست و اظهار داشت: در شرایطی که سیاست‌زدگی، عمل‌زدگی و نگاه فردی بر فضای تصمیم‌گیری غلبه کرده، کنار گذاشته شدن نخبگان به زیان آینده کشور است. اداره جامعه بدون مشارکت واقعی نخبگان و تخصص‌های متنوع امکان‌پذیر نیست و این امر با تصمیم فردی یا محدود به یک قوه تحقق نخواهد یافت.
وی افزود: برای رسیدن به الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، به زمان کافی، تصمیم جمعی و عمل مبتنی بر صبر و حوصله نیاز داریم و این فرآیند نمی‌تواند شتاب‌زده و دستوری باشد.
افروغ با بیان اینکه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نسبت به سند چشم‌انداز، اصل ۴۴ و سایر اسناد مصوب، یک سند بالادستی محسوب می‌شود، اظهار کرد: آنچه امروز درباره این الگو مطرح شده، همان چیزی است که پیش از این از قوای کشور انتظار داشتیم؛ یعنی اداره کشور بر پایه مشارکت واقعی. متأسفانه دولت‌ها غالباً به دنبال اداره یکدست بوده‌اند و حتی در درون خود نیز از ظرفیت‌های مشورتی و تخصصی به اندازه کافی استفاده نکرده‌اند.
وی با اشاره به مضمون سخنی از امام خمینی(ره) درباره مشارکت گفت: مشارکت صرفاً به حضور منفعلانه مردم محدود نمی‌شود، بلکه باید مشارکت فعال در عرصه‌های تخصصی و اندیشه‌ای شکل گیرد و اگر در چنین عرصه‌هایی مشارکت تحقق پیدا نکند، اساساً مفهوم مشارکت بی‌معنا خواهد شد.
این پژوهشگر جامعه‌شناسی درباره مباحث خود در نشست اندیشه‌های راهبردی اظهار داشت: مسئله اصلی من این بود که مشکل اقتصاد اسلامی بیش از آنکه هستی‌شناختی باشد، معرفت‌شناختی است. ما در مباحث نظری ظرفیت‌های فراوانی داریم، اما روش‌شناسی متناظر با این مبانی را در اختیار نداریم.
افروغ با انتقاد از غلبه روش‌شناسی پوزیتیویستی بر فضای علوم انسانی گفت: ما دچار نوعی دوگانگی شده‌ایم؛ در نظریه سخنان خوبی مطرح می‌کنیم، اما در عمل همچنان روش‌شناسی پوزیتیویستی بر ما حاکم است. در حالی که غرب تا حدی از این سیطره عبور کرده، ما هنوز گرفتار آن هستیم و همین مسئله مانع شکل‌گیری علم بومی و الگوی پیشرفت متناسب با فرهنگ و تاریخ خود شده است.
وی افزود: برخی تصور می‌کنند علوم انسانی یا اقتصاد اسلامی صرفاً با نقل چند حدیث محقق می‌شود، در حالی که مسئله اصلی، نسبت آموزه‌های دینی با عقلانیت، تجربه، تبیین، فهم، علیت و پیش‌بینی است. ما هنوز در این زمینه‌ها به درک روشنی دست نیافته‌ایم و نسبت ذهن و عین در اندیشه ما به‌درستی روشن نشده است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه کشور را برنامه اداره می‌کند، نه بودجه و نه سرعت تصمیم‌گیری، اظهار داشت: مباحثی مانند اقتصاد اسلامی، نسبت کار و سرمایه و مبانی پیشرفت، نیازمند کار نظری، الگوی راهبردی، تئوری و برنامه‌ریزی بلندمدت است و نمی‌توان با برداشت‌های سطحی و شتاب‌زده به این مسائل پرداخت.
وی افزود: امیدوارم مسئولان تصور نکنند که تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت صرفاً یک پروژه مهندسی مبتنی بر نمودار، عدد و رقم است؛ این یک مسئله عمیق علوم انسانی است و علوم انسانی ذاتاً زودبازده نیست.
افروغ در بخش دیگری از گفت‌وگو، نسبت اسلامیت و ایرانیت را روشن و غیرمتعارض دانست و گفت: بهترین عرصه برای مشاهده پیوند اسلامیت و ایرانیت، خود انقلاب اسلامی است. اگر به دنبال فهم این نسبت هستیم، باید آن را در تجربه انقلاب اسلامی و سه پیام اصلی آن یعنی آزادی، عدالت و معنویت جست‌وجو کنیم.
