عماد افروغ در نشست نقد و بررسی کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» با تأکید بر پیوند فلسفه و سیاست، گفت: این کتاب به کالبدشکافی شرایط گفتوگو پرداخته و رعایت موازین اخلاقی را از مهمترین شروط گفتوگو میداند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» نوشته دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، عصر دیروز با حضور دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر عماد افروغ و مؤلف کتاب در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.
در ابتدای این نشست، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی با بیان اینکه اساس فلسفه، گفتوگو است و بدون گفتوگو فلسفه معنایی ندارد، اظهار داشت: اگر به مونولوگ دقت کنیم، متوجه میشویم که مونولوگ نیز همان دیالوگ است. کسی که در تنهایی فکر میکند، در واقع با خود به گفتوگو پرداخته است و اساساً تفکر درست از جایی آغاز میشود که پرسش وجود داشته باشد؛ در جریان همین پرسش و پاسخ نیز گفتوگو شکل میگیرد.
وی با اشاره به گذشت چهارده قرن از عمر جهان اسلام گفت: در طول این چهارده قرن، جریانهای فکری متعددی در حوزه اسلام شکل گرفته که بیشتر جنبه کلامی، فلسفی، نحوی و صرفی داشتهاند، اما متأسفانه هیچگاه به تاریخ این جریانها توجه شایستهای نشده است. برای مثال، با وجود فقهای فراوان، هنوز تاریخ منظم و جامعی از فقه در اختیار نداریم.
دینانی ادامه داد: در جهان اسلام همواره با خلأ بزرگ بیتوجهی به تاریخ روبهرو بودهایم. با وجود برخورداری از میراث غنی در فلسفه و کلام، هرگز برای تدوین تاریخ دقیق فلسفه اسلامی تلاش کافی نکردهایم و آنچه تاکنون در این زمینه نوشته شده، عمدتاً به قلم پژوهشگران غربی و متناسب با نگاه و سلیقه آنان بوده است.
نویسنده کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» با اشاره به جایگاه این اندیشمند گفت: خواجه نصیرالدین طوسی یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ اسلام، ایران و تشیع است؛ اما از زمان حیات خود تاکنون مظلوم واقع شده است، به گونهای که برخی از اهل سنت به دلیل نقش او در سقوط خلافت عباسی، از وی با عنوان «عدوالدین» یاد کردهاند.
وی افزود: در مقابل، در میان عالمان شیعه نیز آنگونه که شایسته است به این فیلسوف بزرگ پرداخته نشده است. هرچند بر کتاب «تجریدالاعتقاد» او بیش از یکصد شرح نوشته شده و مکتبهای فلسفی شیراز، اصفهان و تهران از آثار او بهره فراوان بردهاند، اما در نگارش تاریخ اندیشه اسلامی، جایگاه خواجه نصیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
دینانی درباره نقش تاریخی خواجه نصیرالدین طوسی اظهار داشت: خواجه در دشوارترین دوره تاریخ، یعنی همزمان با حمله مغول، ویرانگریهای چنگیزخان و حکومت هلاکوخان زندگی میکرد. او با تدبیر، همکاری خردمندانهای با هلاکوخان آغاز کرد و ضمن تلاش برای هدایت او، با در اختیار گرفتن وزارت اوقاف، اقدامات مؤثری در توسعه علم انجام داد که تأسیس رصدخانه مراغه از مهمترین آنهاست. همچنین نقش او در سقوط خلافت عباسی بغداد را باید از مهمترین اقداماتش در تاریخ جهان اسلام دانست.
استاد فلسفه دانشگاه تهران ادامه داد: در آن دوران، علاوه بر ویرانیهای ناشی از حمله مغول، موجهای ضدفلسفی نیز از سوی افرادی همچون ابوحامد غزالی پدید آمده بود و فلسفه در معرض نابودی قرار داشت. اگر خواجه نصیرالدین طوسی نبود، نهال فلسفه در ایران خشک میشد.
وی افزود: خواجه با نگارش کتاب «تجریدالاعتقاد» کوشید عقاید مردم را از خرافه و ظاهرپرستی پالایش کرده و باورهای مستدل، معقول و برهانی را جایگزین آنها کند. از آنجا که مسلمانان بیش از فلسفه با علم کلام مأنوس بودند، او ناگزیر بود از همین مسیر با آنان سخن بگوید و در نتیجه، علم کلام را به مرحله تازهای رساند که بر کلام سنتی تأثیر عمیقی گذاشت.
دینانی در پایان سخنان خود درباره علت انتخاب عنوان «فیلسوف گفتوگو» برای این کتاب گفت: خواجه نصیرالدین طوسی در سراسر زندگی خود تلاش کرد با اندیشمندان و فیلسوفانی همچون فخر رازی و شهرستانی وارد گفتوگو شود. اگر آنان در شهر محل اقامت او بودند، به صورت حضوری و اگر دور بودند، از طریق مکاتبه و طرح پرسش و پاسخ با آنان گفتوگو میکرد. تفاوت او با ابنرشد نیز در این بود که ابنرشد بیشتر به دفاع از ارسطو میپرداخت، اما خواجه نصیر از اصل فلسفه دفاع میکرد و گفتوگو را ابزار این دفاع میدانست.
