یادداشت از: آفرین قائمی
جامعهشناسان در تعریف کجروی، دو بُعد ذهنی (بینش و نگرش) و عملی (رفتاری) را مورد توجه قرار میدهند. نظام اجتماعی دارای هنجارها و الگوهای رفتاری مقبولی است که هرگونه فاصله ذهنی از هنجارهای متعارف و مورد قبول جامعه، انحراف یا کجروی نامیده میشود.
در بُعد عملی انحراف، باید میان «رفتارهای ناسازگار» و «رفتارهای غیرعادی» تفاوت قائل شد. رفتارهای غیرعادی، رفتارهایی هستند که با هنجارهای اجتماعی انطباق ندارند، هرچند نظم هنجاری جامعه را نفی نمیکنند؛ به این معنا که فرد، با وجود انجام رفتاری ناهمخوان با هنجارهای جامعه، همچنان نظم هنجاری آن را میپذیرد. در مقابل، در رفتارهای ناسازگار، فرد در پی آن است که طرحی نو دراندازد و نظم رفتاری و هنجاری جدیدی تعریف کند؛ مانند رفتار افراد انقلابی که در هر جامعهای ارزشهای غالب را نمیپذیرند و میکوشند آرمانها و ایدههای جدیدی مطرح کنند که با هنجارهای موجود جامعه سازگار نیست.
عماد افروغ، در جایگاه یک جامعهشناس، بررسی انحرافات اجتماعی را در دستور کار خود قرار میدهد. وی در مقالهای با عنوان «جامعهشناسی انحرافات در حکومت دینی»، وجه ممیزه حکومت دینی از سایر حکومتها را برخورد فرهنگی با انحرافات اجتماعی میداند. به نظر او، علاوه بر خانواده بهعنوان مهمترین رکن تربیتی انسان، حاکمیت نیز وظیفه دارد: نخست، با فراهمکردن زمینههای ارضای نیازهای شهروندان، بهانههای ارتکاب انحرافات را از آنان سلب کند؛ و دوم، با استفاده از تمامی ابزارهای فرهنگساز و شاخصههای فرهنگی، در راستای احیای امر به معروف و نهی از منکر بکوشد.¹
نکته مهم در پژوهش مرحوم افروغ، توجه به این مسئله است که انحرافات عملی افراد لزوماً و همواره بر جهانبینی و ارزشهای آنان تأثیر نمیگذارند و از سوی دیگر، جهانبینی و ارزشهای افراد نیز همیشه به رفتارهای عملی مشخصی منجر نمیشوند. او بر این نکته تأکید میکند که جهانبینیها و ارزشهای واحد میتوانند در قالب نمادهای متعددی ظهور یابند. ازاینرو، در مسئله حجاب نیز، بهعنوان یک نماد، بر بازتولید صورتهای آن متناسب با شرایط عصر حاضر تأکید میکند تا امکان تمایز میان انحراف و رفتار غیرمنحرف فراهم شود.
به نظر افروغ، حجاب به معنای پوشش، وزانت و متانت است؛ اما همین جوهر واحد میتواند در قالبهای گوناگونی تجلی یابد. برای مثال، پوشش در کشورهای لبنان، پاکستان و ایران با یکدیگر تفاوت دارد.²
در داخل ایران نیز افروغ با اشاره به پوشش زنان در قومیتهای مختلف، ضمن تأیید تکثر و تنوع در رنگ و طرح پوشش، این صورتهای متنوع را بازتابدهنده حجاب و عفت شرعی میداند. ازاینرو، با طرحی که در مجلس به تصویب رساند، در پی مقابله با دیدگاهی بود که حجاب را صرفاً در قالب چادر مشکی تعریف میکند.
افروغ برای حل مسئله و معضل پوشش و حجاب، راهکارهایی نیز ارائه میدهد:³
راهکار نخست: حکومت نباید مردم را در مسائل فرهنگی رها کند و در عین حال، نباید به کنترل آنها بپردازد. بلکه باید در کنار قانونگذاری و هدایتگری، تکثرات فرهنگی اقوام را به رسمیت بشناسد.
راهکار دوم: باید نگاه فرهنگِ توسعهای در کشور کنار گذاشته شود؛ به این معنا که نگاه اقتصادی و درآمدزایانه به مسائل فرهنگی، از جمله پوشش، جای خود را به نگاهی فرهنگی و کیفی بدهد.
راهکار سوم: حجاب باید در چارچوب استراتژی فرهنگی مقابله با تبرج تعریف شود؛ با این حال، صورت و الگوی آن را میتوان بر اساس شرایط زمانی، مکانی و اقلیمی تعیین کرد. این امر، از نظر افروغ، مهمترین جلوه پویایی یک نظام فرهنگی است؛ نظامی که هم مردم و هم مسئولان در آن وظایفی بر عهده دارند.
پینوشتها
۱. عماد افروغ، «جامعهشناسی انحرافات در حکومت دینی»، مطالعات راهبردی زنان، سال ۱۳۸۱، شماره ۱۸.
۲. عماد افروغ، «چند پرسش اساسی پیرامون فرهنگ و نظریه فرهنگ»، دو فصلنامه علمی ـ پژوهشی دین و سیاست فرهنگی، شماره چهارم، بهار و تابستان ۱۳۹۴، صص. ۷–۲۰.
۳. عماد افروغ، «به دنبال یک معنا در قالب یک واحد در مسئله حجاب»، نشریه حوراء، شماره ۲۳.
این یادداشت در مجله دیدهبان اندیشه، سال چهارم، شماره دوم، پیاپی ۵۰، خرداد و تیر ۱۴۰۲، منتشر شده است.
کلمات کلیدی: عماد افروغ،