عماد افروغ با انتقاد از عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه علوم انسانی گفت: سیاستگذاریهای موجود بر پایه درک دقیقی از فلسفه علم و نسبت علم با جامعه و فرهنگ استوار نیست و با این نگاه نهتنها به بومیسازی علوم انسانی نخواهیم رسید، بلکه این مفهوم ارزشمند را به امری سطحی تبدیل خواهیم کرد.
دکتر عماد افروغ، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره بومیسازی علوم انسانی گفت: منظور از بومیسازی این است که علمی تولید شود که مسئلهمحور بوده و با شرایط فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ما سازگار باشد. جامعهشناسان علم اعتقاد دارند بین علم و جامعه از یک سو و علم و فرهنگ از سوی دیگر باید رابطه برقرار باشد و این مسئله بهویژه در علوم انسانی اهمیتی مضاعف پیدا میکند.
وی افزود: باید در علوم انسانی شاهد یک چرخه دیالکتیکی باشیم؛ به این معنا که مسئله از زیستجهان آغاز شود و از عرصه پرنشاط و جوشان جامعه بیرون آید و وارد عرصه فهم شود و سپس کسی که میخواهد درباره این مسائل خردورزی کند و راهحلی ارائه دهد، از طریق فهم متوجه کاستیها، تضادها، تناقضها، نفیها و ضعفها شود و پس از ارائه راهحل، با یک خرد پسا فلسفی دوباره به عرصه زیستجهان بازگردد.
این استاد جامعهشناسی درباره این چرخه اظهار داشت: امروز فاقد چنین چرخهای هستیم. امروز سؤال و مسئله از عرصه داغ اجتماع بیرون نمیآید و متعاقب آن، پاسخ خردورزانه و معطوف به راهحل نیز وارد این عرصه نمیشود. در این میان، عالمان اجتماعی نیز مقصر هستند؛ زیرا با روششناسی متناسب و متناظر با این مسئله چندان مأنوس و آشنا نیستند.
افروغ گفت: نزد برخی از آنان، روش صرفاً یک ابزار خنثی تلقی میشود؛ ابزاری که با هنجارها ارتباط ندارد و با نظریه اجتماعی و فلسفه علوم اجتماعی بیگانه است و نمیتواند میان مؤلفههای موضوع، هدف، روش، محقق و اخلاقیات او پیوند برقرار کند. این گروه بر این پندارند که تنها تفاوت میان موضوعات اجتماعی و طبیعی، تفاوتهای کمی است، در حالی که تفاوتها کیفی نیز هستند.
این پژوهشگر حوزه جامعهشناسی تصریح کرد: از سوی دیگر، سیاستگذاران آموزشی ما نیز مقصر هستند. شورای عالی انقلاب فرهنگی مقصر است؛ زیرا به عنوان شورای عالی سیاستگذاری، فهم دقیقی از فلسفه علم، وجوه نرمافزاری علم و علم هدف ندارد. نگاه این شورا به علوم انسانی همانند نگاه به علوم ابزاری است، در حالی که حتی در همین نگاه به علوم ابزاری نیز اشکالات فراوانی نهفته است. سیاستهای این شورا بیشتر به یک تمدنسازی میماند تا به مرکزی که متوجه ابعاد فرهنگی باشد.
این استاد دانشگاه تهران یادآور شد: باید همواره میان عرصه داغ اجتماعی و عرصه یخ آکادمیک یک رابطه دیالکتیکی برقرار باشد. متأسفانه این پیوند منقطع شده و عامل اصلی این انقطاع، با توجه به ساختار تعریفشده نظام، به شورای عالی انقلاب فرهنگی بازمیگردد. بیشتر اعضای این شورا با رابطه جامعه و فرهنگ با علم، فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه علم، جامعهشناسی علم، فلسفه تعلیم و تربیت و مبادی هنجاری و متافیزیکی علم آشنا نیستند و به دلمشغولیهای روزمره گرفتارند.
وی گفت: کسانی که برای علوم انسانی سیاستگذاری میکنند، عمدتاً متخصصان علوم ابزاری بوده و به علوم فنی و کاربردی مجهز هستند، در حالی که جنس این علوم تفاوت اساسی با علوم انسانی دارد، هرچند اشتراکاتی نیز میان آنها وجود دارد.
افروغ افزود: متأسفانه نوع نگاه دانشگاهیان و شاخصهای تعریفشده از سوی آموزش عالی، هیچکدام شاخصهای محتوایی نیستند و با این نگاه ما نهتنها به بومیسازی نخواهیم رسید، بلکه این مقوله ارزشمند بومیسازی را نیز به امری سطحی تبدیل خواهیم کرد.
این خبر 11 دی 1390 با شماره خبر 1497114 در خبرگزاری مهر منتشر شد.