عماد افروغ در گفت‌وگوی اختصاصی با ایبنا: فیلسوفان در مباحث انقلاب وارد شوند

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به لزوم ورود فیلسوفان در مباحث انقلاب گفت: تبیین انقلاب از منظر فلسفی در پژوهش‌ها، پدیده‌ای تازه به حساب می‌آید و پرداختن به چرایی حادثه‌ای كه در نگرش فلسفی خود به حكمت متعالیه ملاصدرا تكیه دارد، مبنایی‌تر است.


عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به لزوم ورود فیلسوفان در مباحث انقلاب گفت: تبیین انقلاب از منظر فلسفی در پژوهش‌ها، پدیده‌ای تازه به حساب می‌آید و پرداختن به چرایی حادثه‌ای كه در نگرش فلسفی خود به حكمت متعالیه ملاصدرا تكیه دارد، مبنایی‌تر است.
عماد افروغ در گفت‌وگو با خبرگزاری كتاب ایران(ایبنا) گفت: بررسی این‌كه كدام نگرش فلسفی، قابلیت خلق یك انقلاب را داشته كه در نتیجه منجر به یك فلسفه سیاسی شده، از سرفصل‌هایی است كه تاكنون كمتر كسی به آن پرداخته است.

نویسنده كتاب «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» با بیان ویژگی‌های فلسفه صدرایی گفت: كل‌گرایی توحیدی، ارتباط وجودی بین پدیده‌ها و توجه به اصالت وجود، از مهم‌ترین خصوصیات این نگرش است. در عین حال، فلسفه سیاسی انقلاب به نیازهای مردم توجه دارد و ما شاهد یك انبساط وجودی و توجه به اصالت جامعه در انقلاب هستیم.

افروغ با اشاره به توجه آگاهانه امام خمینی(ره) به نتایج منطقی حكمت ملاصدرا افزود: امام(ره) با بهره‌گیری از این نگرش در مقاطع مختلف، این انقلاب را هدایت كردند. اصرار امام خمینی(ره) مبنی بر برگزاری انتخابات، توجه به نیازهای مردم، تاسیس نهضت سواد‌آموزی و … نتیجه این الگوگیری است.

نویسنده كتاب «رنسانسی دیگر» با متمایز شمردن ویژگی‌های رهبری امام خمینی(ره) نسبت به رهبران دیگر انقلاب‌ها در جهان، تصریح كرد: رهبری امام(ره) در انگیزه‌، مقصد و ساز و كار متفاوت است. امام(ره) عارفی بود كه با انقلاب، سفر چهارم سلوك عرفانی خود را آغاز كرد؛ چراكه سفرهای عرفانی از خلق آغاز و به خلق ختم می‌شود و عارف در سفر آخر به هدایت مردم می‌پردازد.

وی ادامه داد: نوع هدایتی كه امام(ره) در جریان انقلاب دارد، فراگیر بودن اقشار مختلف مردم، پاسخگویی به نیازهای اخلاقی، مادی و معنوی مردم، از امتیازات رهبری امام خمینی(ره) است. همچنین این انقلاب به لحاظ رهبری قابل مقایسه با جنبش‌های تاریخی ایران در 100 سال اخیر نیست.

وی فهم پیام‌های فرهنگی انقلاب و عدم غفلت از انتقال آنها به نسل‌های بعدی را از اولویت‌های نخست شناخت فرهنگی انقلاب ذكر كرد و با اشاره به جوهره اصلی انقلاب و شناختن اهداف فرهنگی انقلاب گفت: توفیقات ما در این زمینه درخور توجه و در حد انتظار نیست. بعد از جنگ، گفتمان‌هایی را برای تحول به كار گرفتیم كه غیر فرهنگی بودند. ما بر اساس انطباق توسعه بر فرهنگ عمل نكرده‌ایم. بنابراین، باید فرهنگ توسعه را نهادینه می‌كردیم و سپس به توسعه فرهنگی انقلاب می‌پرداختیم.

افروغ، علت این امر را نیز عدم فهم توسعه فرهنگ دانست و خاطرنشان كرد: در مبانی فرهنگی به گونه‌ای می‌اندیشیدیم ولی رفتار فرهنگی متفاوتی داشته ایم كه باعث اشتباه در شناساندن انقلاب به نسل جدید شد.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینكه غفلتی كه بعد از دفاع مقدس نسبت به بعد فرهنگی انقلاب و توسعه فرهنگی آن صورت گرفت، باعث مظلومیت فرهنگ شده است، تصریح كرد: البته نباید این مظلومیت را به علت بودجه ناكافی و عملكرد نامناسب دستگاه‌های دولتی دانست، بلكه نوع نگاه ما به جامعه و فرهنگ انقلاب در این مساله دخیل است.

افروغ همچنین از انتشار مقاله خود با عنوان «مردم‌سالاری دینی به مثابه فلسفه سیاسی نوظهور» خبر داد و گفت: این مقاله در همایش سالگرد سی‌امین سال انقلاب در دانشگاه صنعتی شریف ارائه شد و در كتاب مجموعه مقالات این همایش، چاپ می‌شود. همچنین اكنون در حال نگارش مجموعه‌ای با عنوان اخلاق و سیاست در پنج مقطع تاریخی؛ دوره باستان، میانه، كلاسیك، مدرن و فرامدرن هستم كه امیدوارم در آینده‌ منتشر شود.
*این گفت‌وگو 14 بهمن 1387 با شماره خبر 33309 در خبرگزاری ایبنا منتشر شد.