عماد افروغ گفت: حرفهای کسی که فیلسوف است و نگرش فلسفی به عالم، از جنس نگرش صدرایی دارد، تاریخ مصرف ندارد. مطهری یک فیلسوف سوژهگراست.
به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر، هر اندیشمندی، از جمله شهید مطهری، دو دسته محتوای فکری دارد؛ بخشی از محتوای فکری او در پاسخ به سؤالات و مسائل مربوط به زمان خود اوست که این بخش تاریخ مصرف دارد؛ یعنی وقتی از دوره آن اندیشمند خارج و وارد مقطع دیگری میشویم، آن بخش حالت تاریخی پیدا میکند. اما بخشی دیگر پاسخ به پرسشهای همیشگی و ابدی انسانهاست که همچنان میتوانیم در این قسمت از اندیشههای استاد مطهری استفاده کنیم و بهره ببریم. اینکه شناخت ما از استاد مطهری تا چه اندازه واقعی است، اینکه شهید مطهری به چه نیازهای امروز ما میتواند پاسخ دهد و … دغدغههایی بود که در گفتوگو با دکتر عماد افروغ، محقق و استاد دانشگاه، مطرح شد. مشروح این گفتوگو را با هم میخوانیم:
*اگر امروز استاد مطهری در قید حیات بودند، با توجه به دغدغه همیشگی ایشان درباره جامعه و مسائل آن، به چه مسائلی میپرداختند؟
با توجه به شناختی که بنده از استاد شهید مرتضی مطهری و آثار و رویکرد ایشان دارم، احساس میکنم که ایشان پیشقراول آسیبشناسی نظام در مسائل مبنایی و کلیدی بودند. عطف به تصوری که ایشان از ولایت ایدئولوژیک دین در حکومت اسلامی داشتند، بازنگری و بازشناسی میکردند که امروز تا چه اندازه در ارتباط با ولایت ایدئولوژیک اسلام توفیق داشتهایم.
در خصوص معارف اسلامی، اخلاقیات اسلامی و احکام اسلامی تا چه اندازه توفیق داشتهایم؟ تا چه اندازه بستر معرفتی و ساختاری لازم را برای تحقق این سهگانه عقیدتی، اخلاقی و فقهی فراهم کردهایم؟ تا چه اندازه در این جهت گام برداشتهایم؟ آیا ساختارهای لازم برای تبلور این سهگانه شکل گرفته است؟ هماکنون سازوکارها و ساختارهای موجود به چه سمتوسویی در حال حرکت هستند؟ قطع نظر از اینکه توفیقی به دست آوردهاند یا خیر، آیا در مسیر توفیق هستند یا خیر؟
شخصاً معتقدم که در این خصوص مسئله و مشکل داریم و تصورم این است که استاد شهید مرتضی مطهری، اگر در قید حیات بودند، بر روی این مسائل حساسیت نشان میدادند.
به علاوه، باید توجه داشت که شهید مطهری بیش از آنکه متعلق به دوران تأسیس نظام باشند، متعلق به دوران استقرار نظام هستند؛ یعنی ما امروز بیش از گذشته به مطهری نیاز داریم. هرچند تا حدودی آثار ایشان نیاز امروز ما را برطرف میکند، اما واقعیت این است که خلأ مطهری و امثال مطهری را کاملاً حس میکنیم.
*دیگر اندیشمندان تا چه اندازه میتوانند این خلأ را پر کنند؟
ممکن است افراد و اندیشمندان دیگری صحبتهای مطهریگونه داشته باشند، اما جایگاه و سابقه مطهری نفوذ کلام بیشتری ایجاد میکرد؛ یعنی اگر از زبان ایشان بسیاری از مسائل را میشنیدیم، شاید گوش شنوای بیشتر و بهتری وجود داشت.
ایشان در تئوریزه کردن مبانی جمهوری اسلامی در راستای اندیشه امام نقش بالایی داشتند و به اصطلاح، یکی از نظریهپردازان تأثیرگذار نظام بودند. طبعاً به همین دلیل، در آسیبشناسی فاصلهگیریها میتوانستند به ما کمک کنند. با حضور ایشان میتوانستیم شاهد حساسیتهای مورد نیاز کشور باشیم.
