کتاب «روش در علوم اجتماعی؛ رویکردی رئالیستی» اثر آندرو سایر، ترجمه دکتر عماد افروغ، در 370 صفحه و شمارگان 1500 نسخه منتشر شد.
به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر، آندرو سایر معتقد است که رئالیسم و سؤال درباره روش، کماکان از موضوعات اساسی مورد بحث است و هنوز راه زیادی را باید در توسعه یک بحث سازنده درباره روش متأثر از فلسفه رئالیستی پیمود.
یکی از مشکلات اساسی در آثار موجود در مورد نظریه اجتماعی و فلسفه علوم اجتماعی این است که سهم سازنده ناچیزی در موضوع روش تحقیق تجربی به خود اختصاص دادهاند و متنهای موجود در مورد روش نیز با نادیده انگاشتن پیشرفتهای فلسفی و نظریه اجتماعی، این فقدان علاقه را متقابلاً پاسخ دادهاند.
مطالب زیادی درباره نظریههای معرفت نوشته شده است، اما درباره استلزامات این نظریهها در مورد تحقیقات تجربی، مطلب ناچیزی به نگارش درآمده است. نتیجه آن است که حتی در جاهایی که نقدهای فلسفی در اصل پذیرفته شدهاند، در ایجاد تفاوت بارز در عمل ناکام ماندهاند و در واقع فقدان تلاش در مورد روشهای بدیل، برخی از منتقدان و حامیان آنان را حتی از خطر انجام دادن تحقیقات تجربی نیز مأیوس کرده است.
در این بین بسیاری از پژوهشگران تجربی که کار آنان مورد حمله و نقد واقع شده است، به این نتیجهگیری متقاعد شدهاند که این مناقشه در عمل ربطی به آنان ندارد یا اینکه مباحث فلسفی در کل تهدیدی برای تحقیقات تجربی است و باید از آن پرهیز کرد. برای رهایی از این بنبست باید تصمیم گرفت که یا نقدها متضمن تداوم از روشهای تجربی معمول، شکلگیری فرضیه و آزمون، جستوجو برای تعمیم و غیره باشند یا اینکه با روشهای نسبتاً متفاوت جایگزین یا تکمیل شوند. یکی از اهداف کتاب پاسخ به این سؤالها است.
در مقدمه کتاب به پیشفرضهای معرفتشناختی رئالیستی اجتماعی اشاره میشود.
فصل اول به معرفت در زمینه اختصاص دارد که ناظر به دو معرفت عملی و معرفت ناشی از تعاملهای ارتباطاتی است.
در فصل دوم اعتبار معرفت اجتماعی بحث و ضمن آن درباره رابطه نظریه و واقعیت و در نهایت معیار توافق بیناذهنی و کفایت عملی با هشدار در مورد میثاقگرایی و پراگماتیسم پیشنهاد میشود.
موضوع فصل سوم رابطه بااهمیت اما به تعبیر نویسنده مغفول بین تحقیقات انتزاعی و انضمامی، ماهیت روابط اجتماعی و ساختارها و نقش انتزاع در این خصوص، ماهیت تعمیم و تفاوتش با انتزاع است.
در فصل چهارم ضمن بررسی روش در رابطه با هستیشناسی یا ماهیت و ساختار جهان اجتماعی و طبیعی و لایهبندی آن، دلالتهای آن برای کشف قوانین و تبیین و پیشبینی در علوم اجتماعی ارزیابی میشود.
فصل پنجم که به نظر نویسنده انحرافی از کتاب است، ناظر به برخی از ناکامیها و مشکلات فلسفه علم و به طور خاص آرای کارل پوپر است و مسائلی از قبیل استقراء، هستیشناسی جزءنگر، علیت، ضرورت، جوهرگرایی، منطق و قیاسگرایی در آن بحث میشود.
فصل ششم، روشهای کمی، سازگاری آنها با موضوع مطالعه و ارزیابی انتقادی کاربرد الگوهای آماری را در بر میگیرد.
فصل هفتم، ناظر به ارزشیابی، اثباتپذیری و ابطالپذیری نظریهها و تحلیل علمی اجتماعی است.
فصل هشتم که به زعم نویسنده انحراف دوم کتاب برای آشنایان با فلسفه علم ارتدوکس تنظیم شده، به طور خاص مربوط به نقدهای وارد بر دیدگاههای پوپری از ابطالگرایی است.
فصل نهم به مسئله تبیین در علوم اجتماعی و روشهای ژرفانگر و پنهانگر و محدودیتهای این دو روش اختصاص دارد.
این خبر 19 اردیبهشت 1385 با شماره خبر 323457 منتشر شد.