عماد افروغ نسخه فعلی نقشه جامع علمی کشور را شکلگرا و خلاقیتسوز خواند و با تأکید بر ضرورت شکلگیری عقلانیت تمدنی و خلاقیت بومی، گفت: هنوز کشور در سیاستهای علمی خود به شدت تابع غرب است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، دکتر عماد افروغ در پی ابلاغ سیاستهای برنامه پنجم توسعه از سوی مقام معظم رهبری، این سیاستها را شفاف و بدون ابهام توصیف کرد و گفت: تکمیل و اجرای طرح مهندسی فرهنگی و تکمیل و اجرای نقشه جامع علمی کشور در سیاستهای برنامه پنجم توسعه مورد تأکید قرار گرفته است. بنابراین، ظاهراً این دو سند هنوز به طور کامل نهایی نشدهاند و به نظر میرسد مقام معظم رهبری نیز با تأکید بر واژه «تکمیل» نشان دادهاند که از روند موجود رضایت کامل ندارند و این اسناد از شتاب، سرعت و جامعیت لازم برخوردار نیستند.
وی افزود: ممکن است برخی معتقد باشند طرح مهندسی فرهنگی یا نقشه جامع علمی کشور تکمیل شدهاند، اما ظاهراً نارساییها و نواقصی در آنها وجود دارد. اینکه عدهای مدعی نهایی شدن این دو سند هستند، در حالی است که تأکید مقام معظم رهبری بر «تکمیل» آنها نشان میدهد هنوز نقدهای جدی نسبت به این اسناد پابرجاست و میتوان این نقدها را با انگیزه تکمیل و اصلاح، با صراحت بیشتری مطرح کرد.
افروغ درباره الزامات تکمیل نقشه جامع علمی کشور اظهار داشت: این نقشه تنها در صورتی میتواند در مسیر تکمیل قرار گیرد که حساب علوم انسانی از سایر علوم جدا شود. به نظر میرسد نقشه جامع علمی کشور با نگاهی مهندسی و پزشکی تنظیم شده و سنخیتی با جهان و جوهره علوم انسانی ندارد. دنیای علوم انسانی را نمیتوان صرفاً با عدد و رقم و شاخصهای کمی ارتقا داد، هرچند در حوزه مهندسی و پزشکی نیز نگاه صرفاً کمی راهگشا نیست. با این حال، نگاه کمیتزدهای که در علوم مهندسی و پزشکی حاکم شده، اکنون به حوزه علوم انسانی نیز تسری یافته است.
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه کشور در عرصه علم باید نسبت علم با فرهنگ، تاریخ و جامعه را به درستی درک کند، گفت: علم نسبتی با فرهنگ، تاریخ و جامعه دارد و در کنار وجوه مشترک میان علم مطلوب ما و علم غرب، تفاوتهای مهمی نیز وجود دارد. ما به دنبال هر عقلانیتی نیستیم، بلکه در پی عقلانیت تمدنی، فرهنگی، اجتماعی و انقلابی خود هستیم. نمیتوان در ساحت نظر و اندیشه خدا را به گونهای تعریف کرد و در عرصه سیاستگذاری علمی و رفتارهای علمی به گونهای دیگر عمل کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با انتقاد از وضعیت موجود نقشه جامع علمی کشور اظهار داشت: برای تدوین این نقشه باید معرفتشناسی هماهنگ با هستیشناسی فلسفی و جهانبینی خودمان به دست آوریم، اما آنچه تاکنون تهیه شده تا رسیدن به مقصد فاصله زیادی دارد و از نظر وجه نرمافزاری ضعیف است. فرمالیسم و شکلگرایی به شدت بر نقشه جامع علمی کشور و طرح مهندسی فرهنگی حاکم است، در حالی که باید به سمت محتواگرایی، شهودگرایی و خلاقیتی حرکت کنیم که در آن کیفیت و محتوا ملاک داوری و ارزشیابی قرار گیرد.
وی با تأکید بر اینکه هنوز با نقشه جامع علمی درخور فاصله زیادی داریم، خاطرنشان کرد: جهانبینی لازم برای شکلگیری نگاه خلاق و محتوامحور هنوز به اندازه کافی در این سند حضور ندارد و برای تدوین نقشه جامع علمی کشور باید با صبر و تأمل بیشتری عمل کرد. همچنین در حوزه مهندسی فرهنگی نیز اگر خود مفهوم مهندسی فرهنگی به درستی فهم نشود، ممکن است به برداشت مکانیکی و مهندسیگونه از فرهنگ بینجامد.
