یک استاد جامعهشناسی با تأکید بر اینکه پرسشهای دینی، بدون اعتنا به اینکه با چه نیتی مطرح میشوند، باید مستدل پاسخ داده شوند، گفت: کمتوجهی به چگونگی پاسخ به برخی پرسشهای دینی موجب میشود درکهای صوری و عوامفریبانه باب شوند.
دکتر عماد افروغ، پژوهشگر و استاد جامعهشناسی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری مهر درباره شبهه دینی، با تأکید بر اینکه تمام پرسشهایی که در برابر دین قرار میگیرند، با هر انگیزهای که مطرح شده باشند، باید پاسخ خود را دریافت کنند، گفت: بهترین شیوه مواجهه با سؤال دینی این است که پاسخی مستدل، معقول و مستند دریافت کند.
وی افزود: ممکن است برخی پرسشها را در قالب شبهه تلقی کنند و به دستهای از پرسشهایی که با نیت تخریب مطرح میشوند، به جای پرسش، عنوان شبهه بدهند، اما من اعتقاد دارم بهتر است همه آنها را پرسش تلقی کنیم، چرا که ما در مقامی نیستیم که نیتخوانی کنیم.
افروغ تأکید کرد: هرچه میتوانیم باید بیشتر به سمت پاسخ اقناعی برویم و پرسشها را به شبههانگیز و غیرشبههانگیز تقسیمبندی نکنیم. بهتر است از دستهبندیهای دیگری استفاده کنیم؛ سؤالات را میتوان به دستههای عمیق، فلسفی، کلامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم کرد.
این استاد جامعهشناسی اظهار داشت: دستهبندی شبههبرانگیز و غیرشبههبرانگیز، پرسشگر را در مقوله خاص قرار داده و نشان میدهد ما نیتخوانی کردهایم و پرسشگر را جزو کسانی قرار دادهایم که قصد تخریب دین را دارد، اما هیچ ضمانت و مدرکی در این رابطه نداریم که هر سؤالی را شبهه قلمداد کنیم.
وی گفت: توصیه من این است که همه سؤالات را پرسش بدانیم و سعی کنیم برای آنها پاسخ اقناعی، مستند و مستدل ارائه کنیم و به پرسشگران توصیه میکنیم که به پرسشهای خود غنا ببخشند. پرسشگر نیز میتواند از نبوغ، بلوغ و رشد خاصی برخوردار شود. همانطور که به پاسخگو توصیههایی میکنیم، به پرسشگر نیز توصیههایی ارائه میکنیم. پرسشگر باید از طرح سؤالاتی که قالب آن میتواند حساسیتبرانگیز باشد، پرهیز کند و تنها به دنبال پاسخ باشد، نه تخریب.
عماد افروغ اضافه کرد: قبل از انقلاب، علما به ندرت سؤالی را شبهه قلمداد میکردند و سعی میکردند با الهام از منابع دینی و مرتبط با دین، پاسخی اقناعی ارائه کنند که نمونه آن «اصول فلسفه و روش رئالیسم» علامه طباطبایی و شرح استاد شهید مرتضی مطهری است.
وی یادآور شد: پس از شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، برخی سیره و سلوک اولیه در پاسخ به سؤالات را فراموش کردهایم؛ این امر نوعی زنگ خطر است. ما فراموش کردهایم در چه بسترسازیای انقلاب کردهایم؛ فراموش کردهایم که انقلاب، بسط روشنفکری و معرفت دینی بود. آنهایی که به انقلاب گرایش پیدا کردند، به سطحی از معرفت و آگاهی رسیده بودند و ما باید همان سطح را حفظ کرده و عمق ببخشیم؛ کمتوجهی به چگونگی پاسخ به پرسشهایی که مطرح میشود، موجب شده نوعی درکهای صوری و عوامفریبانه به نام دین باب شود که یکی از علل آن از آنجا نشأت میگیرد که ما پرسشها را شبهه تلقی کردیم.
این خبر 5 تیر۱۳۹۰ با شماره خبر 1343822 منتشر شد.