عماد افروغ و آسیب‌شناسی چرخه مد لباس در ایران؛ از ضعف طراحی تا ناکارآمدی تبلیغات

مُد، به منزله یکی از صنایع پرطرفدار فرهنگی، در عین سودآوری اقتصادی، نقشی جدی در انتقال ایده‌های خلاق و رشد فرهنگی جوامع مبتنی بر میراث فرهنگی آن‌ها را ایفا کرده و در این مسیر چرخه‌ای را از آفرینش و طراحی تا تولید، توزیع و نهایتاً مصرف طی می‌کند.
bdeab843-c9b4-43ef-b04d-0d4d440eb840

ناهید موسوی

مُد، به منزله یکی از صنایع پرطرفدار فرهنگی، در عین سودآوری اقتصادی، نقشی جدی در انتقال ایده‌های خلاق و رشد فرهنگی جوامع مبتنی بر میراث فرهنگی آن‌ها را ایفا کرده و در این مسیر چرخه‌ای را از آفرینش و طراحی تا تولید، توزیع و نهایتاً مصرف طی می‌کند. صنعت مُد نیز به منزله یکی از صنایع سودآور فرهنگی در دنیای مد امروز نقشی جدی در انتقال ایده‌های نوآورانه متأثر از لایه‌های زیرین و بنیادین هویت فرهنگی یک جامعه ایفا می‌کند؛ به نوعی که متفکران اجتماعی آن را به منزله پنجره‌ای گشوده بر هویت، طبقه اجتماعی و تغییر اجتماعی مورد بحث قرار داده‌اند. آنها بر این باورند که مد از منطقی خاص برخوردار است و می‌تواند به صورت علمی فهم شود؛ همچنین از نظر اینان می‌توان مُد را به منزله ابزاری که ساختار اجتماعی نخبگان و طبقات بالای جامعه را مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌دهد، مورد بررسی قرار داد.

در حقیقت امروزه مد، به سازوکاری تبدیل شده که تفاوت طبقاتی را از طریق اتخاذ سبک‌های جدید عیان می‌سازد و به نوعی هویت‌بخشی می‌کند. به دلیل اهمیت این مساله، مرحوم عماد افروغ در جایگاه یک جامعه‌شناس در مقاله‌ای با عنوان «مطالعه چرخه مد لباس در جامعه ایرانی» به سراغ بررسی نقاط ضعف صنعت مُد در ایران می‌رود. به نظر ایشان این نقاط را باید در سه سطح مهم دنبال کرد که سطح سوم از همه مهمتر است:

  1. طراحی

آموزش و پژوهش زیربنای شکل‌گیری اصولی و استاندارد چرخه مُد بومی است. تربیت و پرورش فعالان چرخه مد، مطالعات و پژوهش‌های بنیادین و راهبردی همه از پایه‌های شکل دهی به جریان بومی مد لباس است. کهنگی و به روزنبودن نظام آموزشی موجود و انطباق‌نداشتن با نیازها و جریانات موجود بازار، فقدان مطالعات دقیق نیازسنجی و در نتیجه تربیت‌شدن طراحانی که شناخت دقیقی از صنعت و بازار نداشته و نمی‌توانند به خوبی با فعالان آن ارتباط بگیرند، مصداق بارز آسیب در ساحت طراحی است.

همچنین ضعف محتوایی و فقدان مطالعات بومی و روشمند و راهبردی در حوزه مد اسلامی_ایرانی که از عدم تبین نظری درست مبانی و شاخص‌های هویت اسلامی ایرانی در فضاهای آموزشی و نیز خلاء خروجی دقیق محتوایی و پژوهش در این حوزه برمی‌آید نیز نشان از وجود این آسیب دارد. اهم این مشکلات به نظر عماد افروغ بخاطر غلبه کپی‌کاری و تقلید از الگوهای وارداتی عامه‌پسند بر خلاقیت بومی است. از نظر ایشان خلاقیت که موتور محرکه و عنصر کلیدی پیش‌برنده سایر اجزای چرخه مد است، در طراحی داخلی جای خود را به کپی‌کاری و تقلید از الگوهای وارداتی داده است.

