کتاب «واحد در ادیان» توصیه عماد افروغ برای مطالعه بهار 94

عماد افروغ، نویسنده، سیاست‌مدار ایرانی، کتاب «واحد در ادیان» نوشته فردریک کاپلستون با ترجمه سیدمحمود یوسف‌ثانی را که اثر مورد علاقه اوست برای مطالعه در ایام نوروز توصیه ‌کرد.

عماد افروغ، نویسنده، سیاست‌مدار ایرانی، کتاب «واحد در ادیان» نوشته فردریک کاپلستون با ترجمه سیدمحمود یوسف‌ثانی را که اثر مورد علاقه اوست برای مطالعه در ایام نوروز توصیه ‌کرد.
افروغ در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با بیان اینکه این کتاب توسط انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است، گفت: نویسنده در این کتاب فقط به مسیحیت و آئین یهود بسنده نکرده بلکه اسلام و بودا و جایگاه خدا و احدیت را در ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی بررسی کرده است.

وی اضافه کرد: نویسنده در بحث اسلام و ملاصدرا منصفانه و عمیق و حتی گاهی جانبدارانه و با تسلط به موضوع نگاه کرده است. این کتاب دارای جامعیت است و انصاف را نسبت به مواضع فلسفی و عرفانی در اسلام می‌بینیم.

افروغ ادامه داد: در عرفان دو چهره برجسته «ابن عربی» و «مایستر اکهارت» حضور دارند که هر دو دارای دیدگاه وحدت وجود هستند. نویسنده در بخشی از کتاب خود می‌گوید: «بحث مایستر اکهارت و این قول که (همه مخلوقات عدم محض‌اند و جز خدا هیچ نیست)، اکهارت را به متفکران شرقی به‌ویژه فلسفه ایران ملهم از تصوف شبیه و قابل مقایسه می‌کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در بعضی از مطالب کتاب با نویسنده هم عقیده نیست، گفت: نگاه انتقادی من در کتاب به این مسأله وارد است که نویسنده قائل به ارتباط بین باید و هست نیست. دیدگاه نویسنده دفاع از جدایی اخلاقی و ابعاد هنجاری از گذاره‌های واقعی است، مگر آنکه یکی از این گزاره‌ها صریحاً و یا تلویحاً هنجاری باشد. عبارت «هیچ از هست استنتاج نمی‌شود» بارها در کتاب به کار گرفته شده است و نویسنده حتی معتقد نیست که فلسفه وارد مباحث هنجاری شود.

افروغ اضافه کرد: کاپلستون بدون‌ اینکه تلاشی برای فهم منشأ استقلال گزاره‌های اخلاقی کند از مستقل بودن این گزاره‌ها دفاع می‌کند. دیدگاه غیرمنظومه‌ای نویسنده مورد قبول من نیست و من هم از استنتاج باید از هست به شرط وجود گذاره هنجاری از مقدمین دفاع کرده‌ام. هم در عالم عین و در واقع و به صورت ستریس پاریبوس (به شرط ثابت ماندن سایر موارد) از واقعیت به حکم اخلاقی می‌رسم و اصولاً باید را یک هست می‌دانم و به هیچ وجه با این قول نویسنده که دیدگاهی جاافتاده است، موافق نیستم که حوزه اخلاقیات تنها منحصر به انسان و افعال او باشد.
این جامعه‌شناس با بیان اینکه اخلاق و خوبی وجود دارد؛ چه انسان باشد و چه نباشد، گفت: حتی اگر بپذیریم که این افعال به گونه‌ای با انسان پیوند دارند، پیوندشان را باید در سرشت و فطرت و عقل دریابنده آن جست‌وجو کرد نه در عرفیات و اتفاقات و هنجارهای سیال و نه در قراردادهای اجتماعی متلون و متحول، حتی وجه ثابت این قراردادها هم با همان عنصر ثابت تعبیه شده در انسان قابلیت تأویل دارد.

فردریک کاپلستون در کتاب «واحد در ادیان »، حقیقت واحد در ادیان غربی و شرقی را بررسی می‌کند و در این بررسی هیچ‌گاه به عنوان یک کاتولیک معتقد، انتقادات متعصبانه‌ای درباره ادیان بیان نمی‌کند.
این کتاب مجموعه سخنرانی‌های «کاپلستون» در بنیاد معروف «گیفورد» را شامل می‌شود. یکی از فعالیت‌های این بنیاد دعوت از صاحب‌نظران برای سخنرانی در موضوعات گوناگون است که معمولاً مجموع این سخنرانی‌ها در قالب کتاب منتشر می‌شوند. موضوع سخنرانی‌های کاپلستون به طرح مسأله درباره امر یا حقیقت واحدی که ادیان بیان می‌کنند و مبنا و محور تعالیم‌شان قرار می‌دهند، اختصاص دارد.
او از میان ادیان شرقی، آیین‌هایی نظیر هندوئیسم، تائوئیسم و بودیسم را برمی‌گزیند و ادیان ابراهیمی را به عنوان ادیان غربی بررسی می‌کند. او خطی واحد در این ادیان را تعقیب می‌کند، به این معنا که مبانی دینی مختلف چه تلقی از حقیقت واحد دارند، نحوه وجودش در دنیا را چگونه می‌پندارند و ارتباط انسان با او را چگونه تصویر کردند.
این گفتگو 13 فروردین 1394 با شماره خبر 218889 در خبرگزاری ایبنا منتشر شد.