افروغ: رهبر مفهومی قاعده‌مند و منضبط از ولایت فقیه ارائه کرد

یک استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ولایت مطلقه فقیه به معنای اختیارات شخصی و بدون قاعده نیست، گفت: حسب استنباطی که مقام معظم رهبری از مفهوم ولایت مطلقه ارائه کردند، می‌توان فهمید که ایشان برخلاف برخی تصورات احساسی و واهی، مفهومی قاعده‌مند و منضبط از ولایت فقیه به دست داده‌اند.

یک استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ولایت مطلقه فقیه به معنای اختیارات شخصی و بدون قاعده نیست، گفت: حسب استنباطی که مقام معظم رهبری از مفهوم ولایت مطلقه ارائه کردند، می‌توان فهمید که ایشان برخلاف برخی تصورات احساسی و واهی، مفهومی قاعده‌مند و منضبط از ولایت فقیه به دست داده‌اند.
عماد افروغ در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به فرازهایی از بیانات مهم مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان کرمانشاه گفت: حسب استنباطی که مقام معظم رهبری از مفهوم ولایت مطلقه ارائه کردند و شیوه‌های این استنباط را نیز در اندیشه‌های امام می‌توان جست‌وجو کرد، می‌توان فهمید که ایشان برخلاف برخی تصورات احساسی و واهی، مفهومی قاعده‌مند و منضبط از ولایت فقیه به دست دادند.
وی افزود: در واقع، به تعبیر من، ایشان حتی در تصریح مطلقه بودن ولایت فقیه هم به انضباط و قاعده اشاره کردند. اینکه برخی از مفهوم مطلقه تفسیر شخصی می‌کنند، کاملاً خطاست. در واقع، اگر بحث ولایت مطلقه فقیه مطرح می‌شود، به این معنی نیست که ما بدون قاعده حدود اختیارات یک شخص را افزایش می‌دهیم. باید دانست که اصلاً بحث ولایت مطلقه، ولایت مطلقه شخص نیست، بلکه اگر بحث مطلقه به میان می‌آید، حسب دایره فقه و اختیاراتی است که ولایت فقیه در زمان غیبت در بعد سیاسی و اجتماعی دارد و به‌شدت هم مقید است.
افروغ تصریح کرد: ولایت مطلقه مقید به اخلاق، اصول، قواعد الهی و فقه است و به هیچ وجه مطلقه به معنای اختیارات شخصی نیست. مطلقه به معنای همان حدود اختیاراتی است که در فقه تعریف شده و در زمان غیبت به استقرار نظم سیاسی و اجتماعی برمی‌گردد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: حتی جایی که پای مصلحت و احکام حکومتی به میان می‌آید، تشخیص موارد مصلحت و احکام حکومتی هم شخصی نیست؛ یعنی آن هم حسب ضوابطی صورت می‌گیرد که در حوزه ولایت مطلقه فقیه قابل تعریف‌اند.
افروغ همچنین با بیان اینکه این نکته قابل توجهی بود برای کسانی که عقل خود را تعطیل می‌کنند و فقط به گونه‌ای منتظر می‌شوند تا رهبری نظری بدهد و بعد آنها صرفاً پیروی کنند، تصریح کرد: ولایت فقیه جایگاهی دارد که با عقل متناقض نیست. ولایت فقیه، به قول حضرت امام، به صرف تصور موجب تصدیق می‌شود و اگر کسی کمی در آموزه‌های دینی و آیات الهی تأمل کند، خودبه‌خود متوجه این معنا می‌شود که بایستی حکومت را به کسی سپرد که آگاه به فقه باشد و این را امام(ره) با استدلال عقلی اثبات می‌کنند.
این نماینده مجلس هفتم تصریح کرد: بنابراین ما نمی‌توانیم در مسائل مبنایی، عقل خود را تعطیل کنیم و دست روی دست بگذاریم تا ولی فقیه مسئله‌ای بگوید و ما پیروی کنیم؛ زیرا این مسئله با مبنای عقلی خود ولایت فقیه تناقض دارد.
افروغ با بیان اینکه بالاخره ولایت فقیه هم نیاز به بازو و مشاوران خوب دارد تا مسیر برای اعمال اراده ولی فقیه هموار شود، خاطرنشان کرد: تفسیرهای شخصی و ماورایی جفا در حق ولایت است. با تعطیل شدن عقل‌ها مسیر هموار نمی‌شود و آنگاه است که ولی فقیه تابع مصلحت غیرمنضبط می‌شود.
وی گفت: وقتی فضا سنگین می‌شود و مسیر هم فراهم نیست، به هر حال مصلحت‌ها خود را به رهبر تحمیل می‌کنند. اما اگر عده‌ای بیایند و پیشگام شوند و مسیر را حسب بنیان‌های شرعی و عقلی هموار کنند، آن وقت کار برای ولی فقیه آسان‌تر می‌شود. این مطلوب نیست که ما به اسم دفاع از ولی فقیه همه بارها را بر دوش او بگذاریم، به اسم اینکه می‌خواهیم یک قدم جلو نگذاریم و یک قدم هم عقب نمانیم. به نظر من این قبیل برخوردها احساسی و هیجانی است.
