یک جامعهشناس با تأکید بر ضرورت ساماندهی شادیهای ملی و مذهبی گفت: این موضوع یک ضرورت انکارناپذیر و البته مغفول است و باید با شناخت صحیح از هویت جامعه ایران، میان وحدت و کثرت توازن برقرار کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست تخصصی «بررسی ابعاد اجتماعات دینی ـ فرهنگی در دوران پساکرونا؛ بررسی موردی: جشن غدیر در تهران» دوشنبه سوم مرداد ۱۴۰۱ از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بهصورت نیمهحضوری برگزار شد.
در این نشست، عماد افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاه، درباره ساماندهی شادیهای ملی و مذهبی سخنرانی کرد.
افروغ گفت: اول از همه در ساماندهی این شادیها، چه ملی و چه مذهبی، هیچ تردیدی نیست و یک ضرورت انکارناپذیر و البته مغفول است. باید این سؤال را از خودمان بپرسیم: با توجه به اینکه بعضی جشنهای نهادینهشده در فرهنگ ما وجود دارد و با توجه به عوارضی که بعضاً به دلیل عدم ساماندهی در آنها شاهد بودیم، چرا به فکر ساماندهی آنها نیفتادهایم؟ مثلاً یکی از آنها چهارشنبهسوری است؛ چرا آن را بهصورت ملی برگزار نمیکنند تا یک نشاط ملی ایجاد و از ضرر و زیانهای آن جلوگیری و انرژی مردم و عمدتاً جوانان تخلیه شود؟
او با اشاره به یک بحث فلسفی درباره دلایل عدم این ساماندهی افزود: ما یک مقوله فلسفی ریشهای به نام وحدت و کثرت داریم؛ وحدت در عین کثرت یا کثرت در عین وحدت یا تمایز در حین اتصال و اتصال در حین تمایز. ما یا به سمت وحدت میرویم یا به سمت تمایز که این هم با شناخت صحیح از هویت جامعه ایران مغایرت دارد.
افروغ با اشاره به مقالهای از آن سو ایدلر با عنوان «فرهنگ و کنش اجتماعی» در کتاب The New American Culture of Sociality گفت: بهنظر من فرهنگشناسان و فرهنگپژوهان ما باید بر آن مروری کنند و نظرشان را بدهند.
وی ادامه داد: حرف اصلی این است که فرهنگ در زمان استقرار معنای متکثرتری دارد و در زمان عدم استقرار به سمت وحدت سوق پیدا میکند؛ مثل زمان انقلاب یا جنبشهای اجتماعی که تکثر تحتالشعاع وحدت قرار میگیرد و فرهنگ تبدیل به ایدئولوژی میشود. من با نگاههای صرفاً منفی به ایدئولوژی سازگاری ندارم، چون معتقدم اگر صرفاً معنای منفی و انتقادی ایدئولوژی را به سایر تعابیر تسری دهیم، خودش یک برخورد ایدئولوژیک از جنس همان برخورد انتقادی خواهد بود.
این جامعهشناس گفت: حرف من این است که چرا ما یا به سمت کثرت میرویم یا به سمت وحدت و احتمالاً در این خصوص بیشتر به سمت وحدت رفتهایم که نمیتوانیم خیلی از جشنهای ملی تاریخی خودمان را سامان دهیم. بحث من، علاوهبر بحث خانم سو ایدلر، این است که وقتی تکثر به وحدت میل پیدا میکند، حسب اتفاقاتی که میتواند ناشی از نوعی رقابت ایدئولوژیک با سایر مکاتب باشد، با سبک زندگی و الگوی مصرف یک قشر خاص گره میخورد که آن قشر خاص هم در تکثر دیده میشود، اما بعد از اینکه تکثر ذیل آن وحدت قرار میگیرد، آن قشر حاکم میشود و مقداری تلاش میکند سبک زندگی خودش را غالب کند و این باعث میشود موارد دیگر تکثر دیده نشوند و من احساس میکنم بلایی که سر جشنهای ملی ما آمده و آن سامان لازم را ندارد، همین مسأله است.
افروغ افزود: مردم اگر بخواهند حرکت خودشان را بروز دهند، با یک مواجهه وحدتگرا روبهرو میشوند و خود قشری هم که درست یا نادرست غلبه پیدا کرده، مانع بروز تجلیات فرهنگی و تاریخی میشود. بنابراین ما باید بار دیگر به سمت تکثر برویم و لازمه آن این است که یک سبک زندگی غالب نباشد و تمام سبکها قدرت مانور داشته باشند. اما نه وحدت فراموش شود و نه کثرت.
وی در ادامه گفت: از طرف دیگر، به حسب همان تحلیل فدا کردن تکثر پای وحدت، شکافی بین فرهنگ رسمی و غیررسمی خود میبینیم؛ یعنی فرهنگ رسمی و فرهنگ غیررسمی هرکدام راه خود را میروند. فرهنگ رسمی ارتباط دیالکتیکی با عرصه تأثیر و تأثرات که مربوط به حیات زیستجهان مردم میشود، ندارد. بههمین خاطر نباید توقع داشته باشد مردم به این زبان گوش دهند، چون این زبان، زبان شنوایی نیست.
افروغ تصریح کرد: من معتقدم به دلیل فقدان این دیالکتیک و زبان دوسویه و متقابل، شاهد شکاف بین فرهنگ رسمی و غیررسمی در هر سطح و لایهای هستیم و خود این مسأله، از دیگر عوامل مؤثر بر عدم ساماندهی شادیهای ملی و مذهبی است.
این خبر 3 مرداد ۱۴۰۱ با شماره خبر 5546538 منتشر شد.