افروغ: علم بدون التقاط امکان ندارد؛ کمیت‌گرایی آفت دانشگاه‌های ماست

عماد افروغ در نشست نقد کتاب «یک رؤیا و دو بستر؛ تنش‌زدایی از دانشگاه و علوم انسانی» تألیف خسرو باقری گفت: کمیت‌گرایی آفت دانشگاه‌های ماست. در دانشگاه‌ها به محتواها اهمیت داده نمی‌شود.
873557_252

عماد افروغ در نشست نقد کتاب «یک رؤیا و دو بستر؛ تنش‌زدایی از دانشگاه و علوم انسانی» تألیف خسرو باقری گفت: کمیت‌گرایی آفت دانشگاه‌های ماست. در دانشگاه‌ها به محتواها اهمیت داده نمی‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد کتاب «یک رؤیا و دو بستر؛ تنش‌زدایی از دانشگاه و علوم انسانی» تألیف خسرو باقری با حضور عماد افروغ و مؤلف کتاب در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار شد.
خسرو باقری در ابتدای این مراسم با اشاره به کتاب «یک رؤیا و دو بستر» گفت: مطلب اصلی در این کتاب این است که رؤیایی در سر همه ما وجود دارد که دانشگاه‌های خوب و تراز اولی داشته باشیم و همه تلاش می‌کنند که رنکینگ در جهان داشته باشیم. حوزه هم بعد از انقلاب تغییرات مسیر زیادی داشت، به نحوی که با آموزش عالی درگیر شده و بسیاری از حوزویان امروز دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، به طوری که حوزه امروز با زمان گذشته بسیار متفاوت شده است. در نتیجه یک رؤیای واحد وجود دارد، ولی این دو بستر بودن آن به این دلیل است که دانشگاه‌ها از نظر بین‌المللی دارای وجهه دیگری هستند و عموم دانشگاهیان در این بستر به یک دانشگاه مدرن فکر می‌کنند.
مؤلف کتاب «یک رؤیا و دو بستر» افزود: در حوزه علم فکر می‌کنم حساب علم و دین باید جدا باشد و هر کدام جایگاه خود را داشته باشند. دانشگاه مدرن سابقه کلیسا را با خود دارد، ولی حساب علم و دین را جدا کرده است. گرچه در گذشته اختلافاتی در این خصوص بوده است، بنابراین دانشگاهیان معتقدند علم باید علم و دین هم باید دین باشد و تقاطعی بین دانشگاهیان و دین‌داران برقرار نمی‌شود. از آن طرف، دیدگاه مذهبی‌ها به لحاظ تئوریک انتظار غالبی است که اسلام دین جامعی است و همه نیازهای انسان، به‌خصوص علوم انسانی، را پاسخگو است. آنها معتقدند نه‌تنها علم و دین جدا نیستند، بلکه در واقع یکی هستند و ما می‌توانیم این علم را از دین بخواهیم.
خسرو باقری تصریح کرد: من هر دوی این دیدگاه‌ها را مشکل‌دار می‌دانم. بستر دانشگاهی درست است که به تفکیک علم و دین اعتقاد دارد، ولی به خاطر پوزیتیویستی که دارد، این نوع تفکیک علم و دین خیلی قابل قبول نیست، به‌خصوص که دیدگاه‌های جدید نشان می‌دهند علم می‌تواند با مسائل ناعلمی مثل فرهنگ، دین، متافیزیک و… اجتناب‌ناپذیر باشد، بدون اینکه علم را از بین ببرد. بنابراین نسبت علم با سرمایه‌های فرهنگی باید به‌طور کلی مشخص شود.
وی با بیان اینکه متأسفانه از دانشگاه مدرن خیلی فاصله داریم، خاطرنشان کرد: دانشگاه‌های امروز ما یک صورت کاریکاتوری از دانشگاه مدرن دارند و دلیل آن هم سرقت‌های علمی و بازی با مقالات و… است که در دانشگاه‌های ما بسیار نفوذ کرده است. این قضیه در دانشگاه‌های اروپایی بسیار کمتر است و علم‌ورزی در آنجا اصیل‌تر از دانشگاه‌های ما دیده می‌شود. بنابراین دانشگاه‌های ما از لحاظ ایده مدرن هستند، ولی اینکه این مدرن بودن چقدر اصیل و چقدر کاریکاتوری است، جای بحث دارد.
باقری افزود: به اعتقاد من، بازاری شدن و اتفاقی که برای دانشگاه‌های ما افتاده این است که همه را با یک چوب می‌زنند و می‌گویند اگر بازاری برای این رشته پیدا نشد، تعطیل می‌شود، ولی در علم نباید به بازار ختم شویم. باید آدم‌هایی فارغ‌بال در پژوهشکده‌ها و دانشگاه‌ها فقط فکر کنند و دغدغه عمل نداشته باشند. علم می‌تواند حوزه‌های مجزا داشته باشد، ولی اینکه همه را با یک معیار بسنجیم و کفایت عملی در این خصوص جواب نمی‌دهد.
