
رئالیسم انتقادی (critical realism) رویکردی فلسفی به فهم علم است که ابتدا توسط رویباسکار(۱۹۴۴–۲۰۱۴) آغاز شد. این رویکرد بخشی از فلسفه علم عمومی(واقعگرایی استعلایی) را با بخشی از فلسفه علوم اجتماعی(طبیعتگرایی انتقادی) ترکیب میکند. این رویکرد بهطور خاص از طریق نگرش به علم به عنوان حیطه ای با تمرکز بر شناسایی سازوکارهای علمی با انواع تجربهگرایی و تحصلگرایی مقابله میکند.
در دهههای آخر قرن بیستم این نظریه همچنین با تأکید بر واقعیت وجود عینی با انواع مختلف پستمدرنیسم و پساساختارگرایی به مقابله برخاست. برخلاف مبانی روششناسی تحصلگرایانه و معرفتشناسی پساساختارگرایانه، رئالیسم انتقادی بر این تأکید دارد که علم باید بر روی یک هستیشناسی شفاف بنا شود.
رئالیسم انتقادی در زمره انواع واقعگرایی فلسفی قرار میگیرد و همینطور در جوامع علمی همچون واقعگرایی تحلیلی و واقعگرایی دقیق ترویج میشود.
رئالیسم انتقادی حاوی چهار مقطع رئالیسم استعلایی، طبیعتگرایی انتقادی، نظریه نقد تبیینی و رئالیسم انتقادی دیالکتیکی است. هر مقطع، قبلی- قبلیها را مفروض میگیرد. آنها میتوانند اینگونه لحاظ شوند که چگونه و به ترتیب، علم، علم اجتماعی، اخلاق عینی و طبعا- رهایی و همچنین علیت، فرآیند و تغییر- و طبعا نه تنها امکان تردید، میل و ترس، بلکه همچنین خلاقیت، عشق و آزادی- هم ممکن و هم ضروریاند.
از دید رئالیسم انتقادی جهان مکانیزمهای دارد که رویدادها و حوادث را خلق میکند. برای شناخت این مکانیزمها رئالیسم از استراتژی پسکاوی و مفاهیم انتزاعی و مدلها استفاده میکند. این پارادایم میتواند طرحهای تحقیقایی ارائه کند که روشهای تحقیق مختلفی را بهکار میگیرد.
مکتب رئالیسم انتقادی براساس هستی شناسی و معرفت شناسی ویژه ای که دارد، برای مطالعه پدیده های اجتماعی و شناسایی مکانیسم های مولد زیربنایی این پدیده ها و رویدادها واجد روش شناسی خاصی است. این روش شناسی یک مدل چندمرحله ای است که در هر مرحله می کوشد تا یک گام به شناسایی و آشکارساز این مکانیسمها نزدیکتر شود. اگرچه چند نسخه برای روش شناسی مبتنی بر رئالیسم انتقادی معرفی شده اند اما هیچ کدام نه به اندازه کافی به روشنی تقریر شده اند و نه هیچ کدام به تنهایی کارآمدی لازم را دارند.
دکتر عماد افروغ نخستین اندیشمند و پژوهشگری بود که این روش را در ایران دنبال کرد، تدریس کرد و کتابی در این زمینه ترجمه کرد. مقدمه ای بر کتاب دیالکتیک و تفاوت آلن نری، باعث انتشار جداگانه این اثر در قالب کتابی با عنوان شرحی بر دیالکتیک روی بسکار شد که در سال 1394 به همت نشر علم منتشر شد.