تکرار و عدم پویایی در طرح‌ها یکی دیگر از مشکلات جدی طراحی است که منظور از آن محدودشدن طراحان به فرم‌ها و قالب‌های خاص، نبود تنوع در رنگ‌ها، طرح‌ها و عدم به روزرسانی و نیز عدم نوآوری در سبک پوشش مبتنی بر اقتضائات فرهنگی بومی است. از دیگر مشکلات مد نظر ایشان می‌توان به ابتنای طراحی‌های داخلی بر علایق هنری شخصی طراحان و انقطاع از عرف فرهنگی اجتماعی و منطق صنعت و بازار اشاره کرد که نتیجه‌ای جز ویترینی‌شدن طرح‌های تولیدی و عدم تولید تولید و مصرف انبوه به همراه ندارد.

  • تولید

به نظر افروغ وضعیت تولید نیز همچون طراحی دچار مشکلات، ضعف‌ها و خلأهایی است که به نوبه خود موانعی جدی بر سرراه شکل‌گیری فرایند درون‌زای مد ایجاد کرده‌اند. مضمون فرعی یا مشکل نگاه خودمحورانه کسب سود حداکثری در کوتاه‌مدت و فقدان دغدغه فرهنگی و ایده بلندمدت در تولید از مشکلات جدی تولید است که از فعالیت فردی تولیدکنندگان، عدم کارگروهی و هماهنگ ایشان حکایت دارد. ایشان معتقد است که ریسک‌پذیری پایینی در ارائه طرح‌های نو و ابتکاری وجود دارد که به جای دغدغه‌های فرهنگی بلندمدت، سودآوری حداکثری در کوتاه مدت را در نظر تولیدکنندگان اصالت می‌بخشد. از ضعف‌ها و کمبودهای جدی حوزه تولید، ضعف زیرساخت‌های فنی و مواد اولیه تولید است که هم‌چنان با استانداردهای روز دنیا فاصله دارد.

  • تبلیغات و توزیع

افروغ معتقد است که سومین مرحله اصلی چرخه مُد نیز که توزیع و مجموعه اقدامات تبلیغی و رسانه‌ای پیش و پس از آن را شامل می‌شود، بیش از سایر اجزاء و مراحل چرخه مُد، دچار مشکل ضعف دانش تخصصی در توزیع و عرضه است. عموم تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان آشنایی دقیقی با دانش تخصصی بازاریابی ندارند و اساسا استراتژی روشنی برای عرضه و فروش محصولات خود ندارند. یکی از نتایج چنین امری دیده شدن حداکثری برندهای خارجی و وارداتی است.

برخی از این مشکلات به ضعف در عملکرد رسانه‌های داخلی در انواع و قالب‌های مختلف آن برمی‌گردد؛ تأثیر از فضای بین‌المللی در الگودهی و ضعف رسانه‌های داخلی در جریان‌سازی نظام‌مند و هدفمند مُد اسلامی_ایرانی است که خود متأثر از ناتوانی در مصداق‌یابی الگوهای اسلامی است. وجود سیاست‌های محدودیت‌آفرین و خلاء سیاست‌ها و تسهیلات تشویقی و حمایتی پیش‌برنده یکی دیگر از موانع جدی در مسیر پیشرفت جریان‌های داخلی تبلیغ مد است که نتیجه‌ای جز عدم هدایت ذائقه مصرف‌کنندگان و عدم شکل‌گیری چرخه درون‌زای مُد بومی به همراه ندارد.

این یادداشت در مجله دیده‌بان اندیشه، سال چهارم، شماره دوم، پیاپی ۵۰، خرداد و تیر ۱۴۰۲، منتشر شده است.