در ادامه این نشست، دکتر رضا داوری اردکانی با اشاره به اینکه تاریخ فلسفه در ایران عمدتاً به قلم پژوهشگران غربی نوشته شده است، اظهار داشت: سابقه نگارش تاریخ فلسفه در اروپا نیز چندان طولانی نیست و به حدود یک قرن پیش بازمیگردد. شاید نخستین اثری که بتوان آن را به معنای دقیق کلمه «تاریخ فلسفه» دانست، تاریخ فلسفه هگل باشد. در گذشته ما تاریخ فلاسفه داشتیم، اما تاریخ فلسفه به معنای امروزی آن وجود نداشت.
وی افزود: در گذشته اندیشمندانی همچون شهرستانی آثاری درباره تاریخ فلاسفه نگاشتهاند که تا حدودی به مرز تاریخ فلسفه نزدیک میشود، اما این آثار نیز با آنچه امروزه به عنوان تاریخ فلسفه شناخته میشود، تفاوت دارد.
این استاد فلسفه ادامه داد: مورخان معمولاً به تتبع و گردآوری اطلاعات میپردازند، اما تنها زمانی میتوانند مورخ خوبی برای فلسفه باشند که خود نیز محقق و صاحبنظر این حوزه باشند.
داوری اردکانی تصریح کرد: من با برتراند راسل همفکر نیستم، اما چون او فیلسوف بود، کتاب تاریخ فلسفهاش روح دارد. پیش و پس از او نیز افراد دیگری با جایگاه علمی بالاتر اقدام به نگارش تاریخ فلسفه کردند، اما چون خود صاحبنظر فلسفی نبودند، آثارشان از عمق لازم برخوردار نشد.
وی گفت: فلسفه عرصه بحث و گفتوگو است و فیلسوف باید از نظر فکری چنان وسعتی داشته باشد که واقعیت را بپذیرد، اما در عین حال بتواند از دیدگاه خود نیز دفاع کند. اگر کسی قدرت جانبداری از یک نظر را نداشته باشد، نمیتواند میان مسائل مختلف تمایز قائل شود. البته دفاع از یک اندیشه به معنای آن نیست که هر سخن یک فیلسوف را بدون چون و چرا بپذیریم.
داوری اردکانی با بیان اینکه دو نوع تاریخ فلسفه وجود دارد، اظهار داشت: در یک نوع، نویسنده صرفاً به گردآوری مطالب میپردازد و در نتیجه تاریخ فلسفه موفقی شکل نمیگیرد، اما در نوع دیگر، مورخ خود فیلسوف است و همین امر باعث میشود تاریخ فلسفه با عمق بیشتری نوشته شود.
وی درباره کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» گفت: به اعتقاد من، دکتر دینانی در این کتاب تنها به تتبع بسنده نکرده، بلکه با نگاه فلسفی به موضوع پرداخته و بیشترین توجه خود را معطوف به فلسفه و کلام کرده است.
این پژوهشگر فلسفه افزود: مطالبی که ایشان در این کتاب مطرح کردهاند، حتی در آثار بسیاری از مورخان برجسته اروپایی نیز دیده نمیشود. مباحثی همچون نسبت نحو و فلسفه، زبان و فلسفه و منطق و فلسفه، کمتر با چنین دقت و انسجامی مورد بررسی قرار گرفته است.
داوری اردکانی سپس فیلسوفان را به چهار گروه «اهل فضل»، «اهل علم»، «اهل تحقیق» و «فیلسوف مؤسس» تقسیم کرد و گفت: اهل فضل کسانی هستند که فضل فلسفه دارند، اهل علم مرتبهای بالاتر از آنان قرار میگیرند و اهل تحقیق نیز صاحبنظرند. پیش از این تصور میکردم خواجه نصیرالدین طوسی در زمره اهل تحقیق قرار دارد و فیلسوفان مؤسس را افرادی مانند ارسطو و ابنسینا میدانستم، اما اکنون معتقدم خواجه نصیرالدین طوسی نیز در شمار فیلسوفان مؤسس قرار میگیرد.
وی در ادامه با اشاره به ویژگیهای شخصیتی خواجه نصیرالدین طوسی اظهار داشت: این فیلسوف از حلم، حوصله، زبان نرم، ادب و در عین حال طنز برخوردار بود.
داوری اردکانی با تأکید بر اینکه فیلسوف باید اهل طنز باشد، گفت: یکی از وظایف مهم فیلسوف، نشان دادن حماقت و مبارزه با آن است و این همان کاری است که طنز نیز انجام میدهد. طنزپردازان، همانند فیلسوفان، با زبانی خاص، حماقت را آشکار میکنند.