این جامعه‌شناس در بخش دیگری از صحبت‌های خود به فراز دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در بحث مطالعه درباره تغییر برخی ساختارهای اجرایی نظام اشاره کرد و گفت: وقتی پای تعامل دین و جامعه یا پای مصلحت به میان می‌آید، یعنی اینکه ما حسب شرایط و اقتضائات ممکن است دست به تغییری در سازوکارها بزنیم؛ یعنی آن چیزی که اصالت دارد، در واقع همان اهداف و ارزش‌های ماست. اینکه ابزارها برای تحقق ارزش‌ها چه باشد، ممکن است حسب تحول شرایط دچار دگرگونی شود و این نکته‌ای طبیعی هم هست.
افروغ ادامه داد: نکته ظریف اینجاست که به سبب اینکه ما در نسبت بین دین و جامعه نه قائل به تباين هستیم و نه قائل به تساوی و این تعامل را عموم و خصوص من‌وجهی می‌دانیم، در نتیجه وقتی این نوع تعامل برقرار است، بایستی ما به جامعه اعتبار بدهیم. یعنی جامعه تغییر می‌کند و حسب این تغییرات، نیازهای جدید مطرح می‌شود. حال ما باید چه کنیم تا اسیر این مقتضیات نشویم؟ اسیر شرایط متحول بشویم و دین را تابع این مقتضیات کنیم یا اینکه متناسب با نیازهایی که مترتب بر این مقتضیات هست و ملهم و متأثر از آن اهداف و آرمان‌هاست، دست به تغییراتی در سازوکارها بزنیم…؟!
وی همچنین با بیان اینکه به نظر من تغییر در سازوکارها بر حسب اقتضائات ضروری است، اما دقت باید کرد که تغییر این سازوکارها به اصل هدف‌ها آسیبی وارد نکند، تصریح کرد: نکته دیگری که من احساس می‌کنم ما به هیچ وجه حتی دست به پیکره آن هم نزده‌ایم و از روز اول می‌بایست این سازوکار را تغییر می‌دادیم و ندادیم، بحثی است که بنده تحت عنوان نسبت مظروف و ظرف از آن یاد می‌کنم.
این فعال سیاسی و فرهنگی ادامه داد: مظروف گران‌سنگی به نام انقلاب اسلامی در یک ظرف تاریخی و مدنی محدودی در ایران اتفاق می‌افتد. ولی ما به جای اینکه این ظرف را توسعه بدهیم و دچار تغییر و تحول کنیم، آمدیم این ظرف محدود ناشی از شرایط تاریخی و فرهنگی گذشته خود را بر مظروف انقلاب اسلامی تحمیل کردیم. یعنی به جای اینکه ظرف را بسط بدهیم، مظروف متناسب با این ظرف را داریم به گونه‌ای به انقلاب اسلامی تحمیل می‌کنیم.
عماد افروغ با بیان اینکه انقلاب اسلامی یک مظروف است؛ یعنی دارای آرمان‌هایی با محتوای خاص خود است، گفت: برای تحقق این محتوا و ارزش‌های آن، ما ظرف لازم را نیاز داشتیم؛ یعنی این مظروف بزرگ باید در یک ظرف بزرگ تعریف می‌شد. اما ما چون ظرف را توسعه ندادیم، یعنی ظرف پذیرای این مظروف گران‌سنگ نبود، حاصل این شد که این ظرف محدود تاریخی، آن مظروف قبل از انقلاب خود را بر مظروف انقلاب تحمیل کند.
وی افزود: مثلاً برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی بایستی قابلیت‌های مدنی ما بارور می‌شد. بایستی سازوکارهای لازم برای تحقق بسیاری از اصول قانون اساسی ایجاد می‌شد. بایستی ظرفی اتخاذ می‌شد که ما را از رابطه قدرت ـ ثروت قبل از انقلاب نجات بدهد و نیز ظرفی را انتخاب می‌کردیم که ما را از تمرکزگرایی نجات می‌داد؛ چون اهداف انقلاب اسلامی نسبتی با تمرکزگرایی و نسبتی با رابطه قدرت ـ ثروت نداشت. اما ما چون این سازوکارها را متحول نکردیم، نهایتاً همین سازوکارهای ناشی از رابطه قدرت ـ ثروت و اداره متمرکز کشور، آن مظروف قبل از انقلاب خود را دارد احیا می‌کند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: آن مظروف هیچ ربطی به مظروف انقلاب اسلامی نداشت. بنابراین هم سازوکارهای فعلی را بایستی عطف به ظرف مناسب با انقلاب اسلامی متحول کرد و هم اگر ما متوجه این معنا شدیم که طرف سازوکارهای فعلی حسب اقتضائات و شرایط متحول دیگر جوابگو نیست و ما را با موانعی روبه‌رو کرده، حسب اصالت و اعتباراتی که آن اهداف و مظروف دارد، مسلم است که باید دست به تغییراتی بزنیم. من فکر می‌کنم این امر کاملاً مطلوبی است، ولی به شرطی که دقت کنیم این سازوکارها و این بعد سازمانی آسیبی به آن اهداف و ارزش‌های متعالی ما وارد نکند.
این خبر 26 مهر 1390 در خبرگزاری فارس منتشر شد، اما در منبع اولیه یافت نشد و در سایت https://news.gooya.com/politics/archives/2011/10/129775print.php یافت شد.