افروغ: قوه قضائیه با بداخلاقی انتخاباتی برخورد کند/ نگرانی از کلاهبرداری سیاسی

عماد افروغ سیاست‌زدگی جامعه را یکی از علل بداخلاقی‌های سیاسی در کشور دانست و با اشاره به تأثیر مخرب این بداخلاقی‌ها گفت: اگر نقدی داریم، نقد فکر کنیم نه نقد شخصیت.

عماد افروغ سیاست‌زدگی جامعه را یکی از علل بداخلاقی‌های سیاسی در کشور دانست و با اشاره به تأثیر مخرب این بداخلاقی‌ها گفت: اگر نقدی داریم، نقد فکر کنیم نه نقد شخصیت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، عماد افروغ درباره امکان رعایت اخلاق انتخاباتی در فضای پرتنش سیاسی گفت: با توجه به اینکه جامعه ما سیاست‌زده است و بیش از حد سیاسی شده، نباید توقع توجه به اخلاق به‌طور شایسته و بایسته را داشته باشیم. از آنجایی که سال‌ها در نسبت اخلاق و سیاست تحقیقاتی داشته‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که تا این فضای سیاست‌زده را داریم، نمی‌توانیم توقع اخلاق درست داشته باشیم و این می‌تواند علت‌العلل بداخلاقی‌های سال‌های اخیر باشد.
وی در عین حال تأکید کرد: برای تلطیف فضای بی‌اخلاقی و پرتنش کنونی راهکارهایی وجود دارد؛ البته این راهکارها باید مورد تأمل قرار گیرد تا مؤثر باشد، والا همه کارها بی‌تأثیر خواهند بود. باید توجه کنیم که ما یک فرهنگ و دین خاص داریم و انقلاب ویژه‌ای را پشت سر گذاشته‌ایم و بخشی از حیات فعلی ما با انقلاب اسلامی گره خورده است.
این استاد جامعه‌شناس افزود: با اینکه خوشبختانه حرف‌های دینی و خوب زده می‌شود، اما متأسفانه عمل مطابق گفته‌ها کمتر دیده می‌شود. مشکل‌ها از جنس شعار نیست؛ شعارها دینی است، اما اعمال دینی نیست. پس توصیه می‌شود که در رقابت‌های سیاسی، اول اعمالمان را منطبق با شعارهایمان کنیم و دوم بیشتر به معرفی خود بپردازیم تا تخریب دیگران؛ اگر کارنامه موفقی داریم و اگر اهداف و برنامه کارآمدی داریم، در اختیار مردم قرار دهیم و اگر نقدی داریم، نقد فکر کنیم نه نقد شخصیت.
افروغ تصریح کرد: نکته سوم این است که عده‌ای خود را یکی می‌پندارند و دیگری را صفر و این یکی‌پنداری آنها هم، با توجه به شرایط حاکم است و عمدتاً این مسئله به طرفداری از ولایت فقیه برمی‌گردد؛ یعنی عده‌ای خود را عین حمایت و تبعیت از رهبری جلوه می‌دهند و دیگری را به‌گونه‌ای خارج از حریم ولایت معرفی می‌کنند و به نظر من این کار را جز کلاهبرداری سیاسی نمی‌توان توصیف کرد.
این استاد دانشگاه افزود: بهترین راهکار برای حل این بی‌اخلاقی‌ها رعایت آموزه‌های اخلاقی و دینی است و اینکه بیشتر سعی کنیم از ابزارهای اقناعی و مبتنی بر محبت و عشق استفاده کنیم و خودمان را معرفی کنیم تا اینکه به تخریب دیگران بپردازیم.
وی صرف تدوین منشورهای اخلاقی را در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه اخلاق انتخاباتی و سیاسی، کارآمد ندانست و تأکید کرد: من نمی‌خواهم متعرض هرگونه سندی باشم، اما آیا مشکل یک رفتار تنها با یک سند حل می‌شود یا با رفتار؟ در اسلام روش‌های مطلوب انتقال یک معنا را داریم که بر این مسئله تأکید دارد که با عمل خودتان برای دیگران الگو باشید، نه با زبان؛ منشور بخش زبانی است و با زبان صرف نمی‌توان تحولی ایجاد کرد.
افروغ افزود: درد ما به سازوکارهای درونی کردن اخلاق برمی‌گردد که آن را در خودمان جست‌وجو کنیم و بعد ببینیم چگونه در اعمال و رفتار صاحبان قدرت متجلی است که «الناس علی دین ملوکهم» و جمله «علی دین ملوکهم» یعنی «علی اعمال ملوکهم» نه «علی لسان ملوکهم.»
وی ضمانت اجرایی اخلاق انتخاباتی و سیاسی را مواجهه قضایی دانست و گفت: اگر کسی به دیگری افترا و دروغ بست، بلافاصله مدعی‌العموم باید وارد شود، به‌ویژه وقتی یک بی‌اخلاقی فراگیر شده و از حالت شخصی خارج می‌شود. وقتی یک مسئله‌ای نادر است، خب افراد می‌روند شکایت می‌کنند و مدعی‌العموم هم می‌گوید من منتظر شکایت هستم. قوه قضائیه هم می‌گوید که تا شکایتی دریافت نشود وارد عمل نمی‌شود، مگر در مورد سران سه قوه. اما وقتی اپیدمی است، آیا باید منتظر شکایت بود؟
این استاد جامعه‌شناسی تصریح کرد: این مسئله بحث جزئی در اخلاق نیست، بلکه یک بحث جمعی است که مقام معظم رهبری نیز اشاره کردند که در این موضوع کارنامه موفقی نداشتیم. آیا مدعی‌العموم نباید نسبت به فراگیری یک امر غیراخلاقی احساس مسئولیت کند؟ باید قوه قضائیه وارد شود، چون لازمه اداره سالم یک جامعه وجود قوه قضائیه مستقل و مقتدر است که از جنس عمل است. ما مشکلی به لحاظ مکتوب و سند نداریم، بلکه مشکل در بی‌توجهی افراد و کاندیداها به اصول دینی و اخلاقی است و در کنار آن، عدم مواجهه قضایی به‌موقع و مناسب از سوی مراجع ذی‌ربط است.
افروغ به تأثیر مخرب بداخلاقی‌های سیاسی در کشور اشاره کرد و گفت: این بداخلاقی‌ها هم ضربه به دین و هم آسیب به اخلاق و اعتماد مردم می‌زند و در کوتاه‌مدت مردم احساس می‌کنند فضای امنی برای ورود و مشارکت سیاسی ندارند و در بلندمدت آسیب جدی به دین و اخلاق است؛ یعنی شعارها دینی و اخلاقی است، اما عمل دینی و اخلاقی نیست. مثلاً به اسم دفاع از ولایت فقیه رفتاری مخالف اصل ولایت فقیه انجام می‌شود که این مسئله هم دامن فرد و هم آن اصل را می‌گیرد که باید نسبت به این رفتارها هشدار داد و راه‌حل درستی در پیش گرفت.
این خبر 29 بهمن۱۳۹۰با شماره خبر 1534709 منتشر شد.