عماد افروغ گفت: آن قدر مخاطب عام را از اساتید نگیرید و آنها را در ویترین نگذارید. با این شاخصهایی که تعریف کردید مخاطب عام از دست رفته است. وقتی مخاطب از دست برود با این شاخصهای فرمالیستی هیچ تحولی ایجاد نمیشود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یکشنبه ۱۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۰، همزمان با سالگرد استاد شهید آیتالله مطهری، روز معلم و پاسداشت مقام استاد در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، جمعی از مدیران، اصحاب علوم انسانی و اعضای کمیته علمی، مجریان و ناظران طرحهای پژوهشی طرح جامع اعتلاء و خانواده بزرگ پژوهشگاه علوم انسانی از تعداد دیگری از کتابهای طرح جامع اعتلای علوم انسانی معطوف به پیشرفت کشور، رونمایی شد.
عماد افروغ در این نشست با تاکید بر ارتباط بین نظر و عمل در حوزه علوم انسانی گفت: علم در کشور مظلوم است و به تاریکخانه شبیه است.
او با اشاره به شکاف در زمینه نظر و عمل افزود: وقتی به مضمون آیات قرآن نگاه میکنیم میبینیم از گزارههای خبری به گزارهای اخلاقی میرسد و این نشان از ارتباط تنگاتنگ آنهاست.
افروغ با طرح این سوال که جهان چگونه باید باشد که امکان درک و شناخت برای عالم باشد، افزود: ما تا درکی از هستی و عالم نداشته باشیم نمیتوانیم آنرا بشناسیم و در این زمینه ارتباط هستیشناسی با معرفت شناسی بسیار مهم است. اگر بگوییم پرسش از هستی مقدم بر هستیشناسی است به بیراهه نرفتیم.
او با اشاره به هستیشناسیهای موجود و هستی شناسیهای جایگزین توضیح داد: اگر هستیشناسی به اثباتگرایی تقلیل یابد و هستی بالفعل شود، این یک معرفت خاص به ما میدهد و در نتیجه یک هستیشناس، مخاطب و در نهایت یک سبک زندگی میدهد، اما اگر بگوییم هستی مبتنی بر غیاب و نفی و تمایز در عین اتصال است یک معرفت دیگر، هستیشناس، مخاطب و در نهایت یک سبک زندگی میدهد.
به گفته افروغ، هستی بالفعل، اثباتی و غیر لایهمند به ما معرفت اثباتی میدهد و در نتیجه معرفت به مثابه یک شی میشود و دیگر یک عنصر خودآگاه نیست بلکه یک ابژه متصلب است. همچنین عالم منصوب به آن تک بعدی میشود و مخاطب آن هم خاص و زندگی هم منشعب میشود.
افروغ گفت: اما اگر هستی را فرابالافعل بدانیم معرفت هم منظومهای میشود و در نتیجه معرفت به مثابه محصول اجتماعی و در حال تغییر است و در نهایت مخاطب عام و خاص و زندگی هم منظومهای میشود.
او افزود: اگر ما هستی شناسی منظومهای و مبتنی بر وحدت در عین کثرت را بپذیریم، باید به دنیال معرفت شناسی متناسب با هستی منظومهای باشیم و بر این اساس باید به دنبال مطالعات میان رشتهای باشیم.
این مدرس دانشگاه با طرح این سؤال که آیا نباید تناظر بین هستیشناسی و معرفتشناسی و معرفتشناس وجود داشته باشد گفت: ما نیازمند یکی ویژگی خاص برای معرفت شناس خود هستیم. بدین معنی که عالم معرفتشناسی منظومهای، باید فرابالفعل، متوجه چندگانگی مخاطب و متوجه به تغییر باشد.
او خطاب به سیستم آموزشی گفت: آن قدر مخاطب عام را از اساتید نگیرید و آنها را در ویترین نگذارید. با این شاخصهایی که تعریف کردید مخاطب عام از دست رفته است. وقتی مخاطب از دست برود با این شاخصهای فرمالیستی هیچ تحولی ایجاد نمیشود.
افروغ گفت: آیا ما بستر را برای نوآوری و اندیشه ورزی فراهم کردیم؟ متاسفانه ما یک چارچوب خشک علمیفراهم کردیم که فقط استاد باید در آن نفس بکشد. هرجا نوآوری باشد نور هست علم هم فرقی نمیکند چه باشد اما هرجا ابتکار باشد حسب آن هستی شناسی و معرفتشناسی آن نور است.
او با بیان اینکه ما در کشورمان ظلمت و مظلومیت علم را میبینیم یادآور شد: قرآن عشق و اندیشه دارد، مخاطب خاص و عام دارد و درست مثل نهجالبلاغه است. این ژانر، ژانر مطهری است. آثار مطهری نشان میدهد که خودشان را به یک مخاطب خاص منحصر نکرده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقل قولی از کتاب «جاذبه و دافعه(ع)» افزود: شهید مطهری در این کتاب میگوید: « در علی هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران . مکتب او هم مکتب عقل و اندیشه است و هم مکتب ثوره و انقلاب و هم مکتب تسلیم و انضباط و هم مکتب حسن و زیبائی و جذبه و حرکت .»
به گفته او، اگر به هستی شناسی و روش شناسی آثار مطهری نگاه کنیم میبینیم که ایشان معرفت شناسی منظومهای را دنبال میکند و مخاطب عام وحدت در عین کثرت در آثار او وجود دارد.
او در پایان درباره پروژه خود در طرح اعتلای علوم انسانی که مرتبط با پیوند نظر و عمل در علوم انسانی است، توضیحاتی را ارائه کرد.
این گزارش 12 اردیبهشت ماه 1400 با شماره خبر 305706 در خبرگزاری ایبنا منتشر شد.