افروغ: جامعه‌شناسی در کشور ما از جامعه دور شده است

عماد افروغ در نشست نقد کتاب «تحلیلی نقادانه از پیمایش‌های ملی در ایران» با تأکید بر ضرورت بررسی رابطه علم و جامعه گفت: جامعه‌شناسی در کشور ما از جامعه دور شده است و یکی از دلایل آن، سیاست‌زدگی و قطبی‌شدن بخشی از جامعه‌شناسان است.
1434684

عماد افروغ در نشست نقد کتاب «تحلیلی نقادانه از پیمایش‌های ملی در ایران» با تأکید بر ضرورت بررسی رابطه علم و جامعه گفت: جامعه‌شناسی در کشور ما از جامعه دور شده است و یکی از دلایل آن، سیاست‌زدگی و قطبی‌شدن بخشی از جامعه‌شناسان است.
نشست نقد و بررسی کتاب «تحلیلی نقادانه از پیمایش‌های ملی در ایران» چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ با حضور عماد افروغ، مقصود فراستخواه، عبدالعلی رضایی و فاطمه جواهری، نویسنده کتاب، و با دبیری مصطفی اسدزاده برگزار شد.
کتاب «تحلیلی نقادانه از پیمایش‌های ملی در ایران» حاصل پژوهشی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است که در آن، پیمایش‌های ملی انجام‌شده در ایران پس از انقلاب از جنبه‌های مختلف بررسی شده‌اند. در این پژوهش با بسیاری از مجریان پیمایش‌های ملی، مدیران سازمان‌های سفارش‌دهنده و ناظران و مشاوران علمی گفت‌وگو شده و ۲۴ پیمایش ملی نیز از نظر روش‌شناسی، چارچوب نظری و مفهومی، نمونه‌گیری، اعتبار سنجه‌ها، نحوه گزارش‌دهی و میزان تأثیرگذاری بر نظام دانش و سیاست‌گذاری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
فاطمه جواهری، نویسنده کتاب، در این نشست گفت هدف پژوهش آن بوده است که علاوه بر ارائه روایتی تاریخی از پیمایش‌های ملی، نقاط قوت و ضعف این پیمایش‌ها و نسبت آن‌ها با نظام دانش و سیاست‌گذاری بررسی شود. به گفته او، یکی از مشکلات موجود، ضعف حرفه‌ای و نهادی در حوزه پیمایش، نبود نظام صنفی و نظارتی مناسب و نیز فاصله میان یافته‌های علمی و فرایند سیاست‌گذاری است. او همچنین پیشنهاد کرد انجمن صنفی پیمایش، پیمایش‌گران و محققان این حوزه تشکیل شود و دسترسی پژوهشگران به داده‌ها و گزارش‌های پیمایش‌ها افزایش یابد.
جواهری همچنین با اشاره به بررسی ۲۴ پیمایش در کتاب گفت ۲۱ درصد پیمایش‌های مورد بررسی از نظر معیارهای تعیین‌شده در سطح ضعیف، ۴۱ درصد در سطح متوسط و ۳۸ درصد در سطح خوب و قابل قبول قرار داشتند؛ هرچند این نتایج قابل تعمیم به همه پیمایش‌های کشور نیست. او یکی دیگر از مشکلات را فاصله زیاد میان انجام پیمایش‌ها و تکرار نشدن منظم آن‌ها دانست و تأکید کرد پیمایش‌های موضوعی و تخصصی می‌توانند جایگزین پیمایش‌های بسیار گسترده و پرشمار شوند.
افروغ: جامعه‌شناسی از جامعه دور شده است
عماد افروغ در ادامه این نشست گفت: این کتاب کار درخور تحسینی است، چون نگرش انتقادی دارد و صرفاً به توصیف، رونوشت و خلاصه‌ای از پیمایش‌ها بسنده نشده است. به‌ویژه بخش پایانی کتاب که به این پرسش پرداخته چرا پیمایش‌ها مورد استقبال جامعه علمی و دست‌اندرکاران سیاست و تصمیم‌گیری قرار نمی‌گیرند، اهمیت دارد.
وی افزود: باید این موضوع را در چارچوب رابطه علم و جامعه بررسی کنیم و بپرسیم چرا علم ما با جامعه بیگانه است؛ آیا این بیگانگی متقابل است یا علم ما نسبت به جامعه بیگانه شده است؟ به نظر من مسئله جدی‌تر از این حرف‌هاست. قشر دانشگاهی، نظریه‌پرداز اجتماعی و جامعه‌شناس ما طوری تربیت نشده که رابطه مستقیمی با این پیمایش‌ها برقرار کند و یکی از دلایل آن، فقدان رابطه با جامعه است. جامعه‌شناسی در کشور ما از جامعه دور شده است.
افروغ با بیان اینکه این مسئله تنها مختص ایران نیست، گفت: یکی از علت‌ها، سیاست‌زدگی حاکم بر بخشی از جامعه‌شناسان و متأسفانه قطبی‌شدن آن‌هاست. جامعه‌شناسان ما بیش از حد سیاست‌زده شده‌اند. البته برخی چنین هستند و نمی‌خواهم همه را در این مسئله ذی‌نقش بدانم. باید جامعه‌شناسان ما استقلال خود را از نهاد سیاست بیشتر حفظ کنند؛ نه اینکه در شعار بگویند استقلال خود را حفظ کرده‌اند، اما بیانیه‌ها و نشست‌های مشترک خلاف این را نشان دهد.