وی با تأکید بر اینکه معنویت هدف غایی انقلاب اسلامی است، نه ابزار آن، اظهار کرد: اگر اخلاق و معنویت به ابزار سیاست تبدیل شود، به ماکیاولیسم خواهد انجامید و قرار نیست در جمهوری اسلامی شاهد چنین وضعیتی باشیم.
افروغ همچنین با اشاره به جایگاه ایران در جهان معاصر گفت: ایران به دلیل ظرفیت‌های نظری خود می‌تواند نقش مهمی در جهان ایفا کند. من در این نشست دوازده مؤلفه برای تعیین جایگاه ایران در فرآیند جهانی شدن مطرح کردم و معتقدم سرمایه‌داری به دلیل تضادهای درونی خود قادر به تحقق جهانی شدن حقیقی نیست.
وی یکی دیگر از مباحث مطرح‌شده در نشست را ضرورت تحول ساختاری در جمهوری اسلامی دانست و اظهار داشت: ما انقلاب کردیم تا تحول ساختاری ایجاد کنیم، اما نه تحول ساختاری تحقق یافته و نه به تقویت نهادهای مدنی اهتمام لازم شده است. درک ما از انقلاب اسلامی همچنان ساده و محدود باقی مانده و جابه‌جایی نیروها بدون ایجاد ساختارهای جدید مبتنی بر عدالت و مشارکت، نمی‌تواند اهداف انقلاب را محقق کند.
افروغ با اشاره به فضای این نشست گفت: بسیار خوشحال هستم که امکان طرح چنین مباحثی فراهم شد؛ زیرا تا پیش از این احساس غربت می‌کردم و گاهی چنین القا می‌شد که به دلیل طرح این دیدگاه‌ها، ضد انقلاب یا ضد ولایت فقیه معرفی می‌شوم. خوشبختانه در این نشست سخنانم مطرح شد و با استقبال نیز مواجه گردید.
وی درباره عنوان «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» نیز اظهار داشت: انتخاب واژه «پیشرفت» بسیار معنادار است، زیرا در ادبیات توسعه، توسعه لزوماً معادل پیشرفت نیست. استفاده از مفهوم پیشرفت نشان می‌دهد که ما به ابعاد هنجاری، ارزشی و ایدئولوژیک این مفهوم توجه داریم و فرهنگ را بنیاد هرگونه توسعه و پیشرفت می‌دانیم.
افروغ در پایان با اشاره به برداشت خود از شخصیت رهبر معظم انقلاب گفت: آن تصویری که از ایشان در ذهن داشتم و تصور می‌کردم به دلایل سیاسی کمتر مجال بروز یافته است، در این نشست برای من متجلی شد و احساس کردم که امکان طرح آزادانه دیدگاه‌های بنیادین درباره آینده کشور فراهم شده است.
ردیف دیدگاه‌های عماد افروغ درباره نشست اندیشه‌های راهبردی
1.متأسفانه شاخص‌های نیم‌بندی که وجود دارد به صورت عددی و رقم به آنها نگریسته می‌شود و عددگرایی پوچ و پوسیده‌ای بر این موضوع حاکم شده که شایسته انقلاب اسلامی نیست.
2.مقام معظم رهبری به ضرورت تشکیل کمیته‌های تخصصی اشاره کردند که باید با مشارکت تخصص‌های مختلف انجام گیرد و جلسات و نشست‌های راهبردی تداوم یابد و در نهایت به اصول مشترکی برسند.
3.این تحول در عصری مطرح شده است که به شدت سیاست‌زده و عمل‌زده شده‌ایم و نگاه فردی حاکم شده است که این مسئله به انزوا می‌انجامد.
4.یکی از اهداف تشکیل این امر مبارک این است که مقام معظم رهبری احساس کردند که یک انزوای نخبگی در حال اتفاق است. انزوای نخبگی به سرنوشت کشور آسیب وارد می‌کند، ضمن اینکه معرف خوبی هم برای اداره صحیح کشور نیست.
5.مقام معظم رهبری متوجه این معنا شدند و کار بزرگی را هم انجام دادند که ما برای رسیدن به این الگو نیاز به وقت کافی، تصمیمی جمعی و عمل از روی صبر و حوصله داریم.
6.الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نسبت به سند چشم‌انداز، اصل ۴۴ و همه اسنادی که تاکنون مصوب و ابلاغ شده، یک سند بالادستی است.
