افروغ: باید به وحدت نظریه و عمل رسید/ نقد پوزیتیویسم در علوم انسانی

در یک نشست تخصصی با موضوع علوم انسانی، تأثیر اجتماعی و توسعه، عماد افروغ با ارائه طرح پژوهشی «رابطه نظریه و عمل، از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی» به بررسی دوگانه نظریه و عمل و نقد رویکرد پوزیتیویستی در علوم انسانی پرداخت.
photo_2026-09-16_10-50-35

در یک نشست تخصصی با موضوع علوم انسانی، تأثیر اجتماعی و توسعه، عماد افروغ با ارائه طرح پژوهشی «رابطه نظریه و عمل، از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی» به بررسی دوگانه نظریه و عمل و نقد رویکرد پوزیتیویستی در علوم انسانی پرداخت.
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست تخصصی «علوم انسانی، تأثیر اجتماعی و توسعه» به صورت مجازی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد و در آن یحیی فوزی، عباس منوچهری، مقصود فراستخواه و عماد افروغ به ارائه دیدگاه‌ها و طرح‌های پژوهشی خود پرداختند.
یحیی فوزی، دبیر این نشست، با طرح این پرسش که علوم انسانی چه رسالت اجتماعی در جامعه ایفا می‌کند، گفت بسیاری از مسائل و مشکلات مربوط به توسعه، دین، فرهنگ، سیاست و سبک زندگی در حوزه علوم انسانی قرار می‌گیرند و برای حل آنها نیز باید در همین حوزه به دنبال راه‌حل بود.
وی با اشاره به طرح جامع اعتلای علوم انسانی معطوف به پیشرفت کشور، بر ضرورت توجه به نقش و کارکرد اجتماعی علوم انسانی تأکید کرد.
عباس منوچهری نیز با ارائه طرح «استلزامات توسعه فراستمند در ایران»، به این موضوع پرداخت که چرا بخش قابل توجهی از برنامه‌های توسعه کشور محقق نشده‌اند. وی با اشاره به اینکه حدود ۷۰ درصد برنامه‌های توسعه به اهداف پیش‌بینی‌شده دست نیافته‌اند، بر ضرورت توجه به مبانی نظری و فکری توسعه تأکید کرد.
منوچهری با اشاره به پیوند توسعه با مباحثی همچون فلسفه سیاسی و فایده‌گرایی، به مسئله توسعه بومی پرداخت و چهار مؤلفه را در شکل‌گیری «نظریه توسعه فراستمند» مورد بررسی قرار داد.
مقصود فراستخواه نیز در ارائه طرح «نقش برنامه‌های آموزشی و پژوهشی علوم انسانی دانشگاه‌ها در پیشرفت و توسعه جامعه ایران»، این پرسش را مطرح کرد که علوم انسانی و علوم اجتماعی تا چه اندازه برای جامعه و مردم تولید می‌شوند و چه نسبتی با مسائل واقعی جامعه دارند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به «علم کف خیابان» و مسائل عینی جامعه، به برخی رتبه‌بندی‌های مربوط به شهر تهران اشاره کرد و بر مسئولیت اجتماعی علوم انسانی در قبال جامعه تأکید کرد.
عماد افروغ نیز در این نشست طرح پژوهشی خود با عنوان «رابطه نظریه و عمل، از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی» را ارائه کرد.
افروغ در این طرح، دوگانه‌های مختلفی را که در طول تاریخ اندیشه موجب نوعی گسست و جدایی در فهم انسان و جهان شده‌اند، مورد توجه قرار داده است. به اعتقاد وی، انسان همواره با دوگانه‌هایی همچون وحدت و کثرت، نظریه و عمل، ذهن و عین، انسان و طبیعت، علوم انسانی و علوم طبیعی، هستی و نمود، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی، واقعیت و ارزش و نظریه و مشاهده مواجه بوده است.
وی همچنین به دوگانه‌هایی همچون علم و دین، علم و هنر، اخلاق و هنر، سیاست و اخلاق، سیاست و دین، علم و جامعه، فرد و جامعه و حقوق فردی و اجتماعی اشاره کرد و افزود که در دوره‌های مختلف تاریخ اندیشه، دوگانه‌هایی مانند عقل و عشق، عقل و دین، حکمت نظری و حکمت عملی، دنیا و آخرت، خدا و انسان نیز مورد بحث قرار گرفته‌اند.
افروغ هدف اصلی پژوهش خود را مواجهه انتقادی با پوزیتیویسم عنوان کرد و گفت پوزیتیویسم از بسیاری از مسائل ظریف معرفت‌شناختی فاصله گرفته و نسبت به علم، فرهنگ و جامعه و سازوکارهای درونی آنها بی‌توجه بوده است.
وی همچنین بر این باور است که در رویکرد پوزیتیویستی، میان عناصر مختلف نظام اجتماعی نوعی عدم توازن و شکاف ایجاد شده و مسائلی مانند رابطه غایت و وسیله، هستی و نمود و مبنا و بازنمایی به درستی مورد توجه قرار نگرفته‌اند.
این جامعه‌شناس در توضیح ساختار پژوهش خود گفت این تحقیق در چهار بخش یا کتاب دنبال می‌شود. بخش نخست به بررسی رابطه نظریه و عمل از منظر حکمای باستان و حکمای اسلامی اختصاص دارد.
بخش دوم به نقد دوگانه نظریه و عمل در فلسفه علم پوزیتیویستی و نقد هرمنوتیک تحلیلی می‌پردازد. بخش سوم نیز رابطه نظریه و عمل را در اندیشه ویلهلم دیلتای و هانس گئورگ گادامر بررسی می‌کند و به نقد هرمنوتیک قاره‌ای اختصاص دارد.
بخش چهارم پژوهش نیز رابطه نظریه و عمل را در نظریه انتقادی و رئالیسم انتقادی مورد بررسی قرار می‌دهد.
افروغ در توضیح مسئله اصلی پژوهش خود گفت این تحقیق دیدگاه‌های مختلف درباره رابطه نظریه و عمل را از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی بررسی می‌کند و پرسش اصلی آن، نقد پوزیتیویسم از منظر نحوه مواجهه آن با رابطه نظریه و عمل در پدیده‌های اجتماعی است.
وی افزود بخش نخست پژوهش، پیشینه تاریخی این بحث را بررسی می‌کند و هر یک از چهار بخش پژوهش، در عین استقلال نسبی، بر محور مشترک رابطه نظریه و عمل و نقد شکاف ایجادشده از سوی پوزیتیویسم استوار است.
افروغ در بخش پایانی پژوهش خود، ضمن بررسی رویکردهای مختلف به رابطه نظریه و عمل، به نقد پوزیتیویسم در حوزه پدیده‌های طبیعی نیز توجه کرده است؛ زیرا به اعتقاد وی، پوزیتیویسم با تقلیل جهان واقعی به جهان تجربی و انکار ضرورت، تصویری محدود از واقعیت ارائه می‌دهد.
وی همچنین رویکردهای جایگزین را بررسی کرده و نحوه داوری آنها نسبت به یکدیگر را مورد توجه قرار داده است.
در پایان این نشست، یحیی فوزی ضمن جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده، بر ضرورت توجه بیشتر به نقش اجتماعی علوم انسانی و پیوند میان تولید علمی و مسائل واقعی جامعه تأکید کرد.
این خبر1 بهمن 1399 با شماره خبر 5126613 منتشر شد.