هماکنون هم احساس میکنم از دل آثار ایشان میتوانیم دغدغههای مبارک و راهگشایی به دست بیاوریم؛ مانند نگاه ایشان به جایگاه و اهمیت آزادی، رابطه متقارن بین انسان و خدا و توجه به حقوق انسانی در کنار تکالیف او. آیا مسائلی از این قبیل جزو نیازهای ضروری امروز ما و حتی بشریت نیست؟
نگاه حقگونه به انسان، اگر نیاز امروز ما نیست، نیاز چه وقت و چه زمانی ماست؟ آن هم در شرایطی که عدهای به نام اسلام، سر انسان و حق او را میبرند و برای انسان ذرهای اعتبار قائل نیستند و صرفاً نگاه تکلیفگرا و قرونوسطایی به انسان دارند و هرچه میکشیم و نابسامانی میبینیم، از دست این قرائت و تلقی غلط از اسلام و انسان است.
اتفاقاً نیاز امروز ما، نگاه متقارن به انسان و خداست. این نگاه متقارن و معطوف به درد متقابل انسان و خدا، در ساحت فلسفه سیاسی و معرفتشناسی است، نه در ساحت هستیشناسی. بله، چه انسان باشد و چه نباشد، خداوند هست؛ اما در ساحت مباحث و عرصه فلسفه سیاسی و معرفتشناسی، واقعاً باید این رابطه را متقارن دید.
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» یا در جایی دیگر، قرآن چقدر زیبا میگوید: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ؛ به مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا هم آنها را اسیر خودفراموشی کرد.»(آیه ۱۹ سوره حشر)
کل داستان غرب را در همین آیه میتوانید ببینید. در نزد ایشان و به تأسی از قرآن و آموزه فطرت، انسان و قابلیتها و ظرفیتهای او آنقدر جایگاه بلندی دارد که میتواند عامل تغییر باشد.
آیا نگرش ایشان نسبت به هویت ایرانی و خدمات متقابل اسلام و ایران و نگاهی که به جایگاه تاریخی ایرانیان در خدمترسانی به اسلام داشتند، کماکان جزو چالشها و مسائل مورد نیاز ما نیست؟
*بحث «خدمات متقابل اسلام و ایران» شهید مطهری، با توجه به فضایی که در چند سال پیش در کشور مطرح شده بود و حتی شاید به نوعی امروزه هم به آن دامن زده میشود، چقدر راهگشاست؟
من نمیخواهم بگویم که ایشان یک نظریهپرداز تمامعیار هویت ایرانی است، نه! قبلاً این بحث را در جایی بیان کردم، اما در این مسیر قلم زدند و آراء خوبی از منظرهای مختلف در پاسخ به ایرانیگری افراطی فراهم کردند. مگر در چند سال گذشته شاهد نوعی رجعت ناموجه و پدیده ناپخته ایرانیگری نبودیم؟ یعنی رجعتی که نه اسلام و نه هویت ایرانی ـ اسلامی و نه عناصر مقوم آن را میشناخت.
اتفاقاً استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر»، یکی از عوامل پیدایش انقلاب را واکنش نسبت به ایرانیگری افراطی میدانند و یکی از آسیبهای محتمل انقلاب را ظهور مجدد این پدیده میدانستند.
ایشان چقدر زیبا این مسئله را پیشبینی کرد و ما هم چند سال پیش شاهد یک نوع ایرانیگری ناپخته و خاص بودیم که بیشتر برخاسته از یک نگرش سیاسی و ناپختگی علمی بود.
به هر حال، بحث بنده این است که اگر قرار باشد جوهر و حرکت نظام جمهوری اسلامی با حکمت گره بخورد، حتماً باید رجعتی به استاد مطهری داشته باشد. مطهری را باید احیا و زنده کرد و به جامعیت او، نگرش فلسفی او، دغدغههای اخلاقی و عرفانی و نگرش غایتمدار او توجه ویژه داشت.