وی در پایان با اشاره به اینکه فلسفه عین گفتوگو است، تصریح کرد: سقراط همواره بحثهای خود را با طرح پرسش آغاز میکرد و از طریق پرسش، ذهن مخاطب را به چالش میکشید. گاهی نیز آگاهانه بحث را ناتمام میگذاشت تا در فرصت دیگری آن را ادامه دهد. در حقیقت، جامعهای که در آن پرسش و گفتوگو وجود نداشته باشد، جامعهای زنده نیست و اگر فلسفه را تنها حفظ کنیم، بدون آنکه پرسشی در ذهن داشته باشیم، در واقع چیزی جز تکرار آموختهها انجام ندادهایم.
در ادامه این نشست، دکتر عماد افروغ با اشاره به تقسیمبندی دکتر داوری اردکانی از اندیشمندان به چهار گروه «اهل فضل»، «اهل علم»، «اهل تحقیق» و «فیلسوف مؤسس» اظهار داشت: من خود را در هیچیک از این چهار دسته قرار نمیدهم، بلکه تنها به عنوان یک دانشپژوه، عشق به تفکر و فلسفه دارم و در عین حال همچنان دلمشغول فلسفه سیاسی هستم.
وی با اشاره به محتوای کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» افزود: این کتاب به محورهای بنیادینی پرداخته است. یکی از مهمترین نکات آن، تأکید بر ارتباط تنگاتنگ میان نظر و عمل است. نویسنده معتقد است میان حکمت نظری و حکمت عملی رابطهای عمیق وجود دارد و به جدایی دین از «بایدها» و «هستها» اعتقادی ندارد. از همین رو، رابطه اندیشه و عمل را در قالب نسبت فلسفه و سیاست تبیین میکند.
افروغ ادامه داد: پرسش اساسی این است که آیا میتوان فلسفه را از سیاست جدا دانست؟ آیا میتوان میان اندیشه و عمل مرز قطعی کشید؟ به نظر میرسد یکی از ارزشهای این کتاب، توجه به همین پیوند بنیادین میان فلسفه و عرصه حیات اجتماعی و سیاسی است.
این پژوهشگر فلسفه تصریح کرد: در بخشهای مختلف کتاب، بحث عقل، عاقل و معقول مطرح میشود؛ بحثی که میتوان آن را با مفهوم حیث التفاتی مرتبط دانست. همچنین در بخش دیگری از کتاب مشاهده میکنیم که خواجه نصیرالدین طوسی، علم را مرتبهای از هستی تلقی میکند و این نگاه، از مبانی مهم فلسفی او به شمار میرود.
وی در ادامه با اشاره به برخی نکات تاریخی کتاب گفت: خواجه نصیرالدین طوسی هیچگاه اختلافات خود با ابنسینا را به صورت آشکار و علنی مطرح نکرده بود، اما در این کتاب بخشی از این تفاوتها و اختلافنظرها روشن شده و مورد بررسی قرار گرفته است.
افروغ با تأکید بر اهمیت مباحث مربوط به گفتوگو در این اثر اظهار داشت: در این کتاب با نوعی کالبدشکافی شرایط گفتوگو روبهرو هستیم. یکی از مهمترین شروطی که در این زمینه مطرح میشود، رعایت موازین اخلاقی است. در یک گفتوگوی صحیح، به جای آنکه شخصیت طرف مقابل مورد حمله قرار گیرد، باید اندیشه و فکر او نقد شود. این نکته از مهمترین آموزههای کتاب به شمار میرود.
وی افزود: دکتر دینانی در این اثر به موضوع مناظره میان دین و فلسفه نیز پرداختهاند و در این میان نکتهای ظریف و قابل تأمل مطرح شده است؛ اینکه میان استحکام فلسفی یک ملت و اخلاقی بودن آن جامعه رابطه وجود دارد. به بیان دیگر، این دیدگاه مطرح میشود که ملتی که از بنیانهای فلسفی برخوردار نباشد، نمیتواند جامعهای اخلاقی باشد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه با اشاره به برخی نقدهای خود بر کتاب گفت: یکی از مباحثی که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته، موضوع معتزله است، اما به نظر من جای این پرسش باقی است که چرا جریان معتزله در تاریخ اسلام رو به افول رفت و از میان رفت. این مسئله میتوانست با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
وی ادامه داد: همچنین در بخشی از کتاب، «صدق» به عنوان برترین فعل اخلاقی معرفی شده است، اما من با این دیدگاه موافق نیستم و معتقدم این موضوع جای بحث و تأمل بیشتری دارد.
افروغ با اشاره به یکی دیگر از کاستیهای کتاب اظهار داشت: به نظر میرسد در این اثر به «سیاست مدن» و ابعاد سیاسی اندیشه خواجه نصیرالدین طوسی کمتر پرداخته شده است؛ در حالی که این حوزه میتوانست مورد توجه بیشتری قرار گیرد و زمینه فهم جامعتری از اندیشه او را فراهم کند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با وجود این ملاحظات، کتاب «خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتوگو» اثری ارزشمند و تأملبرانگیز است و من همواره از مباحث مربوط به عقلانیت، نفسانیت و جسم که در این کتاب مطرح شده، الهام گرفتهام.
این خبر 11 دی ۱۳۸۷با شماره خبر 809869 منتشر شد.