احیاگری و مردم سالاری دینی

احیاگری و مردم سالاری دینی، 1389، انتشارات سوره مهر/ مجموعه آثار دکتر عماد افروغ/10

دکتر افروغ این کتاب را در ادامه و بسط اثر اول یعنی “انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن” نوشته و به تفصیل به دو مقوله مرتبط احیاگری و مردم سالاری دینی پرداخته است.

در مقوله اول، احیای خدا در ساحت خردورزی و احیای معنویت در ساحت روابط اجتماعی، بازگشت روح حقیقی اسلام و احیای همراه با نوآوری وجوه سیاسی دینی در قالب تشکیل نظام جمهوری اسلامی و مفاهیم مرتبط با فلسفه سیاسی جدید و نوظهور، شرعیت دوسویه فرمان و نظارت، توجه به نیازهای متحول انسانی و اجتماعی در قالب احکام حکومتی و مصلحت و توجه به زمان و مکان و تأثیر شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بحث شده است.

در مقوله دوم یعنی مردم سالاری دینی، این فلسفه سیاسی نوظهور که یکی از دغدغه‌های دیرینه نویسنده بوده بررسی و تلاش شده تا از منظر فلسفه سیاسی و واکاوی انتقادی «دموکراسی» و «تئوکراسی» درکی از فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی به دست آید. همچنین به آسیب‌های محتمل مانند تشدید یکه‌سالاری، ظهور استبداد دینی و تقویت حکومت مطلقه دینی با پشتوانه مقبولیت مردمی، دولایه شدن تزویرو ریا، ابزارگرایی دینی و خلط ابزار حکومت با اهداف متعالی انسانی و شرعی اشاره شده است.

نویسنده معتقد است بدون تردید انقلاب اسلامی با صبغه و جوهره فلسفی، عرفانی و کلامی – فقهی خود بی‌نظیرترین پدیده معاصر محسوب می‌شود که علاوه بر وجه منحصر به فرد الهی و معنوی آن، به تعبیری دربرگیرنده و بسط دو انقلاب آزادی‌خواهانه فرانسه و مساوات‌طلبانه روسیه است. این انقلاب مترصد است تا به سه نیاز همیشگی بشر یعنی آزادی، عدالت و معنویت پاسخی جامع، همزمان و هماهنگ دهد.
در مجموع، احیای خدا در ساحت خردورزی و احیای معنویت در ساحت روابط اجتماعی، بازگشت روح حقیقی اسلام و احیای همراه با نوآوری وجوه سیاسی دینی در قالب تشکیل نظام جمهوری اسلامی و مفاهیم مرتبط با فلسفه سیاسی جدید و نوظهور، شرعیت دوسویه فرمان و نظارت، توجه به نیازهای متحول انسانی و اجتماعی در قالب احکام حکومتی و مصلحت و توجه به زمان و مکان و تأثیر شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از موارد مورد بحث احیاگری دینی امام(ره) در قلمرو و ابعاد مختلف آن است.
نویسنده معتقد است بخشی از مشکلات ما ناشی از بی‌توجهی به ناسازگاری مظروف انقلاب اسلامی و ظرف مدنی، تاریخی و اجتماعی ایران و غفلت از بسط و توسعه این ظرف و آثار آن روی نقادی، نظارت و نظریه‌پردازی باشد. ذبح آزادی پیش پای عدالت، یا قربانی کردن عدالت به بهای نادیده انگاشتن اخلاق و معنویت و یا ارائه تفسیری اخباری و جمودگرایانه از اسلام و متناسب با ظرف تاریخی به جای مانده از گذشته و بازتاب آن روی تفسیری خاص از ولایت فقیه، جملگی ترجمانی از بی‌توجهی به جامعیت و جوهره انقلاب جهانی اسلامی است.
در مقدمه کتاب می‌خوانید: «در گفتار اول، یعنی مبانی و قلمرو احیاگری امام خمینی (ره) کوشیده‌ایم تا بر پایه هستی‌شناسی یا حکمت متعالیه صدرایی و با اعتراف به نوآوری‌ها و ابتکارات و انبساط تفکر صدرایی از سوی امام (ره) و با مرور بر مفهوم احیا و احیاگری، مبانی و ارکان اساسی احیاگری دینی و قلمرو آن تحلیل شود. باور به اصالت و اشتداد وجودی، نفی ثنویت، مختار دیدن انسان و اصالت قائل شدن برای جامعه، این قابلیت را دارد که هم نگرش امام (ره) در خصوص پیوند دین و سیاست و تشکیل حکومت را تبیین کند و هم تحلیلی واقعی از نوع نگاه مدیریت اسلامی، مختار بودن انسان و عدم تحمیل رأی به او به دست دهد. توجه به شرایط متحول و متغیر زمانی و مکانی و بازتاب آن بر نیازهای جامعه و حتی طرح مفهوم «جمهوری اسلامی» به مثابه پاسخی نو به سؤال کهن مشروعیت یا قانونیت یک نظام سیاسی از دلالت‌های این نگرش است.»