خلاصه مقاله «فروپاشی مرزها و اعتباریات» عماد افروغ منتشرشده در کتاب جستارهایی در آموزش عالی، علم و بحران کرونا در ایران

عماد افروغ در جستار «فروپاشی مرزها و اعتباریات» با محور قرار دادن بحران کرونا، به نقد مبانی معرفتی، انسان‌شناختی و طبیعت‌شناختی تمدن مدرن می‌پردازد و معتقد است برای فهم این پدیده نمی‌توان تنها به ابعاد طبیعی و پزشکی آن توجه کرد. از نظر او، کرونا پدیده‌ای چندلایه است که باید ابعاد طبیعی ـ مادی، انسانی ـ اجتماعی و الهی ـ متافیزیکال آن را به صورت مرتبط با یکدیگر بررسی کرد.
IMG15083380

عماد افروغ در جستار «فروپاشی مرزها و اعتباریات» با محور قرار دادن بحران کرونا، به نقد مبانی معرفتی، انسان‌شناختی و طبیعت‌شناختی تمدن مدرن می‌پردازد و معتقد است برای فهم این پدیده نمی‌توان تنها به ابعاد طبیعی و پزشکی آن توجه کرد. از نظر او، کرونا پدیده‌ای چندلایه است که باید ابعاد طبیعی ـ مادی، انسانی ـ اجتماعی و الهی ـ متافیزیکال آن را به صورت مرتبط با یکدیگر بررسی کرد.
افروغ ریشه بخشی از بحران‌های زیست‌محیطی و پیامدهای اجتماعی جهان معاصر را در نوع خاصی از طبیعت‌شناسی، معرفت‌شناسی تجربی و الگوی توسعه و نوسازی می‌داند که بر تسلط انسان بر طبیعت و بهره‌برداری فزاینده از آن استوار شده است. او با نقد نگاه تقلیل‌گرایانه و اثبات‌گرایانه، بر ضرورت توجه به لایه‌های مختلف واقعیت و پیوند میان طبیعت، انسان، جامعه و معنا تأکید می‌کند.
در ادامه، افروغ با بهره‌گیری از رویکرد منظومه‌ای و دیالکتیکی خود، کرونا را نمونه‌ای از پدیده‌هایی می‌داند که نمی‌توان آنها را در چارچوب یک تخصص یا حوزه منفک تحلیل کرد. به اعتقاد او، تخصصی‌شدن افراطی و غفلت از ارتباط میان عرصه‌های مختلف، مانع فهم عمیق واقعیت می‌شود.
افروغ همچنین معتقد است کرونا بسیاری از مرزها و اعتباریات اجتماعی، از جمله مرزهای جغرافیایی، دینی، طبقاتی، نژادی و جنسیتی را درهم شکسته و نوعی همبستگی انسانی را در برابر یک درد مشترک ایجاد کرده است. او در سطح ساختاری نیز کرونا را عاملی برای به چالش کشیده شدن نظام سرمایه‌داری و جهانی‌سازی سرمایه‌داری می‌داند و در سطح فردی و معنوی، آن را زمینه‌ای برای بازگشت انسان به خود، فطرت و ارتباط با خدا ارزیابی می‌کند.
از دیدگاه افروغ، یکی از مهم‌ترین درس‌های کرونا، ضرورت تغییر در رابطه انسان با طبیعت، تقویت همبستگی و نوع‌دوستی، بازاندیشی در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و برقراری رابطه‌ای معنادار میان انسان و خداست. با این حال، او تأکید می‌کند که هیچ‌یک از این نتایج برای انسان اجتناب‌ناپذیر نیست و تحقق آنها به انتخاب و اختیار بشر وابسته است.