صبح شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۲، مسجد دانشگاه تهران میزبان پیکر مرحوم عماد افروغ، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه دین بود تا حاضران پس از وداع با او در دانشگاه، پیکرش را برای خاکسپاری به مرقد امام خمینی(ره) بدرقه کنند.
به گزارش خبرنگار ایکنا، صبح شنبه ۲۶ فروردین 1402، مسجد دانشگاه تهران میزبان پیکر مرحوم عماد افروغ، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه علوم انسانی و اجتماعی بود تا پس از وداع با دانشگاه، راهی خانه ابدی شود.
در بدو ورود به دانشگاه تهران، چهرههای آشنایی دیده میشدند که برای حضور در مراسم تشییع پیکر مرحوم افروغ راهی مسجد دانشگاه بودند. چهرههای شناختهشدهای از طیفهای متفاوت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آمده بودند تا ارادت خود را به مرحوم افروغ اعلام کنند و به خانواده داغدارش تسلیت بگویند. محمدباقر قالیباف، محمدمهدی اسماعیلی، سیدرضا صالحی امیری، علی ربیعی، علی بهادری جهرمی، حجتالاسلام والمسلمین سیدسعیدرضا عاملی، حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، حسین انتظامی، فرشاد مهدیپور، عباس سلیمی نمین، بیژن نوباوه، مسعود دهنمکی، پیروز حناچی، سیدمجید امامی، حسینعلی امیری، تقی آزاد ارمکی، علیرضا مختارپور، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا زائری، سعید زیباکلام، رضا پورحسین، عبدالحمید احمدی، حجتالاسلام والمسلمین نقویان، غلامرضا غفاری و… از جمله چهرههای حاضر در مراسم وداع با جامعهشناس صدیق روزگار ما بودند.
ندای وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ قاری قرآن در مسجد دانشگاه برخاسته بود و حاضران با شنیدن عبارت إِلَیْهِ رَاجِعُونَ، بودن و حیات را مرور میکردند. رفتهرفته مسجد از جمعیت پُر شد. پس از قرائت قرآن مجید، مداحی، حاضران را به سوگ عماد نشاند.
با پایان مداحی، حاضران به امامت حجتالاسلام والمسلمین محمدیان بر پیکر مرحوم افروغ نماز گزاردند و همگی با گفتن اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً، نماز را به پایان رساندند. پس از پایان نماز در مسجد دانشگاه تهران، پیکر او رهسپار آرامگاه ابدی در مرقد امام خمینی(ره) شد.
آشنا با عمق دردهای جامعه

حین تشییع، افراد بسیاری را میدیدم که یا لا إله إلا الله میگفتند یا با یکدیگر درباره شخصیت مرحوم افروغ گفتوگو میکردند. حجتالاسلام ناصر نقویان را دیدم و جلو رفتم تا نظر او را درباره این استاد از دسترفته بپرسم. وی پاسخ داد:
عماد افروغ از شخصیتهای ممتاز دانشگاهی بود که جامعهشناسی علمی و جامعهشناسی عملی ایشان با هم توأم شده بود. او صرفاً تئوریپرداز در خلأ نبود و با عمق دردهای جامعه آشنا بود و بهعنوان یک شخصیت دغدغهمند و دردمند اظهارنظر میکرد. مصاحبهها و نوشتههای ایشان گویای این مطلب است و تجلیل از او صرفاً برگزاری تشییع باشکوه و مراسم ختم نیست، بلکه تجلیل از ایشان این است که مسئولان به انتقادهای سازنده و راهکارها و پیشنهادهای صحیح ایشان توجه کنند و آنها را در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای کشور اعمال کنند.
دردمند نسبت به سرنوشت کشور
در ادامه مسیر، سیدرضا صالحی امیری، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، را دیدم و نظر او را درباره مرحوم عماد افروغ جویا شدم. وی گفت:
مرحوم افروغ به لحاظ فردی، اندیشهای و رویکرد جامعهشناختی، شخصیت ممتازی بود. ایشان به لحاظ شخصی فردی وارسته، بافضیلت و بااخلاق و به لحاظ اجتماعی، نسبت به جامعه، مردم و سرنوشت کشور دردمند بود و به اصطلاح امروزی کاسب سیاسی نبود، بلکه شخصیتی مستقل با صراحت لهجه بود که شخصیت مستحکمی داشت.
