عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مستقل مجلس هفتم معتقد است رئیس مجلس هشتم باید متوجه باشد که تعامل بر وزن تفاعل است و تفاعل به معنای کار دوسویه است؛ از این رو ارتباط یکسویه با دولت به نام تعامل پذیرفتنی نیست، چرا که در چنین فرآیندی مجلس به زیرمجموعه قوه مجریه تبدیل خواهد شد.
عماد افروغ در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری مهر، با تأکید بر اینکه رئیس مجلس موفق کسی است که قانون اساسی و روح حاکم بر آن را به خوبی درک کرده باشد، اظهار داشت: رئیس مجلس باید جایگاه جمهوریت در جمهوری اسلامی و مردمسالاری در نظام مردمسالاری دینی را درک کند و این فرمایش امام را که برخاسته از مبنای انقلاب اسلامی، فلسفه سیاسی ایشان و قانون اساسی است، با عمق جان باور داشته باشد که «مجلس در رأس امور است».
وی افزود: ریاست مجلس باید در همه حال از شأن مجلس و جایگاه نمایندگی دفاع کند و تحت هیچ شرایطی از این جایگاه مبنایی دور نشود. به نظر میرسد فهم این معنا در شرایط کنونی از ضرورتی مضاعف برخوردار است، زیرا به تدریج جایگاه جمهوریت که جایگاه مردم و جایگاه نقادی است، بنا به دلایلی تضعیف شده و متأسفانه هیئت رئیسه مجلس هفتم در این تضعیف جایگاه نقادی نقش مؤثری داشته است.

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مستقل مجلس تصریح کرد: اگر قرار است حضور پررنگ مردم را بخواهیم و به قواعد و ملزومات این حضور پایبند باشیم، باید همواره بکوشیم تا مجلس در رأس امور باشد و به سمتی حرکت کنیم که قوه مجریه و قوه قضائیه تابع قوه مقننه باشند.
افروغ درباره ویژگیها و خصوصیات رئیس مجلس اظهار داشت: حضور فردی ملاحظهکار، مصلحتگرا و متمایل به باقی ماندن در قدرت به هر قیمتی در رأس مجلس پسندیده نیست و توصیه نمیشود. رئیس مجلس در وهله نخست باید شخصیتی جسور، شجاع و آگاه به قانون اساسی و روح حاکم بر آن داشته باشد. اینکه رئیس مجلس سابقه نمایندگی یا کار اجرایی داشته باشد، در فرع این نکته اساسی قرار میگیرد.
وی آگاهی به آییننامه داخلی مجلس را شرط لازم اما کافی برای ریاست قوه مقننه ندانست و گفت: رئیس مجلس میتواند با مطالعه دقیق، مشورت با دیگران و وجود یک هیئت رئیسه قوی، خلأ عدم آگاهی به آییننامه را پوشش دهد. بنابراین پذیرفتنی نیست که به نام نداشتن سابقه نمایندگی یا عضویت در هیئت رئیسه، شرایطی حاکم شود که روال سابق تداوم پیدا کند؛ روالی که به ویژه در دو سال پایانی مجلس هفتم، ما را از جایگاه اصلی مجلس که جایگاه حضور بانشاط در صحنههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، دور کرد.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: اگر قرار باشد برای انتخاب رئیس مجلس از بیرون تصمیمگیری شود یا دخالتی در این روند صورت گیرد، بدون شک این دخالت نافی جایگاه مردم، مردمسالاری، تفکیک قوا و ساختار شناختهشده قانون اساسی است و اختیار این انتخاب صرفاً از آن نمایندگان مردم است.
