در هر جامعهای نخبگان بر سایر اقشار اجتماع اثرگذار هستند، اما به نظر میرسد در تلویزیون ما مخاطب خاص چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.
دکتر عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، درباره اینکه «مخاطبمحوری» و توجه افراطی به ذائقه و سلیقه مخاطب، بیآنکه توجه به مسائل ارزشی یا نشر مضامین فرهنگی را در پی داشته باشد، چه تبعات و خطراتی میتواند به دنبال بیاورد، به خبرنگار تلویزیونی مهر گفت: من به طور کلی با مخاطبمحوری مخالف نیستم، بلکه باید اقشار مختلف مخاطبان را در نظر گرفت. اصولاً در این زمینه داشتن نگاه عددی به مخاطب (میزان درصد جذب بیننده) صحیح نیست، بلکه باید بررسی شود که نگاه مخاطب با تماشای برنامههای تلویزیونی تا چه اندازه تقویت شده است.
وی خاطرنشان کرد: در هر جامعهای نخبگان بر سایر اقشار اجتماع اثرگذار هستند، اما به نظر میرسد در تلویزیون ما مخاطب خاص چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. در حالی که برنامههای تلویزیون باید به گونهای ساخته شوند که ضمن تأمین نظر و جلب توجه مخاطب عام، مخاطب خاص را نیز در نظر داشته باشند و هدف اصلی برنامهها، جذب این گروه از بینندگان تلویزیونی باشد. این هدف زمانی تحقق مییابد که در تولید برنامههای تلویزیونی از مضامینی استفاده شود که هم از جاذبههای قابل توجه دیداری و شنیداری برای عموم مردم برخوردار باشد و هم درونمایه این برنامهها بتواند ذهن بیننده خاص را متوجه خود کند.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه درباره خطر پایین آمدن ذائقه مخاطب عام و رویگردانی مخاطب خاص از برنامههای تلویزیونی توضیح داد: این خطر احساس میشود. به طور کلی باید برای ارتقای ذائقه مخاطب بکوشیم و نباید تنها به سلیقههای عوامانه و سطحی مخاطب، یا به عبارتی ذائقه عامه مردم، توجه شود؛ چرا که در درازمدت، درونمایه آثار چنان کمارزش میشود که حتی مخاطب عام را نیز دلزده میکند.
وی افزود: شبکههای تلویزیونی ما باید مخاطب عام را عاملی بالقوه، فعال، پویا و هوشمند در نظر بگیرند تا برنامههای تولیدی از کیفیت لازم برخوردار باشند. از طرف دیگر، این نوع نگرش موجب خواهد شد مخاطب خاص نیز به تماشای برنامهها تمایل پیدا کند. در این میان باید به وجوه فرهنگی و سابقه تاریخی مردم و سرزمین توجه شود و برنامههای فاخری در تلویزیون تولید شود که مخاطب خاص و فرهنگی را در کنار بیننده عام به خود جلب کند، نه آنکه برنامههای خوب و قابل اعتنا یا کمتر تولید شوند یا در ساعتهایی پس از نیمهشب (ساعت ۱۲ به بعد) پخش شوند و در عمل بینندهای پیدا نکنند. به عقیده من، شورای راهبردی صدا و سیما نیز با همین هدف و انگیزه به تازگی تشکیل شده است.
وی در ادامه سخنانش درباره راهحلهای رفع وضعیت کنونی اظهار کرد: برای حل مشکل پایین بودن کیفیت آثار تلویزیونی نباید صورت مسئله را پاک کنیم و از ریشههای موضوع غافل شویم، بلکه باید توجه شود که اصولاً «عامگرایی» و توجه صرف به مخاطب عام، برنامههای تلویزیونی را از دستیابی به اهداف فرهنگی دور خواهد کرد. هر اندازه این «عامگرایی» افزایش یابد، کیفیت برنامهها و توجه به ارزشهای جامعه کمتر خواهد شد. مهمتر اینکه، همانگونه که پیش از این نیز اشاره کردم، در بلندمدت پایین آمدن کیفیت برنامهها موجب رویگردانی مخاطب عام خواهد شد و شبکههای تلویزیونی ما از رقابت با شبکههای ماهوارهای باز خواهند ماند. در حالی که اگر بر نشر ارزشها و هنجارهای فرهنگی تأکید داشته باشیم، برگ برنده در دست ما خواهد بود؛ زیرا در این صورت قابلیت تولید برنامههایی را خواهیم داشت که از پشتوانهای قوی برخوردارند و ارائه آنها برای تولیدکننده داخلی نیز امکانپذیرتر است.
افروغ در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه وضعیت امروز، در توجه افراطی به نگاه و نظر مخاطب، حاصل نگاه تفریطگرایانه سالهای نخست انقلاب است، بیان کرد: نباید مسئله را به این شکل بررسی کنیم؛ زیرا اصولاً در کشور ما جریانی فکری و ذهنی شکل میگیرد که بر جامعه غلبه میکند و مدیران و برنامهسازان تلویزیون نیز راه جذب مخاطب را در دامن زدن به این فضا میدانند. از آنجا که نظارت کامل و دقیقی نیز اعمال نمیشود، گرایش به نوع خاصی از برنامهسازی به سرعت رواج پیدا میکند. از طرف دیگر، کمرنگ شدن توجه به وظایف ملی تلویزیون به عنوان رسانه ملی و نیز کمتوجهی دولت به وظایف اجتماعی خود، از جمله عواملی است که به تولید برنامههای بیکیفیت در تلویزیون میانجامد. برای شناخت دقیق شرایط موجود، باید آسیبشناسی کاملی صورت گیرد تا بتوان به ریشههای واقعی این پدیده دست یافت. به طور کلی، در شرایط کنونی، ارزیابی صحیح یکی از منطقیترین و مهمترین راههای تحول و تغییر به شمار میرود.
این گزارش 2 دی 1383 با شماره خبر 137731 در خبرگزاری مهر منتشر شد.