7.تدوین این الگو کاری بود که ما پیش از این از قوه‌ها انتظار داشتیم، اما متأسفانه دولت‌ها همواره تلاش کرده‌اند یک اداره یکدست داشته باشند و در درون خود دولت‌ها نیز مشارکت ندیدیم. نه تنها از بضاعت‌ها و توانمندی‌های دیگران استفاده نمی‌شد، بلکه در درون خود قوا نیز میلی به عمل از روی مشورت نداشتند.
8.در جلسه‌ای که در محضر مقام معظم رهبری تشکیل شده بود، خود ایشان اشاره کردند که این جمع در تاریخ ایران بی‌سابقه بوده است و بیان کردند که این نشست بسیار پرفایده بود.
9.مشکل ما در اقتصاد اسلامی بیشتر معرفت‌شناسی است. ما در هستی‌شناسی آن مشکلی نداریم. مشکل ما این است که در مباحث نظری قابلیت‌های زیادی داریم، هرچند مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد، اما روش‌شناسی متناظر با این هستی‌شناسی را در اختیار نداریم.
10.ما دچار یک بام و دو هوا هستیم. در نظریه حرف‌های خوبی داریم، اما در عمل روش‌شناسی پوزیتیویستی بر این مسئله سیطره دارد.
11.برخی بر این تصورند که علوم انسانی مساوی است با چند حدیث. این موضوع بخشی از پیش‌فرض‌های ما است و علم تنها پیش‌فرض صرف نیست. ما بالاخره باید نسبت خود را با عالم واقع معلوم کنیم و ببینیم روش‌شناسی تبیین و فهم ما چیست.
12.کشور را برنامه اداره می‌کند، نه بودجه و نه سرعت تصمیم‌گیری.
13.مشکل نگاه برنامه‌ای و استراتژیک کشور را فرا گرفته است. امیدوارم دست‌اندرکاران اصلی به ابعاد ظریف موضوع توجه کنند و فکر نکنند که این نیز کاری مهندسی به معنای فنی و مبتنی بر نمودار و عدد و رقم است. این یک کار علوم انسانی است و کار علوم انسانی زودبازده نیست.
14.بهترین مهبطی که می‌ توانست بیانگر ارتباط میان اسلامیت و ایرانیت باشد، ظهور انقلاب اسلامی است. بنابراین اگر دنبال پیوند می‌گردیم، آن را در ظهور انقلاب اسلامی جستجو کنیم و فهم درستی از انقلاب اسلامی به دست آوریم. این سه پیام اصلی انقلاب یعنی آزادی، عدالت و معنویت را با این تفسیر که معنویت ارزشی غایی ما است درک کنیم. همواره باید سایه معنویت بر سیاست‌های معطوف به آزادی و عدالت‌خواهی ما مشهود باشد.
15.اگر اخلاق و معنویت ابزار شد، به ماکیاولیسم بدل می‌شود. قرار نیست ما در این کشور شاهد ظهور ماکیاولیسم باشیم، ولو به نام جمهوری اسلامی.
16.۱۲ مؤلفه برای مشخص شدن جایگاه ایران در جهان کنونی و سیاست‌های جهانی‌سازی سرمایه‌داری وجود دارد.
17.ما انقلاب کردیم که تحول ساختاری داشته باشیم. متأسفانه نه تحول ساختاری داریم و نه به بحث ظرف نهادی مدنی اهتمام ورزیدیم. ما انقلاب بزرگی را به ثمر رساندیم، اما درک ما از انقلاب بسیار ساده است.
18.خیلی خوشحال هستم که امکان بروز چنین صحبت‌هایی پیدا شد؛ چرا که تا دیروز احساس غربت می‌کردم و احساس می‌کردم که به عنوان یک ضد انقلاب و یک ضد ولایت فقیه دارم معرفی می‌شوم.
19.توسعه پیشرفت نیست، اما وقتی کلمه پیشرفت انتخاب می‌شود یعنی ما به وجه هنجاری، ارزشی و ایدئولوژیک توسعه اذعان داریم.
20.من همان تصوری که از شخصیت مقام معظم رهبری داشتم و این تصور را فکر می‌کردم که بنا به دلایل سیاسی مغفول واقع شده است، امروز دیدم که الحمدلله متجلی شده است.

این خبر 13 آذر۱۳۸۹ با شماره خبر 1203008 منتشر شده است.