خلاصه‌ای از گفتگوی عماد افروغ با مجله خردورزی، جسارت نقد؛ اعتلای حکمرانی در گرو نقد درون‌گفتمانی

سه شعار اصلی انقلاب اسلامی، یعنی آزادی، عدالت و اخلاق و معنویت، به‌راحتی و بنا به شرایط زمانی و مکانی زیر پا گذاشته شده‌اند.
3400440_MK251107

سه شعار اصلی انقلاب اسلامی، یعنی آزادی، عدالت و اخلاق و معنویت، به‌راحتی و بنا به شرایط زمانی و مکانی زیر پا گذاشته شده‌اند.
حکمرانی و حاکمیت از جمله مباحثی است که در دو مقام نظر و عمل قابلیت طرح دارد. مشکلات عملی حکمرانی ممکن است از دو منشأ نظری یا عملی ناشی شود. نظریه‌پردازی، کار اندیشمندان حوزه اجتماعی و پیاده‌سازی آن بر عهده حاکمیت‌هاست و کمتر پیش می‌آید که در حکمرانی، نظریه‌پرداز و مجری یکی باشند. یکی از مشکلات عمده حکمرانی، همین فاصله نظریه‌پرداز و مجری و نبود وجه کمال هر یک در دیگری است.
آرمان‌ها و اهداف هر ایده حاکمیتی ابتدا به‌وسیله اندیشمندان تعیین و سپس به حاکمیت تزریق می‌شود. سیاسیون این آرمان‌ها را به شعار تبدیل کرده و با وعده تحقق آنها از حمایت مردمی برخوردار می‌شوند. در این میان، اگر حکومت در نیل به اهداف کوتاهی کند یا از آنها فاصله بگیرد، به‌تبع پشتوانه مردمی خود را که اساس حکومت‌داری است، از دست خواهد داد.
برآورد برخی تحلیل‌گران از چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی، عدم نیل به برخی اهداف مهم و در مواقعی تبدّل آنهاست. بر همین اساس، پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی را در مسیر افول و تزلزل تحلیل کرده و مشارکت ضعیف در انتخابات را نمونه آن می‌دانند. در مقابل، عده‌ای حضور مردم در صحنه‌های سیاسی مختلف، از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن و تشییع سردار شهید قاسم سلیمانی، را نشانه حمایت بیش از پیش آنان از حاکمیت می‌دانند.
به‌منظور تبیین ارتباط پایگاه اجتماعی با تحقق آرمان‌ها، علل ضعف جمهوری اسلامی در اجرای برخی سیاست‌ها و تحلیل میزان حمایت مردمی از حاکمیت، مجله خردورزی گفت‌وگویی با دکتر عماد افروغ، نویسنده، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز علوم اجتماعی، ترتیب داده است.
افروغ نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی بود و سوابقی همچون مدیرگروه اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری، مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تربیت‌مدرس، مسئول گروه سیاست داخلی کمیسیون داخلی، دفاعی و امنیتی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیرگروه فرهنگ، هنر و تاریخ شبکه یک صداوسیما را در کارنامه داشت.
وی در این گفت‌وگو به تشریح معضلات حکمرانی انقلاب اسلامی و تحلیل خود از حمایت مردمی حکومت پرداخته است.
انقلاب سال ۱۳۵۷ بر اساس یک‌سری آرمان‌ها شکل گرفت و حکومت اسلامی بر مبنای همان آرمان‌ها تشکیل شد. به نظر شما امروز و پس از گذشت چهل و چهار سال، حکومت چه نسبت و سنخیتی با آن آرمان‌ها دارد؟
متأسفانه ما شاهد فاصله‌گیری جمهوری اسلامی، البته با افت‌وخیز و کمابیش، با انقلاب اسلامی هستیم. بارها گفته‌ام که گفتمان انقلاب اسلامی نیازمند نقد جمهوری اسلامی است! بسیاری از سیاست‌ها و رفتارها با گفتمان انقلاب اسلامی، آرمان‌ها یا معیارهای آن انطباق ندارد. بارها این را گفته‌ایم و کسی هم توجه نکرده است! شما بسیاری از سیاست‌ها و رفتارهای جمهوری اسلامی را می‌بینید که نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد! حداقل معترفید که سیاست‌ها و رفتارها الزاماً واحد نبوده است.
از ابتدای شکل‌گیری انقلاب تاکنون، سیاست‌های دولت‌ها در جمهوری اسلامی متعارض و بعضاً متناقض بوده‌اند؛ یعنی با یکدیگر همخوانی نداشته‌اند. حال ما روی کدام‌یک از آنها انگشت بگذاریم و بگوییم این با انقلاب اسلامی انطباق دارد؟
خب اینها که متعارض و متناقض‌اند و دیگر وارد مصادیق آن نمی‌شوم و نمی‌خواهم بگویم که دولت‌های مختلف چه سیاست‌هایی را اتخاذ کردند. خودتان می‌دانید و دیگر لازم نیست که وارد آن شوم. دولت بنی‌صدر، دولت هاشمی، دولت موسوی، دولت احمدی‌نژاد، دولت روحانی، دولت رجایی و دولت رئیسی، هرکدام یک نوع قرائت و سیاست دارند. باید بررسی کنیم که کدام‌یک از این قرائت‌ها با انقلاب همخوانی دارد؟ انقلاب اسلامی باید به ما بگوید که کدام‌یک از اینها با معیارها و اهداف انقلاب اسلامی سازگارتر است و کدام نیست.
متأسفانه، بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تفاوتی نگذاشته‌ایم و یکی‌انگاری انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی کار دست ما داده است. دلیل آن هم مصلحت‌اندیشی است؛ درحالی‌که جمهوری اسلامی، عطف به انقلاب اسلامی، باید بر پایه حقیقت بنا نهاده شود؛ نه بر پایه مصلحت! خود بحث مناقشه یا مصلحت هم یکی از بحث‌های جدی ماست! متأسفانه ما مصلحت را بر حقیقت حاکم کرده‌ایم! درحالی‌که حقیقت، خود بالاترین مصلحت است.
متأسفانه این مصلحت‌اندیشی‌های کاذب، بنا به هر دلیلی که باشد، جای حقیقت را نمی‌گیرد. ممکن است بگوییم دلیل آن خوب و قابل دفاع است؛ ولی جای حقیقت را نمی‌گیرد.
ما شاهد این بوده‌ایم که به‌راحتی سه شعار اصلی انقلاب اسلامی، بنا به شرایط زمانی و مکانی، زیر پا گذاشته شده است: آزادی، عدالت ـ به‌خصوص عدالت اجتماعی ـ و اخلاق و معنویت.
ما امروز وضع خوبی نداریم! به دلیل اینکه جمهوری اسلامی را با انقلاب اسلامی خلط کرده‌ایم و انقلاب اسلامی را تبیین نکرده‌ایم. گاهی مصلحت‌اندیشی‌های کاذب و ناروا و بعضاً امنیت‌زده و سیاست‌زده را حاکم کرده‌ایم.
این متن از روی سایت مجله خردورزی أخذ شده است.