نماینده تهران وجود برخی لابیها در این انتخاب را طبیعی دانست و خاطرنشان کرد: وجود رایزنی و لابی از بیرون یک واقعیت است، اما در نهایت این نمایندگان هستند که انتخاب میکنند و مسئولیت این انتخاب نیز متوجه خود آنهاست. این مردم هستند که باید به دلیل انتخاب ضعیف، نمایندگان را مورد مواخذه قرار دهند و اگر نمایندگان تشخیص دادند این لابیها آن قدر شدید و سنگین است که مسئولیت این انتخاب را از دوش آنها خارج میکند، باید فریاد بزنند و این فریاد، فریاد انقلاب و فریاد حضور پررنگ مردمی است.

وی افزود: در شکلگیری مجلس هفتم بنا به دلایلی متأسفانه شاهد این حضور پررنگ مورد انتظار نبودیم و علاوه بر آن، مدتی است که حضور پررنگ مردم در برخی صحنهها نیز مشاهده نمیشود که بدون شک برای این مسئله باید فکری کرد و چارهای اندیشید. این عدم حضور پررنگ یا به عدم کاندیداتوری برخی چهرههای شایسته، یا به برخوردهای انقباضی و به دور از سعه صدر از سوی مراجع تعیین و تشخیص صلاحیت، یا به برخی خطدهیها و بیتفاوتی مردم بازمیگردد که باید برای آن چارهاندیشی شود.
افروغ تأکید کرد: یکی از این چارهاندیشیها این است که مجلس هشتم حضوری مقتدر از خود نشان دهد و در برابر این تنگنظریها و لابیها از سوی کانونهای متفاوت و متراکم قدرت و ثروت ایستادگی کند و مسیر را برای حضوری پررنگ و چشمگیر در انتخابات بعدی فراهم آورد.
این عضو ارشد فراکسیون اصولگرایان مستقل اظهار داشت: رئیس مجلس باید در نظر داشته باشد که در تعامل با دولت از یکسویهنگری پرهیز کند و متوجه باشد که تعامل بر وزن تفاعل است و تفاعل یعنی کار دوسویه. ما مخالف ارتباط یکسویه به نام تعامل هستیم و مخالف این هستیم که مجلس زیرمجموعه قوه مجریه قرار گیرد؛ در حالی که هیچکدام زیرمجموعه دیگری نیستند و هر دو خردهسیستم یک سیستم کلان هستند.
وی تصریح کرد: اگر قرار باشد قوهای زیرمجموعه قوه دیگر قرار گیرد، علیالقاعده قوه مجریه به لحاظ ساختاری استعداد بیشتری برای زیرمجموعه شدن دارد، زیرا قوه مجریه باید مجری مصوبات مجلس باشد؛ هرچند این حالت نیز مطلوب ما نبوده و نیست. این سخنان را از این جهت مطرح کردم که برخی متوجه شوند در دو سال پایانی مجلس هفتم چه تفسیری از مجلس به دست آمده و به یک معنا مجلس زیرمجموعه قوه مجریه قرار گرفته بود؛ در حالی که با توجه به روح قانون اساسی، این استعداد در قوه مجریه برای زیرمجموعه شدن به مراتب بیشتر است.
این استاد دانشگاه یادآور شد: ما مدافع تفکیک قوا هستیم؛ هر یک از قوا کار ویژه و خاص خود را دارند، اما قوه مقننه در رأس امور است و درک این معنا یکی از ضروریترین مسائل امروز ماست. ای کاش اندیشمندان و اصحاب قدرت بیشتر متوجه این معنا بودند و جلوی تضعیف فزاینده حضور مردمی و وجهه جمهوریت فلسفه سیاسی را میگرفتند.
افروغ در پایان تأکید کرد: وجهه جمهوریت نظام به یک معنا وجهه حضور مردم و وجهه نقادی و نظارت است. اگر برای مردم و به ویژه جوانان امید میخواهیم، این امید با نقادی و نظارت و به یک معنا فریاد همراه است؛ و اگر برای مردم یأس میخواهیم، این یأس با فقدان نقادی و نظارت و سکوت همراه است. بنابراین امید با فریاد و یأس با سکوت عجین است.
این خبر 24 اردیبهشت ۱۳۸۷با شماره خبر 681734 منتشر شد.