*مباحث مورد نظر مطهری در سخنرانیها و کتابهایشان به چه درد جامعه امروز ما میخورد؟ آیا هنوز برای ما و نسل جوان ما مفید هستند؟
بنده معتقدم که استاد مطهری شخصی نیست که تاریخ مصرف داشته باشد؛ چون هیچگاه تاریخمصرفی و مقطعی صحبت نکرده است. هیچگاه احساس صرف بر او غلبه نکرد. کسی که فیلسوف است و نگرش فلسفی به عالم، از جنس نگرش صدرایی دارد، حرفهای او تاریخ مصرف ندارد.
ایشان نه تاریخگرا و نه جغرافیاگرا بود، اما به تاریخ و جغرافیا هم توجه داشت. یک فیلسوف سوژهگراست؛ فیلسوفی که برای فاعلیت و عاملیت انسانی اعتبار قائل است و حسب این نگرش، نگاه عامگرا دارد. چون نگاه عامگرا دارد، نمیتوان ایشان را در یک محدوده خاص محصور کرد؛ چه نظریه جمهوری اسلامی ایشان و چه بحث جایگاه روحانیت ایشان، واقعاً نیاز امروز ماست.
*در راستای اندیشههای شهید مطهری، لازم است اندیشمندان امروز ما به چه کارهایی بپردازند؟
نیازمند این هستیم که یا به تأسی از استاد مطهری و در بسط اندیشههای ایشان، یا مستقیم با رجوع به آثار ایشان، یک بار دیگر اثری مانند «سازمان روحانیت» خلق کنیم؛ یعنی وضع موجود سازمان روحانیت را بیان کنیم. ایشان با شجاعت هرچه تمام و بهرغم اینکه خود ایشان هم در کسوت روحانیت بودند، روحانیت را نقد کردند و نقدهای بسیار کلیدی و مبنایی هم بیان کردند.
این نیاز وجود دارد تا شخص دیگری وضعیت کنونی سازمان روحانیت را به نقد بکشد و نقاط مثبت و منفی را بیان و آسیبشناسی کند.
اکنون نسبت حوزه با دانشگاه چگونه است؟ چه اتفاقی در حال روی دادن است؟ آیا همان تصوری که در اوایل انقلاب اسلامی داشتیم، رخ داده است؟ آیا دانشگاه از تجارب حوزوی استفاده میکند یا برعکس، حوزه بهشدت و تا حدودی ناشیانه و فرمالیستی، متأثر از دانشگاه است؛ آن هم با وجود نقدهای فراوانی که به دانشگاه وارد است؟ اکنون فضا برای این بحث مناسب نیست، وگرنه این بحث را باز میکردم.
آیا از نظر استاد مطهری، تنها منبع مالی یک نظام جمهوری اسلامی باید نفت باشد؟ منابع مالی تعریفشده در اسلام، مانند خمس، زکات و … چه جایگاهی دارند؟ نگرش سیستماتیکی که در آثار شهید صدر دیده میشود و رگههایی از آن در آثار شهید مطهری دیده میشود، آیا نیاز امروز ما نیست؟
به هر حال، به دلیل نوع نگاه، نگرش فلسفی، جامعنگری و نوع پرداختن به مسائل مختلف و به دلیل اینکه ایشان فیلسوف منزوی نبود، بلکه روشنفکر بود؛ یعنی درد مردم و نیازهای واقعی آنها را میشناخت و با مسائل روز عجین و مسئلهمحور بود، امروز سخت به ایشان نیاز داریم.
*برخی از کارشناسان در گفتوگوها و یادداشتهای خود بیان کردند که باید از مطهری عبور کنیم و اصلاً مطهری پاسخگوی نیازهای امروز ما نیست؛ نظر شما در این ارتباط چیست؟
کسی که این حرف را زده، یا در اثر بیسوادی و کمسوادی و یا از سر نوعی خصومت بوده است؛ وگرنه کسی نمیتواند با آثار شهید مطهری و عمق و جامعیت آن آشنا باشد و چنین حرفی بزند یا در کل، برای فیلسوف، متفکر و اندیشمندی تاریخ مصرف قائل شود.
