نشست هماندیشی با موضوع «روششناسی علوم انسانی اسلامی با تأکید بر علوم اجتماعی» ۲۴ تیرماه در مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا برگزار و عماد افروغ، رویکرد رئالیسم انتقادی را در نسبت با جامعهشناسی اسلامی تشریح کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه طلیعه، نشست هماندیشی با موضوع «روششناسی علوم انسانی اسلامی با تأکید بر علوم اجتماعی» روز پنجشنبه ۲۴ تیرماه در مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا برگزار شد.
در این نشست که با حضور دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، حجتالاسلام دکتر علیرضا پیروزمند، حجتالاسلام دکتر حسین بستان، دکتر عماد افروغ، دکتر شهلا باقری، حجتالاسلام دکتر غلامرضا پرهیزکار، دکتر غلامرضا جمشیدیها، دکتر فاطمه جمیلی، دکتر حامد حاجحیدری، حجتالاسلام دکتر محمد داوری، دکتر عطاءالله رفیعی آتانی، دکتر فریبا شایگان، حجتالاسلام دکتر مرتضی شهمیری و دکتر محمدرحیم عیوضی برگزار شد، حاضران ضمن بیان دغدغههای خود در حوزه جامعهشناسی اسلامی، دیدگاههای مطرحشده توسط سخنرانان نشست را مورد نقد و بررسی قرار دادند.
دکتر سید سعید زاهد ضمن معرفی استادان حاضر در نشست گفت: در جلسه امروز قرار است در موضوع روششناسی علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام دکتر پیروزمند رویکرد فرهنگستان علوم اسلامی، حجتالاسلام دکتر بستان رویکرد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و دکتر عماد افروغ رویکرد رئالیسم انتقادی را ارائه کنند.
رئیس کمیسیون جامعهشناسی اسلامی کنگره تصریح کرد: در نشست امروز لزوماً نمیخواهیم به نتیجه مشخصی برسیم و برای شروع کار فقط رویکردها را ارائه و درباره آنها بحث خواهیم کرد.
در ادامه جلسه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند به عنوان نخستین سخنران، چکیده مباحث خود را در حوزه روششناسی بیان کرد.
پیروزمند مباحث خود را در چهار بخش الف) اصول و مفروضات اساسی؛ ب) تحلیل واقعیت اجتماعی؛ ج) نظریه معرفتشناسی و د) نظریه روششناسی ارائه کرد.
وی در بحث تحلیل واقعیت اجتماعی اظهار کرد: روش پیشنهادی، «جریان جهت» را از طریق تبدیل مفاهیم ارزشی به اوصاف عینی و تبدیل اوصاف عینی به موضوعات عینی جریان میدهد.
عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی در پایان سخنان خود و در پاسخ به سؤال یکی از استادان، با اشاره به اینکه ما هیچجا نمیگوییم اقتصادشناسی یا مدیریتشناسی، گفت: دو پسوند «شناسی» و «سازی» در حوزه جامعه نیز وجود دارند و ما همانطور که «جامعهشناسی» داریم، «جامعهسازی» نیز داریم.
دومین سخنران این نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسین بستان بود که مباحث خود را تحت عنوان «مبانی معرفتشناختی نظریهسازی دینی در مدل اجتهادی ـ تجربی علم دینی» مطرح کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مراحل نظریهسازی را اینگونه تشریح کرد: در موضوع «مسئلهشناسی» ما دو کار، ۱. تدوین و تنقیح پرسش تحقیق و ۲. مرور پیشینه نظری را انجام میدهیم و پس از این کار، اقدام به گردآوری دادهها میکنیم. در این کار نیز ما نیاز به «گزارهیابی در متون دینی» و «گزارهپردازی» داریم.
وی پس از توضیح درباره این روشها گفت: ما برای نظریهسازی به دو مورد «ساخت مدل نظری (انتزاعی)» و «ساخت مدل تجربی (انضمامی)» نیاز داریم.
پس از بحث و بررسی مفصل درباره دو نظریه مطرحشده، دکتر عماد افروغ به عنوان سومین سخنران نشست، دیدگاههای خود را مطرح کرد.
افروغ ضمن بیان اینکه چند پرسش اساسی درباره جامعهشناسی اسلامی وجود دارد که پیش از هر چیز باید به آنها پاسخ داد، گفت: علم موجود زیر سؤال است. آیا ما با علم موجود میخواهیم برخورد متفاوتی داشته باشیم؟ نگاه هیومی که علیت را با تعاقب یکسان میدانست، اکنون کاملاً زیر سؤال است.
وی در بیان دومین سؤال خود گفت: تعریف ما از جامعه، اجتماع و… بسیار مهم است. همینطور تعریف ما از اسلام و اسلامی. آیا ما میخواهیم تعریف جدیدی از این مفاهیم ارائه کنیم؟
افروغ ضمن بیان اینکه تمام مفاهیم حوزه علوم انسانی و اجتماعی کمتر از ۱۰ مفهوم است و باید دید چه مفاهیم جدیدی قرار است مطرح شود، چهارمین پرسش خود را اینگونه مطرح کرد: نوع روش ما در بررسی جامعه و وجه تمایز جامعهشناسی اسلامی با جامعهشناسیهای مرسوم چیست؟
از نظر وی، رئالیسم انتقادی به تمام این سؤالات پاسخ داده است و نگاه متفاوتی به علم، جامعه و روش ارائه میکند که با نگاه هیومی و پوزیتیویستی متعارض است.
این نظریهپرداز پس از بیان اینکه یکی از مهمترین یافتههای این نظریه، توجه به ضرورت جامعه و توجه به «غیبت ماده» است، گفت: «ماده» علاوه بر بعدی که ظهور دارد، بعد غایب هم دارد. بعد پنهان و غایب ماده بسیار بیشتر و پردامنهتر از بعد مشهود آن است.
وی افزود: بهطور کلی، اندیشمندان رئالیسم انتقادی نظریات خود را بر پایههایی بنا نهادند که حلقه مفقودهای را طرح میکرد مبنی بر اینکه اگر هستی ضرورت دارد، چه چیزی این ضرورت را ایجاد کرده است؟ این افراد به مرور به این پاسخ رسیدند که خدا این ضرورت را بهوجود آورده است. در نتیجه چنین منطق روششناختی، این گروه از متفکران ناچار به اعتراف به وجود خداوند متعال شدند. به همین دلیل میبینیم افرادی چون باسکار و آرچر در نهایت معترف به وجود خالق و رد نگاه الحادی به علم و عالم شدند.
افروغ در جمعبندی صحبتهای خود گفت: شرایط موجود از جهات مختلف پذیرنده نگاه متفاوت به علم بهطور کلی و همینطور جامعهشناسی است. این پذیرش «تفاوتها» یکی از زمینههای تسهیلگر طرح جامعهشناسی اسلامی است؛ موضوعی که پیش از این، در صورت طرح، با تحقیر و استهزا روبهرو میشد.
در نشست بعدازظهر که تا ساعت ۱۷ به طول انجامید، استادان حاضر به طرح دغدغهها و سؤالات خود در حوزه جامعهشناسی اسلامی پرداختند و بر ضرورت تداوم اینگونه نشستها تأکید کردند.
این خبر 26 تیر 1395 با شماره خبر 3715115 منتشر شد.