این جامعه‌شناس در نقد محتوای کتاب نیز گفت: نکته دیگری که به نظرم رسید این است که واقعاً در این کار چارچوب نظری ندیدم؛ چارچوب مفهومی دیدم، ولی چارچوب نظری ندیدم. حتی در فصل‌بندی کتاب نیز دقت کنید که بحث ذیل کلیات چارچوب نظری نیامده، بلکه ذیل چارچوب مفهومی، تحلیل و روش‌شناختی آمده است.
افروغ ادامه داد: نقد دیگر، سخن نویسنده درباره توصیفی بودن این پیمایش‌هاست. یک غلط رایج متأسفانه در تمام پایان‌نامه‌ها وجود دارد که از نظر رئالیسم انتقادی محل نقد و چالش است و گفته می‌شود روش، توصیفی ـ تحلیلی است. ما توصیف محض در این عالم نداریم. همه توصیف‌ها مفهوم‌محور هستند. نباید از واسط مفهومی ادراک، حتی در مورد محسوسات و حواس پنج‌گانه، غافل شویم. اگر یک مفهوم نباشد، هیچ درکی شکل نمی‌گیرد.
وی تصریح کرد: در پس همه این توصیف‌ها یک مفهوم خوابیده است و در پس همه این توصیف‌ها یک نظریه وجود دارد. زمانی این نظریه‌ها خام بوده‌اند، اما به تدریج آن‌قدر جا افتاده‌اند که به آن توصیف می‌گوییم. زمانی این‌ها توصیف نبودند، بلکه معما و سؤال بودند و به تدریج تبدیل به چیزی شدند که امروز توصیف نامیده می‌شود. بنابراین باید از این تعبیر فاصله بگیریم و بگوییم روش ما مفهومی ـ تحلیلی یا مفهومی ـ توصیفی ـ تحلیلی است تا دایره مفهوم و واسط مفهومی ادراک بیشتر لحاظ شود.
افروغ بخش انتقادی کتاب را نقطه قوت آن دانست و گفت: بخش انتقادی کتاب، قوت کار است، مخصوصاً قسمت آخر و سخن آخر که وارد مجموعه‌ای از پیشنهادها شده‌اند و این پیشنهادها به حق است؛ ولی فکر می‌کنم برای اینکه این پیشنهادها را بهتر درک کنیم، باید درباره فقدان رابطه علم و جامعه جست‌وجو کنیم.
فراستخواه: مشکل پیمایش در ایران بیشتر نهادی است تا فنی
مقصود فراستخواه نیز کتاب را اقدامی مهم برای ایجاد یک نگاه فراشناختی در سطح ملی دانست و گفت پیمایش را نمی‌توان صرفاً یک فرایند فنی و روش‌شناختی برای اندازه‌گیری و گزارش دانست، بلکه پیمایش در بستر اجتماعی و سیاسی شکل می‌گیرد و خود نوعی ساخت اجتماعی است.
او تأکید کرد که مشکل اصلی پیمایش در ایران، بیش از آنکه فنی، نظری یا روش‌شناختی باشد، نهادی و ساختاری است. به گفته فراستخواه، دولت در ایران به بازیگر اصلی پیمایش تبدیل شده، در حالی که باید نهادهای واسط، انجمن‌های علمی، پژوهشکده‌ها و نهادهای اجتماعی نیز در این فرایند نقش بیشتری داشته باشند.
فراستخواه همچنین نسبت به شکل‌گیری نوعی «امپراتوری پیمایش» هشدار داد و گفت نباید پیمایش‌ها به صورت انحصاری در اختیار دولت قرار گیرند. او تأکید کرد که به جای اتکا به داده‌های سرد پیمایش، باید به داده‌های اجتماعی و فرایندهای تکوینی جامعه توجه کرد و دانش را به صورت مشارکتی و توزیع‌شده تولید کرد.
رضایی: پیمایش باید تصویر وضع موجود را نشان دهد
عبدالعلی رضایی نیز با تأکید بر اهمیت نقش کنشگران مرزی در شکل‌گیری پیمایش‌های ملی، گفت شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی که در آن پیمایش‌ها شکل می‌گیرند، باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. به گفته او، بسیاری از پیمایش‌ها در پاسخ به دغدغه‌های نظام قدرت و در تعامل میان پژوهشگران، جامعه‌شناسان و دستگاه‌های سیاست‌گذار شکل گرفته‌اند.
رضایی با اشاره به تغییر موضوعات پیمایش‌ها از دغدغه‌های فرهنگی و دینی در دهه‌های گذشته به موضوعاتی مانند نارضایتی اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی در سال‌های اخیر، این تغییر را نشانه تحول در روابط دولت و جامعه دانست.
او در نقد برخی رویکردهای کتاب تأکید کرد: اساس کار پیمایش این است که وضع موجود را نشان دهد. ممکن است دولت از نتایج پیمایش برای مقاصد کنترلی استفاده کند، اما نیروهای اجتماعی، روشنفکران و مصلحان نیز می‌توانند بر اساس تصویری که پیمایش‌ها ارائه می‌کنند، چشم‌اندازهای متفاوتی عرضه کنند. بنابراین نباید از پیمایش انتظار داشت که به تنهایی تولیدکننده داده‌های متناسب با نظریه انتقادی باشد؛ چنین هدفی به تحقیقات و پژوهش‌های دیگری نیاز دارد.
رضایی همچنین پیشنهاد کرد پیمایش‌ها بر اساس موضوعات مشخص، مانند سرمایه اجتماعی، ارزش‌ها و نگرش‌ها، فرهنگ سیاسی، نارضایتی اجتماعی و دینداری، دسته‌بندی و بررسی شوند تا نتایج کاربردی‌تری به دست آید.
این خبر 26 بهمن ۱۴۰۰ با شماره خبر 5425400 منتشر شد.