افروغ در بحرانها، حوادث و شرایط مختلف متزلزل نشد. من سالیان طولانی، از زمان وزارت در فرهنگ و ارشاد اسلامی، با ایشان محشور بودم و در پنج سال اخیر که ایشان عضو ثابت کمیسیون فرهنگی بودند، همواره از نواندیشی و نگاههای خلاقانه ایشان بهرهمند میشدم.
انصافاً شخصیت دردمند دانشمندی بودند. ویژگی مهم مرحوم افروغ این بود که آنچه را در مطالعات و اندیشهورزی خود به نتیجه میرسید، با کمترین ملاحظه و با صراحت، آن تحلیل را ارائه میکرد و همه دوستان ایشان معتقدند که این مرد خودساخته و خداجو بود.
جامعهشناس منتقد به حاشیه رفته
به در اصلی دانشگاه تهران رسیدیم و پیکر مرحوم افروغ را سوار بر خودروی حمل پیکر کردیم. برخی افراد برای رفتن به مرقد امام خمینی(ره) سوار اتوبوس شدند و بقیه نیز راه خود را پیش گرفتند و رفتند. حین بازگشت، تقی آزاد ارمکی، استاد جامعهشناس دانشگاه تهران، را دیدم و نظر او را درباره همکار تازهدرگذشتهاش پرسیدم. وی گفت:
آقای دکتر افروغ مسائل اساسی و بنیادی کشور را به چالش کشیده بود و مورد بحث قرار میداد؛ چون دغدغه او جامعهشناسی بود و به معرفت جامعهشناسی باور داشت. به همین دلیل، از میان مجموعه اصولگرایی که میشناسیم ، توانایی این را داشت که مسائل اساسی کشور را بشناسد و تحلیل کند.
پدیده جمهوری اسلامی، از موضوعات تقریباً مورد غفلت قرارگرفته دانش اجتماعی ایرانی، موضوعی بود که دکتر افروغ بر آن تأکید عمده میکرد و بر ظهور، تحول، دگردیسی و احتمالاً آفتهای جمهوری اسلامی توجه داشت. او این مسائل را در قالب انقلاب اسلامی مطرح میکرد، اما دغدغه اساسی او سرنوشت پدیده نوظهور جمهوری اسلامی بود که به کجا خواهد انجامید. به همین دلیل، در گفتوگوهای ایشان میبینیم که میگویند جمهوری اسلامی چقدر از جامعه ایرانی و انقلاب اسلامی فاصله گرفته است و چه سرنوشتها و سناریوهایی برای آینده آن امکانپذیر است.
اینکه آیا جمهوریت و اسلامیت در جمهوری اسلامی مانده یا خیر، مسئلهای بود که دکتر افروغ بر آن متمرکز شده بود و دیگران خیلی به این معنا و بیانی که مرحوم افروغ داشت، تأکید نداشتند. این موضوع نکته بسیار مهمی است که او طرح و دنبال کرده و قابل تجلیل، تکرار، بررسی و مفهومپردازی است.

بازشناسی فهم افروغ
آزاد ارمکی در پاسخ به این پرسش که آیا راه مرحوم افروغ بهوسیله شاگردانش ادامه پیدا خواهد کرد، گفت: در ایران معلوم نمیشود که شاگردان چگونه راه استاد خود را پی میگیرند و این موضوع به این بازمیگردد که آنچه استاد میگوید، میتواند تبدیل به یک نگاه، رویکرد و گفتمان بشود یا نه! به همین دلیل، باید آینده را دید که در آینده نهچندان دور آیا افروغ هم مثل خیلی از متفکران ایرانی به حاشیه میرود و از او عبور میشود یا به شکل جدیدی بازتولید میشود.
تصور نمیکنم که جبهه اصولگرا تمایل و ظرفیت ارجاع به افروغ را داشته باشد. شاید نیروهای مستقل دانشگاهی و فرهنگی در ایران بتوانند ارجاعی به افروغ داشته باشند و چیزی به نام فهم افروغ را مورد بازشناسی قرار دهند و شاگردپروری در آن شکل بگیرد.
عماد افروغ راهی خانه ابدی شد تا در جوار رحمت حق آرام گیرد. دلها به یادش غمگین است، اما نام نیک او از اذهان فراموش نخواهد شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
این خبر 26 اردیبهشت ماه 1402 با شماره خبر 4134228 منتشر شد.