خبر درگذشت دانشمند متعهد و روشنفکر دلسوز و آزاداندیش جناب آقای دکتر عماد افروغ موجب تأسف و تأثر عمیق جامعه دانشگاهی و دلسوزان نظام حکمرانی است. نام و یاد دکتر افروغ در تارک تاریخ اندیشمندان عقلانیت مدار؛ صریحاللهجه و بیاعتنا به چرب و شیرین دنیا و در عین حال دلسوز و دردمند خواهد درخشید. برای تجلیل از دکتر افروغ ابتدا باید تحلیلی از جریان روشنفکری در ایران داشته باشیم.
اگر جریان روشنفکری در ایران را دستهبندی و طبقهبندی کنیم، جریان روشنفکری متدین و ارزشمدار در اقلیت است، یعنی کسانی که هم با دنیای جدید و الزامات و اقتضائات آن و نظریههای علمی برای فهم چهان جدید آشنا هستند، ولی در عین حال به باورها و ارزشها و سنتهای دیرینه و ملی و آئینی پشت نکردند. این جریان هم از جریان متحجر و جمود گرا ضربه میخورد و مورد حمله قرار میگیرد و آسیب میبیند و هم از جانب جریان روشنفکری لائیک و ارزش ستیز که خود قصه پرغصهای است.
مرحوم آقای دکتر افروغ یکی از نمایندگان این جریان مظلوم روشنفکری بود که متأسفانه خیلی زود از جمع ما رحلت کردند؛ اما مجموعه نوشته ها و مواضع و مصاحبه ها و کنش های ایشان اثرگذار بود و به یادگار باقیمانده است.
دکتر افروغ چند ویژگی شخصیتی داشتند که ما باید آنها را خوب بشناسیم و سعی کنیم آنها را توسعه و ترویج کنیم. ویژگی اول ایشان این بود که بسیار فرد آزاداندیشی بودند و ملاحظات سیاسی و جاذبههای پست و مقام و منافع مالی و مادی و… مانع از اظهارنظرهای ایشان و آزاداندیشی ایشان نبود و این در فضای فکری ایران بسیار ارزش والایی است و قیمت یک انسان متفکر را بالا میبرد و واقعاً از این نظر ایشان شخصیت ستودنی ای داشتند و دارند. اهمیت این ویژگی را نباید دستکم بگیریم؛ زیرا بسیاری از مشکلات نظری و واقعی جامعه ما ناشی از مصلحتاندیشیهای بیمبناست.
ویژگی دوم دکتر افروغ این بود که نسبت به میراث سنتی جامعه ما اعم از فکری و عملی دغدغهمند بودند و مهمترین آن سنت، سنت دینی در جامعه ما بود. توجهی که ایشان به نهجالبلاغه و آموزههای امیرالمؤمنین علی (ع) داشتند، بسیار ارزشمند بود و در فهم و تفسیر و ترویج این آموزهها هم صراحت داشتند و ملاحظه ارباب ثروت و قدرت را نمیکردند و از این جهت شخصیت ایشان ستودنی بود.
بنده بر این باورم جامعه ما برای پیشرفت نیازمند حرکت بادوام و پرقدرت در دو عرصه است یکی بازشناسی سنت و میراث گذشته و دوم شناخت جهان جدید و آیندهنگری. فقدان هر کدام منجر به نهیلیسم یا واپسگرایی خواهد شد.
ویژگی سوم دکتر افروغ این بود که یک دورهای به هر صورت وارد عرصه تصمیمگیری و تصمیمسازی یعنی مجلس شورای اسلامی (مجلس هفتم) بود، بعد از اینکه ایشان متوجه شد نمیتواند آن نقشی را که تصور میکرده در قانونگذاری و تصمیمسازی در کشور ایفا کند با شجاعت و بدون اینکه آلوده چرب و شیرین دنیا شود، عرصه سیاستورزی به این معنا که واجد پست و مقامی شوند، کنار گذاشت و به عرصه نظریهپردازی و کنشگری فکری و اندیشگی برگشت. روایت این کار ساده است، اما واقعاً یک تصمیم سخت و بزرگی است و انسانهای شجاع قدرت این را دارند که چنین تصمیمگیری را داشته باشند. دور شدن از میز و پُست و قدرت کار بسیار سخت و بزرگی است که فقط از روح و روان های بزرگ برمیآید.
یاد آقای دکتر افروغ را گرامی میداریم و برای ایشان محشور شدن با صالحین و صدیقین را از درگاه حضرت باری تعالی مسئلت داریم.