یک استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت تحول ساختاری پس از انقلاب اسلامی گفت: من احساس میکنم در بعضی جهات ما نهتنها تحول ساختاری ایجاد نکردیم، بلکه فقط به جابهجایی نیروها اکتفا کردیم؛ حال آنکه با ساختار رژیم پهلوی نمیتوان آرمانهای اسلامی را محقق کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر عماد افروغ در برنامه زنده تلویزیونی «سیاست ایرانی» دوشنبه ۱۲ بهمن اظهار داشت: فکر میکنم باید بیش از آنکه به نقلقولهای منفرد امام در این زمینه اشاره کنیم، روح و منطق درونی امام را به دست آوریم. وقتی امام میگویند «جمهوری اسلامی»، این از باب تأکید است؛ یعنی مردم به اعتبار جمهوریت و اسلامیت حق دارند.
وی با اشاره به اینکه وجه تشابهی بین دموکراسی و ولایت فقیه وجود دارد، اظهار داشت: دموکراسی وجه سلبی دارد، اما وجه ایجابی ندارد؛ در حالی که در نظریه ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، هم وجه سلبی وجود دارد و هم وجه ایجابی.
افروغ با تأکید بر اینکه بخش مهمی از این مسئله به تحقق عملی، مقبولیت و رضایت عامه و به عبارتی تعریف جدیدی از قانونیت یا مشروعیت بازمیگردد، گفت: جمع شرعیت یا حقانیت و مقبولیت و رضایت عامه، یعنی جمع فلسفه سیاسی و جامعهشناسی سیاسی.
وی درباره عواملی که پیروزی انقلاب اسلامی و حادثه تاریخی ۲۲ بهمن را محقق کرد، گفت: در برههای از تاریخ، به دلیل بسط معرفت دینی و روشنفکری دینی و مبارزاتی که برخی روشنفکران با خرافهگرایی داشتند، تفکرات عقلایی و صدرایی امام احیا شد و بستر مناسبی برای رخداد انقلاب فراهم آمد.
این استاد دانشگاه در ادامه با تأکید بر اینکه تحول ساختاری انتظاری است که از هر انقلابی میرود، گفت: انقلاب اسلامی ایران تا چه اندازه تحول ساختاری ایجاد کرد؟ من احساس میکنم در بعضی جهات ما نهتنها تحول ساختاری ایجاد نکردیم، بلکه به جابهجایی نیروها اکتفا کردیم؛ یعنی عاملها را عوض کردیم، اما در ظرف ساختاری بهجامانده از پهلوی میخواهیم تحققبخش آرمانهای اسلامی باشیم که به نظر من امکانپذیر نیست.
افروغ با تأکید بر ضرورت تعلیم و تربیت به دور از بهکارگیری خشونت و تحمیل، زمینهسازی را در این راستا مهم ارزیابی کرد و گفت: وقتی تعلیم و تربیت با اجبار همراه شود، آن هم با یک تفسیر و قرائت خاص، با مشکل روبهرو میشود. حضرت امام نه سلب آزادی را برای مردم میپسندند و نه تحکم و فرمان از روی زور و اجبار را.
وی با تأکید بر اینکه هدف از حکومت، کمال انسان است، گفت: آیا ما حق داریم به هر قیمتی و با هر وسیلهای حفظ حکومت کرده و فراموش کنیم چه اهدافی در پس این حکومت وجود دارد؟ این حکومت در بهترین حالات خود یک ابزار است. امام بارها گفتهاند و میفرمایند احکام نیز مطلوب بالعرض هستند. هدف چیز دیگری است؛ کمال انسان هدف است و این کمال نیز با توجه به اختیار انسان و نیازهای متحول او صورت میگیرد.
افروغ تصریح کرد: در صورتی میتوانیم از انسانگرایی دفاع کنیم که برای او یک تکیهگاه و اصل قائل باشیم. من همیشه گفتهام بین غایت و ذات و اصل، رابطهای وجود دارد. جایگاه انسان را میتوان از عبارات امام دریافت؛ امام در موارد مختلف درباره انسان تعابیری مانند عصاره هستی، کوچکشده عالم، عصاره همه موجودات و فشرده همه عالم را به کار بردهاند.
وی در ادامه یادآور شد: انسان آخرین مخلوقی است که پس از حرکات ذاتیه و جوهریه عالم به وجود آمده و منتهی به او شده است؛ پس دست تربیت حق تعالی در تمام دار تحقق، به تربیت انسان پرداخته است. انسان جایگاه والایی دارد که اقتضائاتی را به همراه دارد و یکی از این اقتضائات در مدیریت سیاسی، عدم تحمیل است.
این خبر 13 بهمن ۱۳۸۸ با شماره خبر 1028652 منتشر شد.