وی تأکید کرد: ادعای دین‌داران هم از دانشگاه به نظر من مخدوش است؛ یعنی انتظار زیاد از دین داشتن و بدون قدرت پاسخگویی، مثل یک چک سفید بی‌محل می‌ماند که ما بگوییم دین ما جامع است، ولی نگوییم برای جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد و… چه می‌خواهد بکند.
باقری با اشاره به دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی، آیت الله مصباح، استاد مهدی گلشنی و اساتید دیگر در رابطه علم دینی گفت: امید است بتوان ایده دانشگاه مدرن و علم دینی را نقادی کرد تا هر کدام از اینها به نقطه ثبات نزدیک‌تر شوند.
عماد افروغ در ادامه این نشست با ارائه نقدهایی درباره کتاب «یک رؤیا و دو بستر» گفت: یکی از نکات قابل توجه کتاب، نگرش مسئله‌محور آن است. اثر حاضر صرفاً مسائل نظری را مطرح نمی‌کند، بلکه در هر جا که بحث نظری شکل می‌گیرد، نیم‌نگاهی نیز به وضعیت ایران دارد. توجه به استقلال دانشگاه، نظریه‌پردازی، گفت‌وگو و نقد فرمالیسم نیز از دیگر نقاط قابل توجه کتاب است.
وی با اشاره به نقدهای خسرو باقری درباره دیدگاه‌های آیت‌الله جوادی آملی، مصباح یزدی و مهدی گلشنی اظهار کرد: درباره آیت‌الله جوادی آملی به نظرم بیش از حد وارد جزئیات شده‌اید. باید دید بر اساس چه تفسیری از عقل و دین، دیدگاه ایشان را نقد کرده‌اید. آیت‌الله جوادی آملی عقل را مستقل می‌داند و آن را از مؤلفه‌های دین جدا می ‌کند. بنابراین باید دید در این دیدگاه هرکدام چه جایگاهی دارند. اگر عقل را دارای محدودیت بدانیم، باید اجازه دهیم نقل نیز وارد شود. در این صورت، عقل و نقل می‌توانند به نوعی مکمل یکدیگر باشند.
افروغ ادامه داد: در مقدمه کتاب، درباره آموزش عالی و تربیت دینی بحث شده که عین عبارت آیت‌الله جوادی آملی است. در اینجا نیز مسئله نسبت عقل و دین مطرح می‌شود. اگر رابطه عقل و دین به رابطه عقل و خدا تبدیل شود، بعید می‌دانم خسرو باقری پاسخی در این خصوص داشته باشد. به نظر من، «نسبت معرفتی» و «نسبت داوری» برای فهم این مسئله آشناتر از صرفاً «نسبت معرفت‌شناختی» است.
وی در ادامه درباره بحث علم دینی در کتاب گفت: پرداختن به علم دینی یکی دیگر از مباحث خوب کتاب است و پاسخی که مؤلف به علم دینی می‌دهد، همان پاسخی است که در بحث نسبت معرفتی مطرح کرده است و من نیز با آن موافقم. باقری معتقد است هر علمی مبتنی بر یک‌سری پیش‌فرض‌هاست و علم دینی نیز از این قاعده مستثنا نیست، اما فرضیه نمی‌تواند به دست دهد. اینجا دو سؤال مطرح می‌شود: اول اینکه چرا علم دینی نتواند فرضیه ارائه کند؟ دوم اینکه اگر معرفت نسبی است، آیا این نسبیت پیش‌فرض‌ها را نیز شامل نمی‌شود؟
افروغ افزود: معرفت گذراست و ناظر به یک امر ناگذراست که هستی خوانده می‌شود. ما نمی‌توانیم درکی کاملاً مطابق با واقع داشته باشیم و این درک کامل، فقط متعلق به خداست؛ بنابراین نمی‌توانیم دیدگاه انطباق‌گرا داشته باشیم. باقری از مطابقت به عنوان بهره‌ای از واقعیت یاد می‌کند؛ یعنی درک فرد از واقع، صرفاً یک امر خنثی و عاری از فرهنگ نیست که این دیدگاه به نظرم قابل قبول است.