افروغ افزود: در حال حاضر نگاه اثباتگرایانهای بر نقشه جامع علمی کشور حاکم است؛ نگاهی که نسبت علم با جامعه و فرهنگ را نادیده میگیرد و به شدت شکلگرا و خلاقیتسوز است. به جای آنکه فعالیتهای علمی استادان به طور مستقل ارزیابی شود، مجلاتی که مقالات آنان در آن منتشر شده ملاک ارزیابی قرار میگیرد. نظامهایی مانند ISI به شدت خلاقیت را سرکوب میکنند. از یک سو از علم بومی سخن میگوییم و از سوی دیگر مرجعیت راهبری علم را به غرب واگذار کردهایم؛ این وضعیت با شعارهای اصولی و مبنایی ما سازگار نیست.
وی ادامه داد: در ساحت نظر و اندیشه ضد غرب شعار دادهایم و ضد غرب عمل کردهایم و انقلابی پدید آوردهایم که فضای دوقطبی عالم را شکسته است، اما هنوز کشور در سیاستهای علمی خود به شدت تابع غرب است. همین امر نشان میدهد که نقشه جامع علمی کشور و طرح مهندسی فرهنگی هنوز نیازمند تکمیل و بازنگری جدی هستند.
افروغ درباره الزامات تکمیل طرح مهندسی فرهنگی نیز گفت: عرصه فرهنگ، عرصه شهود، نوآوری، خلاقیت و تراوشات بدیع فرهنگی و هنری است و نمیتوان با یک چارت از پیش طراحیشده و دستورالعملهای توصیهای، نحوه اندیشیدن، هنرورزی و تولید فرهنگی را بر جامعه تحمیل کرد. مهندسی فرهنگی باید پیش از هر چیز در میان دستگاههای فرهنگی رسمی تعریف شود تا از موازیکاری و اتلاف سرمایههای انسانی و مالی جلوگیری شود و میان آنها تقسیم کار و هماهنگی به وجود آید.
این استاد دانشگاه افزود: اگر قرار باشد طرحی برای فعالیتهای فرهنگی در عرصه عمومی تدوین شود، حتماً باید با مشارکت و تعامل اصحاب نظر انجام گیرد؛ زیرا بدون مشارکت و تعامل پویا، امکان ترسیم یک مهندسی فرهنگی جامع وجود ندارد. اگر مفهوم مهندسی فرهنگی به درستی فهم نشود، ممکن است به برداشت مکانیکی و مهندسیگونه از فرهنگ بینجامد؛ برداشتی که ریشه در نگاه اثباتگرایانه و شیانگار به پدیدههای انسانی دارد.
وی با اشاره به ویژگیهای پدیدههای انسانی افزود: پدیدههای انسانی و اجتماعی شیء نیستند، بلکه دارای خودآگاهیاند و در علوم انسانی با هرمنوتیک مضاعف روبهرو هستیم؛ هم محقق با وجه تفسیری موضوع سروکار دارد و هم خود موضوعات اجتماعی نسبت به خودآگاهی خود آگاهاند. اگر این پدیدهها همچون اشیا نگریسته شوند، روح معنایی و خودآگاهی آنها از میان خواهد رفت.
افروغ در ادامه با انتقاد از نگاه اثباتگرایانه در سیاستگذاری علمی و فرهنگی گفت: این نگاه، ابزارگرایی را ترویج میکند و زمینه را برای ظهور دانشمندان سیاستگذار فراهم میسازد که صرفاً ابزار دست حکمرانان برای توجیه سیاستها هستند. برداشت من از تأکیدات مقام معظم رهبری در سیاستهای برنامه پنجم توسعه این است که ایشان بر شناخت اهداف و غایات فرهنگی کشور و برنامهریزی برای تحقق آنها تأکید دارند، نه بر اثباتگرایی و ابزارگرایی.
وی در پایان با اشاره به ضرورت پاسخگویی دستگاههای فرهنگی اظهار داشت: یکی از الزامات مهندسی فرهنگی این است که نهادهای فرهنگی موفقیت خود را نه با شاخصهای کمی و رشد عددی، بلکه با میزان تأثیرگذاری واقعی در جامعه بسنجند. هنگامی که از موفقیت صدا و سیما یا هر دستگاه فرهنگی دیگری سخن میگوییم، باید از میزان تحقق اهداف فرهنگی آن در متن جامعه سخن گفته شود، نه صرفاً از توسعه کمی و اداری آن. همچنین دستگاههای فرهنگی باید در یک چارچوب منسجم و هماهنگ فعالیت کنند؛ زیرا استقلال بیضابطه و موازیکاری با روح مهندسی فرهنگی منافات دارد.
این مصاحبه به کوشش نیما شایان تهیه شده و 26 دی ۱۳۸۷ با شماره خبر 816935 منتشر شد.