*آیا اندیشههای شهید مطهری آنچنان که بایسته و شایسته بوده، در جامعه ما و در میان خواص و عوام شناخته شده است؟
متأسفانه نه! چنین اتفاقی رخ نداده است. کسانی که متولی نشر آثار ایشان بودند، حالا چه کسانی که در محافل رسمی بودند و چه افرادی که در محافل غیررسمی بودند، باید پاسخگوی این مسئله باشند که چرا آنطور که باید و شاید، افکار و آثار شهید مطهری نهادینه و فراگیر نشد.
بله، مسابقه برگزار کردند و جایزه دادند و … اما انتشار آثار شهید مطهری به این مسائل نیست. اینها در حد یک بازی و بیشتر برای طرح خود است تا انتشار واقعی اندیشههای شهید مطهری.
*به نظر شما برای معرفی درست اندیشههای شهید مطهری باید چه کارهایی انجام داد؟
نگرش شهید مطهری باید محتواگرایانه دنبال شود. بایستی در عمل به او وفادار و ملتزم بود، نه اینکه هر از چند گاهی به مناسبت سالگرد ایشان مراسمی برگزار شود.
متأسفانه شما هم نگرش مراسمگرا و مناسبتی دارید. نگاه مراسمی، نگاه مناسب و باکفایتی نیست؛ هرچند نمیخواهم توجه به همین مقدار اندک هم نداشته باشم، اما نباید به صرف برگزاری مراسم بزرگداشتی برای اینگونه شخصیتها اکتفا کنیم و دلخوش باشیم.
قرار نیست، به تعبیر مرحوم جلال آلاحمد، صرفاً دربان گورستان شهدا و در این مورد بهخصوص، دربان گورستان استاد مطهری و امثال ایشان باشیم و مجلسی بگیریم و به پاس زحمات ایشان فاتحهای بخوانیم. این چه تصور و درک غلطی است که متأسفانه شاهد آن هستیم؟
درک صوری و گورستانی بلای جان ماست. اگر مسابقهای هم برگزار میکنیم و جایزهای هم میدهیم و همایشی هم برگزار میکنیم، اینها همه باید مقدمه باشند و نباید هدف تلقی شوند. هدف باید این باشد که در جامعه هدف، به دنبال فراگیری نظری و عملی اندیشههای ایشان باشیم.
صرف آگاهی نسبت به اندیشه ایشان نیز کفایت نمیکند. باید ساختارها، انگیزهها و شایستگیها در جهت تحقق آثار ایشان تعریف و معنا شوند.
انسان تنها منبع معرفتی ندارد. در کنار منبع معرفتی، منبع انگیزشی و عاطفی و منبع معطوف به مهارتها و … هم دارد. در کنار اینها، تسهیلات اجتماعی و سیاسی که بایستی در خدمت مهارتها و شناختها باشند نیز وجود دارند که فراتر از قدرت فردیاند؛ به عبارت دیگر، ارزیابی میزان ساختیافتگی اندیشه ایشان در قالب فرصتها و تسهیلات در اختیار و پیشبرنده نظرات و دیدگاههای ایشان اهمیت دارد.
متأسفانه مشاهده میکنیم آنچنان که باید و شاید و زیبنده آثار، افکار، مضامین و رویکرد استاد مطهری است، توفیق نداشتهایم؛ چه در زمینه فردی و چه در زمینه ساختاری. اینها دو منبع بزرگ قدرت انسان تلقی میشوند.
ممکن است کسی قابلیت و مهارت بالایی داشته باشد، اما فرصت، تسهیلات و امکانات لازم در اختیارش نباشد؛ یعنی امکانات، قدرتها و تسهیلات در اختیار کسانی باشد که بویی از این معارف نبرده و فاقد شایستگیهای متناظر هستند.
تصور میکنم اگر توجه به اندیشههای شهید مطهری در تمامی ابعاد جدی بود، جامعه ما جامعه سالمتری بود؛ چه به لحاظ اخلاقی، چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی و ….
این ‘گفتگو 13 فروردین 1395 با شماره خبر 3608245 منتشر شد.