افروغ: دین و دینداری در اقتدار ملی ایران نقشی اساسی دارند

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه در اقتدار ملی، خواه‌ناخواه دین و دینداری با مشخصات یکتاپرستی، تلفیق دین و سیاست و اعتقاد به حق و باطل جایگاه ویژه‌ای می‌یابد، گفت: این مسئله در جامعه ما رنگ و صبغه دینی به خود می‌گیرد که جزو نوادر کشورهایی است که چنین خصایصی دارد؛ به همین دلیل نمی‌توان از عناصر دین و دینداری در اقتدار ملی غفلت کرد.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه در اقتدار ملی، خواه‌ناخواه دین و دینداری با مشخصات یکتاپرستی، تلفیق دین و سیاست و اعتقاد به حق و باطل جایگاه ویژه‌ای می‌یابد، گفت: این مسئله در جامعه ما رنگ و صبغه دینی به خود می‌گیرد که جزو نوادر کشورهایی است که چنین خصایصی دارد؛ به همین دلیل نمی‌توان از عناصر دین و دینداری در اقتدار ملی غفلت کرد.
عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری مهر با بیان اینکه اقتدار ملی مفهومی عام، فراتاریخی، فرازمانی و فرامکانی صرف نیست، بلکه معنای کلی دارد و از زمینه‌ای به زمینه دیگر تفاوت پیدا می‌کند، اظهار داشت: معنای کلی اقتدار ملی، ثبات سیاسی، وحدت ملی و امنیت فراگیر در سطح جغرافیای مورد نظر است که عناصر تشکیل‌دهنده این ثبات و وحدت پایدار از جامعه‌ای به جامعه دیگر تفاوت می‌یابد.
وی تصریح کرد: اگر نگاه جامعه‌شناختی به مفهوم اقتدار ملی داشته باشیم، مفهوم اقتدار ملی در ذیل مفهوم انسجام و همبستگی در جامعه قرار می‌گیرد. این انسجام و همبستگی، ثبات سیاسی، وحدت نمادین و هماهنگی‌های ساختاری بین عناصر و اجزای یک نظام را مرتبط می‌کند. در این سه وجه (ثبات سیاسی، وحدت نمادین و هماهنگی‌های ساختاری) باید از استحکام خاصی برخوردار باشیم تا بتوان گفت اقتدار ملی مستحکم و منسجمی داریم.
عماد افروغ با بیان اینکه جامعه باید به لحاظ سیاسی اقتداری مستحکم داشته باشد، گفت: این اقتدار زیرمجموعه یک حق اجتماعی ـ سیاسی است که برای جامعه قائل است و متعاقباً یک وظیفه از سوی دولت‌ها و حاکمیت‌ها برای شهروندان قرار می‌دهد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه عنصر دوم، وحدت نمادین است، یادآور شد: ثبات سیاسی که به مشروعیت یک حکومت برمی‌گردد، نمی‌تواند بدون توجه به عناصر فرهنگی و نمادین ارزشی داشته باشد؛ از این رو وحدت نمادین یا ملاط چسبندگی روحی، فکری، فرهنگی، هنجاری، ارزشی و نمادین به میان می‌آید که باید دید در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنیم و عناصر وحدت‌بخش ما کدامند.
افروغ با اشاره به این نکته که نمی‌توان با وجه سخت‌افزاری و ساختار ثبات سیاسی، اقتدار ملی داشت، افزود: بلکه نیازمند پشتوانه نرم‌افزارانه‌ای هستیم که با وحدت نمادین تعریف می‌شود. باید دید جامعه ایران چه جامعه‌ای است، چه هویتی دارد و عناصر هویت‌بخش ملی و فرهنگی آن کدام است.
وی عنصر سوم را هماهنگی ساختاری معرفی کرد و گفت: در وجه نمادین وارد مقوله هویت ملی می‌شویم. بدون توجه به هویت، جامعه و وجه نرم‌افزاری آن ناشناخته باقی می‌ماند. وقتی هویت ساخته می‌شود، عناصر دین، یکتاپرستی، دینداری شخصی و اخلاق فردی را نشانه نمی‌گیرد، بلکه عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را نیز دربرمی‌گیرد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: با توجه به عنصر دینداری و دین در هویت ملی ما و با توجه به جایگاه هویت ملی در مؤلفه‌های وحدت نمادین و وحدت فرهنگی، در اقتدار ملی خواه‌ناخواه دین و دینداری با مشخصات یکتاپرستی، نگاه سلسله‌مراتبی، تلفیق دین و سیاست و اعتقاد به حق و باطل جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. بنابراین همان‌طور که جوامع نقش اساسی در اقتدار ملی ایفا می‌کنند، در جامعه ما این نقش رنگ و صبغه دینی دارد که جزو نوادر کشورهایی است که چنین خصایصی دارند و نمی‌توان از عناصر دین و دینداری غفلت کرد.
عماد افروغ با بیان اینکه دین جایگاه بلندی دارد، اما چگونگی استفاده از دین در اقتدار ملی نیازمند فهم دقیق هویت ملی و عناصر مقوم آن است، گفت: باید تلاش کرد در عرصه جهان‌بینی، نظم ارزشی، الگوهای رفتاری و نمادها، فهم، بازشناسی و بازتولید صورت گیرد. همچنین باید نقاط عطف تاریخ‌ساز مرتبط با این عناصر اصلی را شناسایی و مشاهیر خود را در عرصه‌های فلسفی، سیاسی، فکری و معرفتی مورد توجه قرار داد و به نسل‌های بعدی منتقل کرد.
وی در ادامه گفت: جنگ نقطه عطفی بوده که در دولت‌سازی نقش بسزایی ایفا کرد و همه نقش خود را با جنگ گره زدند. این توجه به نقش ارزشی و بینشی باعث مقاومت شد؛ از این رو باید در فهم و انتقال آن به دیگران کوشا عمل کنیم. اگرچه جنگ حوادث ناگواری را رقم می‌زند، اما از نکات مثبت آن، عدم واگذاری خاک میهن به دشمن است که تبعات مثبت و سازنده‌ای به دنبال داشت.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به دیگر نقاط عطف تاریخ ایران اشاره و تصریح کرد: از این نقاط عطف تاریخ می‌توان به انقلاب اسلامی ایران، جنبش مشروطه، نهضت ملی نفت و در دوره‌های پیش‌تر، شکل‌گیری صفویه اشاره کرد. تاریخ منقطع نیست، بلکه سلسله‌وار به هم مرتبط است. تاریخ ایران را نمی‌توان تنها به دوران پس از اسلام مرتبط کرد، بلکه پیش از اسلام نیز دین در کشور ما وجود داشت و پیشینه تاریخی ما زمینه پذیرش اسلام و انقلاب اسلامی را فراهم آورد.
وی در ادامه اظهار داشت: ضمن شناسایی نقاط عطف تاریخ ایران، این امر نیازمند تدبیر، مشارکت و همفکری است و تجلی آن باید در کتاب‌های درسی نمود داشته باشد و به فعالیت‌های هنری، رمان‌ها، فیلم‌های سینمایی، تئاتر و هنرهای تجسمی توجه شود. همواره نباید نگاه شکل‌گرایانه داشت و از نگاه مضمونی غفلت کرد، بلکه باید به لایه‌های زیرین این عناصر نیز به‌درستی توجه شود.
این خبر24 دی 1385 با شماره خبر 433776 منتشر شد.