یک استاد دانشگاه گفت: بسیاری از متحصنین به اصلاحات از زاویه انقلاب اسلامی، جوهر انقلاب اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی معتقد نیستند، بلکه از موضع و دیدگاهی مغایر با انقلاب در نهادهای وابسته به گفتمان انقلاب اسلامی نفوذ کردهاند و بهتدریج سیاست استحاله از درون را دنبال میکنند.
عماد افروغ، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی مهر با اعلام این مطلب گفت: گروه در حال تحصن، گروهی چندگانهاند که مستمسک اصلی این گروه، رد صلاحیت است.
وی تصریح کرد: بعضی از افرادی که در تحصن نقشآفرینی میکنند و خود جزو گروه متحصنین هستند (همانطور که قبلاً اعلام کردهاند)، مسئله اصلیشان برخورد با رد صلاحیت نیست، بلکه دغدغهای جدیتر، معرفتیتر و مبناییتر دارند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: به هر حال اقدامات این افراد که امروز شاهد آن هستیم باید در راستای تصمیمات، سیاستها، تصمیمگیریها و موضعگیریهای قبلی آنها بررسی شود.
افروغ تأکید کرد: در این میان چند نکته قابل بررسی است؛ اولاً همه اصلاحطلبان را نباید در قالب متحصنین دید و همه متحصنین را هم نباید یکدست برشمرد. به صرف اینکه بحث مخالفت با ردصلاحیت بهانه تجمع این گروه شده است، نباید تحلیلگران را فریب دهد که اینها از لحاظ فکری همه یکدست هستند. در این جریان رگههای مختلف وجود دارد؛ برخی از این رگهها فکریتر و برخی رفتاریترند.
وی افزود: مراد من بیشتر رگههای فکری است که در قالب لیبرالیسم، سکولاریسم و گفتمانی غیر از انقلاب اسلامی با مسائل برخورد میکنند و امروزه بهانهای به نام مخالفت با ردصلاحیتها در جامعه ایجاد کردهاند.
افروغ اظهار داشت: تحصن نمایندگان، مبنایی و ریشهای است و برای بررسی آن باید به قبل از بررسی صلاحیتها برگشت و تحلیل کرد. مواضع چند ساله این افراد حکایت از آن دارد که اینها از موضع لیبرالیسم و سکولاریسم دم از اصلاحات میزنند و بهگونهای به دنبال استحاله و برخورد با مبانی فلسفه سیاسی نظام هستند و بدترین و ناجوانمردانهترین شیوه را انتخاب کردهاند.
این استاد دانشگاه میگوید: در نظامهای سیاسی معمولاً اپوزیسیون بیرون از نظام شکل میگیرد و به یک حادثه عظیم و جنبش اجتماعی تبدیل میشود و نظام را ساقط میکند، اما اینکه در داخل نظام نفوذ کنند و از گفتمان دیگری برای استحاله از درون نظام بهره بگیرند، برخوردی غیر اخلاقی و ماکیاولیستی است که در عرف نظامهای سیاسی هم قابل قبول نیست.
افروغ گفت: برخی از این افراد که این حربه را به کار میگیرند، اعتقادی به پیوند اخلاق و دین با سیاست ندارند و معتقدند سیاست ربطی به اخلاق ندارد. اینکه این قول تا چه حد قابل دفاع باشد بماند، چون سیاست در خلأ صورت نمیگیرد و مستغنی از ابعاد ارزشی و هنجاری نیست. اما میبینیم برخی از این افراد نه تنها اعتقادی به پیوند ارزشها و اخلاقیات مثبت با سیاست ندارند، بلکه بیش از حد نگاه ماکیاولیستی به سیاست دارند و سیاست را تابع اهداف و منویات غیراخلاقی خود کردهاند.
افروغ افزود: اکراه دارم بگویم همه این افراد اینگونه میاندیشند، اما برخی از این افراد نظریتر هستند و سابقه مبارزاتیشان نیز بیانگر حقایقی است که نشان میدهد تا چه اندازه از گذشته خود بریدهاند. این افراد چنین پروژهای را با بهانه رد صلاحیتها دنبال میکنند و فردا بهانه دیگری را مطرح خواهند کرد. اینها کسانی هستند که همواره با ابزارهای غوغاسالارانه و هیجانی امکان بقا پیدا کردهاند و هنوز هم همان ابزار را دنبال میکنند.
