عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه امام خمینی(ره) در فلسفه سیاسی، حقانیت و مقبولیت را دو رکن مشروعیت حکومت میدانند، گفت: مشروطه با وجود همه ناکامیها، ردپای مثبتی از خود به جای گذاشت.
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری مهر، عماد افروغ، نماینده تهران، در دومین روز همایش یکصدمین سالگرد مشروطیت و در ارائه مقالهای با عنوان «چالش سنت و مدرنیته در مشروطه و انقلاب اسلامی» اظهار داشت: مشروطه صرفاً یک حادثه سیاسی نیست، بلکه یک مفهوم و پروژهای ناتمام است که همچنان در دستور کار ما قرار دارد.
وی افزود: مفاهیمی که در مشروطه مطرح شدند، از جمله حق، تفکیک قوا، آزادی، مساوات و عقلانیت، همچنان از موضوعات مهم فلسفه اجتماعی هستند و پس از گذشت یک قرن هنوز پاسخهای درخوری برای این پرسشهای اساسی ارائه نشده است.
عضو هیأت علمی جامعهشناسی پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به ناکامیهای مشروطه تصریح کرد: با وجود مبانی نادرستی که برخی روشنفکران بر اساس آن مفاهیم مورد نظر خود را مطرح میکردند، همین که مشروطه دریچهای برای طرح برخی مفاهیم و تعیین نسبت جامعه با آنها گشود و امکان استفاده از ظرفیتهای تاریخی را فراهم کرد، از منظر جریانی، ردپای مثبتی از خود بر جای گذاشت.
افروغ تأکید کرد: نمیتوان مشروطه را پروژهای پایانیافته دانست، زیرا چالشهای آن دوران همچنان مسائل امروز ما نیز هستند. اختلاف میان جریانهای روشنفکری و روحانیت در دوره مشروطه، همچنان در قالبهای مختلف ادامه دارد و نمیتوان این موضوع را صرفاً یک داستان سیاسی سطحی دانست.
وی درباره مفهوم سنت و مدرنیته اظهار داشت: این مفاهیم باید با نگاه فلسفی و اجتماعی بررسی شوند، زیرا در غیر این صورت دچار خطا خواهیم شد. با نگاه فلسفی به سنت، به اصلگرایی، غایتگرایی و ذاتگرایی در مفهوم حقوق بشر میرسیم، اما در نگاه فلسفی به مدرنیته با قرائتی از انسانگرایی مواجه میشویم که ممکن است به انفعال و خداگریزی منجر شود.
افروغ افزود: خرد خودبنیاد با خرد خدامحور قابل جمع نیست و نمیتوان نگاه فلسفی سنت و نگاه مدرنیته به انسان را با یکدیگر ترکیب کرد، اما از منظر اجتماعی باید ضمن حفظ نگاه فلسفی به سنت، از نوگرایی و نوسازی استقبال کرد؛ چرا که هر نوگرایی الزاماً به معنای مدرنیته نیست.
نماینده تهران با بیان اینکه مشروطه یک نظریه ارتباطی و تعاملی میان سنت و مدرنیته ارائه کرد، گفت: انقلاب اسلامی نیز بر پایه چنین نظریهای شکل گرفت. پرسش این است که چرا مشروطه پس از دو سال با واگراییها و هرجومرج مواجه شد، اما انقلاب اسلامی پس از ۲۷ سال همچنان پابرجاست.
وی ادامه داد: باید به دنبال این نظریه ارتباطی بود و زمانی که این رویکرد جای خود را به یکسویهنگری بدهد و تجددگرایان یا سنتگرایان بر جامعه غلبه کنند، همان اتفاقی که برای مشروطه رخ داد، میتواند به شکل دیگری تکرار شود.
افروغ با اشاره به وجود دوگانهنگری در جامعه اظهار داشت: هنوز در کشور عدهای میگویند یا مشروطیت یا مقبولیت، در حالی که امام خمینی(ره) در فلسفه سیاسی خود، حقانیت و مقبولیت را دو رکن اساسی مشروعیت حکومت اسلامی میدانند.
وی افزود: نظامی مشروع است و میتواند امر و نهی کند که هم از عنصر حقانیت برخوردار باشد و هم مقبولیت مردمی داشته باشد؛ هیچکدام بدون دیگری به تنهایی مشروعیتزا نیست.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی خاطرنشان کرد: امام نشان میدهد که عمق و ماهیت مشروطه را درک کرده است. مشروطه از این نیاز شکل گرفت که جامعه خواهان پیشرفت، ترقی و خروج از عقبماندگی بود، اما این حرکت به یک نظریه منسجم نیاز داشت که در مشروطه هنوز خام بود.
افروغ با اشاره به تفاوت نظام سلطانی و نظام استبدادی گفت: نظامهای سلطنتی الزاماً استبدادی نیستند، اما نظامهای استبدادی فاقد محدودیت و قید هستند. در مشروطه تلاش شد اختیارات سلطان از طریق پارلمان محدود شود، اما به دلیل ضعف مفهومی و نبود انسجام نظری، این حرکت به واگرایی انجامید.
وی در پایان تأکید کرد: برای عبرت گرفتن از مشروطه باید از آزادی تفکر، طرح پرسشهای تازه و استقبال از دیدگاههای جدید حمایت کرد و نظریه ارتباطی شکلدهنده انقلاب اسلامی را بهدرستی فهم و بسط داد تا گرفتار همگرایی و واگراییهای صوری نشویم.
این خبر 15 مرداد 1385 با شماره خبر 363692 منتشر شد.