وی با اشاره به بحث التقاط در علم اظهار کرد: من نسبت به کلمه «التقاط» خوش‌بین‌تر از دکتر باقری هستم. علم اصلاً بدون التقاط امکان ندارد و همه علومی که شکل گرفته‌اند، نوعی بده‌بستان با علوم و حوزه‌های دیگر داشته‌اند. بنابراین من نگاه صفر و یکی به عالم ندارم و شرق و غرب را هم نمی‌توان به‌صورت دو حوزه کاملاً منفک از یکدیگر فهم کرد. باید نسبت به التقاط با تسامح بیشتری برخورد کنیم.
افروغ درباره مسئله داوری در علم دینی گفت: یک بحث مهم در رابطه با علم دینی این است که کسانی که معتقد به علم دینی هستند، باید بگویند داور آن کیست. وقتی ادعایی درباره واقع دارید، داور نیز باید واقعی باشد. بنده معتقدم انطباق با واقع نمی‌تواند به‌تنهایی معیار داوری باشد و به «کفایت عملی» در این خصوص اعتقاد دارم. کفایت عملی مورد نظر من، علم را به هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی مقدم می‌داند. بنابراین کسانی که به نوعی پای کفایت عملی را به میان می‌کشند، نباید به ابزارگرایی یا انگارنگاری متهم شوند. این بحث می‌توانست برای روشن شدن موضوع و تنویر افکار عمومی بیشتر توضیح داده شود.
وی ادامه داد: در جایی دیگر از کتاب، طیفی میان علوم طبیعی و علوم انسانی مطرح می‌شود که در یک سوی آن واقع‌گرایی و در سوی دیگر ارزش‌گرایی قرار می‌گیرد و این موضوع ذیل پارادایم‌ها مطرح شده است. اینجا نیز به نظرم باید درباره وحدت‌گرایی، کثرت‌گرایی و پیوندگرایی با دقت بیشتری بحث شود. هرچند وحدت‌گرایی و اثبات‌گرایی را نمی‌توان پذیرفت، اما نباید در نقد وحدت‌گرایی نیز حق آن تضییع شود.
افروغ در ادامه با اشاره به بحث استقلال دانشگاه گفت: باقری معتقد است دانشگاه باید مستقل باشد تا بتواند رویارویی ارزیابانه با علوم انسانی داشته باشد و نظریه‌پردازی کند. من با اصل استقلال دانشگاه موافقم، اما باید نسبت استقلال دانشگاه و دولت را نیز دید. دانشگاه برای ایجاد شغل و تأمین منابع، تا حدودی به دولت وابسته است. من مخالف این هستم که دانشگاه کاملاً آزاد باشد که بدون توجه به نیازهای جامعه، دانشجو و استاد بگیرد و متناسب با هر رشته‌ای دانشگاه یا رشته جدید تأسیس کند.
وی همچنین درباره آزاداندیشی و علم دینی گفت: به نظر می‌رسد مؤلف آزادی را در بستری از عدم قطعیت می‌بیند، در حالی که آزادی با ضرورت نیز ارتباط دارد. این نسبت باید دقیق‌تر بررسی شود.
افروغ در ادامه با اشاره به رابطه تربیت، دانشگاه و دین گفت: دانشگاه، تربیت و دین مثلثی را شکل می‌دهند که نشان‌دهنده نوعی رفتارشناسی مؤلف در کتاب «یک رؤیا و دو بستر» است. البته در بحث منسک‌گرایی با باقری موافق نیستم. آیا همه دین‌داران عالم، دین خود را صرفاً معطوف به دلیل می‌دانند یا علت نیز در این میان نقش دارد؟ رمز و راز و حیرت در رفتار انسان‌ها را نمی‌توان به‌سادگی از سایر حوزه‌های رفتار انسانی منفک کرد.
وی افزود: بازاری‌شدن دانش، معیار سنجش نیروی سه‌گانه آدمی و تفکیک عقل نظری و عملی و خلاقیت، ریشه در مباحث قدمای باستان دارد. من جدایی این سه را برنمی‌تابم و معتقدم اینها با یکدیگر ارتباط دارند. من به «تفاوت در عین ربط» معتقدم و نمی‌توان این ارتباط را نادیده گرفت.
افروغ با انتقاد از کمیت‌گرایی در دانشگاه‌ها گفت: امروز کمیت‌گرایی یکی از آفت‌های دانشگاه‌های ماست و بارها این مسئله را مطرح کرده‌ام، اما در جامعه ما به آن عمل نشده است. متأسفانه این دردی است که در دانشگاه‌ها به محتوا اهمیت داده نمی‌شود. دانشگاه نباید صرفاً بر اساس تعداد مقالات، تولیدات علمی و شاخص‌های کمی ارزیابی شود، بلکه کیفیت، محتوا و قدرت نظریه‌پردازی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

این گزارش با ترکیب گزارش روابط عمومی پژوهشکده و خبرگزاری مهر تنظیم شد. این خبر22 شهریور 1397 با شماره خبر 4402099 منتشر شد.