وی تصریح کرد: باید گذشته تکتک این افراد بررسی شود تا چرخش ایدئولوژیک بسیاری از آنها در انتخاب اهداف روشن شود، هرچند ابزار آنها تغییر نکرده است؛ یعنی شکافی بین اهداف و ابزارشان ایجاد نشده است، حتی اگر مسئله تأیید صلاحیتها حل شود، اقدام این افراد جای بحث دارد؛ آنها به دنبال تغییر ساختار قدرت در نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.
وی به این افراد توصیه کرد: اگر توان مطرح کردن ایدئولوژی خود را خارج از عرصه رسمی نظام دارند، بروند و خارج از عرصه رسمی نظام ایدئولوژی خود را مطرح کنند و با فرهنگسازی به آن جنبه اجتماعی و عمومی بدهند و در نهایت آن را به جنبش اجتماعی جدید تبدیل کنند.
افروغ اقدام این افراد را در درون عرصه رسمی نظام رد کرد و گفت: از درون نظام ضربه زدن، نقض غرض است و با تعاریف متعارف جامعهشناسی سیاسی ناسازگار است.
وی سکوت افکار عمومی در قبال تحصن نمایندگان را نشانه عدم اعتماد مردم به این افراد دانست و گفت: مردم فهمیدهاند که از آنها استفاده ابزاری شده است.
افروغ تأکید کرد: کسانی که امروز در مجلس دست به تحصن زدهاند، گوششان بدهکار نیازها و مطالبات مردم نبوده و نیازهای اقتصادی را به نیاز سیاسی تقلیل دادهاند و نیاز سیاسی را به خواست چهار یا پنج نفر محدود کردهاند.
افروغ تصریح کرد: مردم تا چه زمانی میتوانند شاهد این قضايا باشند؟ مردم با حسن نیت آمدند و حماسه دوم خرداد را خلق کردند و تعدادی از نمایندگان را بر اساس اندیشه خود به مجلس فرستادند، اما در عمل به نتیجه مطلوب نرسید.
این استاد دانشگاه گفت: این افراد بیش از حد به برخوردهای ماکیاولیستی میپردازند و ماکیاول در نگاه این افراد جایگاهی فراتر از ماکیاولی در ایتالیا دارد؛ بهگونهای که در حالیکه در خود ایتالیا نقدهای جدی به ماکیاولی وجود دارد، در میان این افراد هم نظری و هم عملی مورد ستایش است.
افروغ گفت: عالم اجتماع و سیاست تابع اراده ماست، اما این عالم نیز سازوکار، قواعد و اصول خود را دارد. این افراد چون نسبیگرا و قدرتگرا شدهاند، همه معرفتها و اندیشهها را به قدرت برمیگردانند و نوعی تفکر نیچهای را دنبال میکنند که «اراده معطوف به قدرت» است.
افروغ اظهار داشت: چگونه ممکن است گروهی که زمانی چپ و جمعگرا بودند و اهداف و ابزارهای جمعگرایانه و غوغاسالارانه داشتند و اجازه هیچگونه آزادی به دیگران نمیدادند، امروز علم آزادیخواهی بلند کنند؟! اگر اهداف تغییر کرده، باید ابزار نیز متناسب با آن تغییر کند.
افروغ تصریح کرد: با ابزارهای غیرقانونی نمیتوان اهداف قانونی را دنبال کرد. از یک طرف دیگران را به رفتار غیررادیکال دعوت میکنند، اما خود زمینهساز رفتار رادیکال هستند. یکی از عوامل تقویت رفتار رادیکال، برخورد غیرقانونی توسط قانونگذاران است.
افروغ تأکید کرد: اگر از قانونگذاران رفتار غیرقانونی ببینیم، چه انتظاری از دیگران باید داشت؟ مجلسی که قانون وضع میکند، خود اقدام غیرقانونی انجام دهد، آیا این امر چراغ سبز به رفتارهای غیرقانونی نیست؟
وی در پایان تأکید کرد: این اقدامات ضمن آنکه به رفتارهای غیرقانونی چراغ سبز نشان میدهد، زمینهساز برخوردهای رادیکال و خشونتآمیز نیز میشود و میتواند مقدمهای برای نوعی استبداد باشد که باید از آن پرهیز کرد.
این خبر 6 بهمن 1382با شماره خبر 54693 منتشر شد.