افروغ: دین دولتی خطر بزرگی برای الهیات رهایی‌بخش شیعی است

یک جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه الهیات شیعی را ذاتاً الهیاتی رهایی‌بخش می‌داند، گفت: رهایی‌بخشی نمی‌تواند صرفاً تجلی فردی داشته باشد و باید تجلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز پیدا کند. خطری که نهضت‌های دینی رهایی‌بخش را تهدید می‌کند این است که به جای اینکه دولت، دینی شود، دین دولتی شود؛ این همان چیزی بود که امام حسین(ع) علیه آن قیام کرد، زیرا دین هدف است نه ابزار.
3891578

یک جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه الهیات شیعی را ذاتاً الهیاتی رهایی‌بخش می‌داند، گفت: رهایی‌بخشی نمی‌تواند صرفاً تجلی فردی داشته باشد و باید تجلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز پیدا کند. خطری که نهضت‌های دینی رهایی‌بخش را تهدید می‌کند این است که به جای اینکه دولت، دینی شود، دین دولتی شود؛ این همان چیزی بود که امام حسین(ع) علیه آن قیام کرد، زیرا دین هدف است نه ابزار.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه سوره، دهمین قسمت از برنامه تلویزیونی «سوره» به موضوع «الهیات رهایی‌بخش شیعی» اختصاص داشت و عماد افروغ، نویسنده و جامعه‌شناس، مهمان این برنامه بود.
برنامه با این پرسش دیانی آغاز شد که آیا ما می‌توانیم در تشیع به نوعی الهیات رهایی‌بخش معتقد باشیم؟
به عنوان مقدمه، نکته‌ای را عرض کنم و آن اینکه من به عنوان کسی که در بحث‌های دینی حضور دارد، همیشه تأکید کرده‌ام که بهترین گفت‌وگوها، گفت‌وگو بر سر اختلافات است، چون این گفت‌وگو ما را پیش می‌برد. گفت‌وگو بر سر اشتراکات یک نوع یادآوری است، اما گفت‌وگو بر سر اختلافات، گفت‌وگویی پیش‌برنده است و گفت‌وگو بر سر اشتراکات، گفت‌وگویی درجا زننده که چیزی به ظرفیت‌های ما اضافه نمی‌کند. اگر گفت‌وگو بر سر اختلافات صورت نگیرد، آن‌وقت این اختلافات به توده‌ها کشیده می‌شود و بعضاً به برخوردهای فیزیکی می‌انجامد که شاهد آن در جهان اسلام هم هستیم.
من ترجیح می‌دهم به جای واژه «الهیات» از واژه «الوهیت» استفاده کنم. نکته دیگر درباره سؤال شما اینکه معتقدم الهیات شیعی چیزی جز الهیات رهایی‌بخش نیست، برای اینکه در اوج رهایی است. مسئله‌ای مثل عاشورا یک «الوهیت ناب» و مظهر رهایی است. حسین(ع) اوج اتصال، یگانگی، قرب و رضایت با خداست.
آیا قیام عاشورا به عنوان منشأ الهیات رهایی‌بخش فقط یک وجه فردی پررنگ دارد؟ خیر. قیام عاشورا یک وجه قیامی و سیاسی بزرگ دارد، چون رهایی‌بخشی نمی‌تواند فقط تجلی فردی داشته باشد و باید تجلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشته باشد.
معمولاً وقتی درباره رهایی‌بخشی صحبت می‌شود، نوعی دیگرخواهی برای نجات دیگران وجود دارد؛ یعنی دیگران را آگاه کنی و کمک کنی تا نجات پیدا کنند و احساس مسئولیت اجتماعی پیدا کنند. بنابراین رهایی‌بخشی یک وجه فردی و یک وجه اجتماعی دارد.
اگر قرار باشد رهایی‌بخشی اجتماعی صورت بگیرد، حتماً باید تفکر ضدسکولاریستی پشت آن باشد. یعنی اگر امام حسین(ع) فقط می‌خواست یک حرکت فردی انجام دهد، یک نوع سکولاریزم بود. اگر قرار بود ایشان یک حرکت دینی و فردی داشته باشد و تجلی اجتماعی نداشته باشد، تفکر سکولاریستی می‌شود. یعنی ما علی‌القاعده نمی‌توانیم حرکات سکولاریستی رهایی‌بخش را در جامعه محقق کنیم.
من بارها در جلسات مختلف مطرح کرده‌ام که برخی می‌گویند ما می‌خواهیم اخلاق را از اینکه وارد سیاست شود، بیرون بکشیم، ولی خود همین گفته یک نسخه اخلاقی برای سیاست پیچیدن است. به عبارت دیگر، به عقیده آنها چون در سیاست اباحه‌گرایی رایج است، بهتر است اخلاق وارد آن نشود. در حالی که اخلاق فقط افعال مثبت نیست و افعال منفی هم جزو اخلاق حساب می‌شود. بنابراین انگار این دسته مجوز می‌دهند که اخلاق منفی وارد سیاست شود، ولی اخلاق مثبت خیر. ضمن اینکه هر سیاستی جنبه اخلاقی هم دارد.
در ادامه برنامه، دیانی از من پرسید جنبه‌های الهیات رهایی‌بخش شیعی ناظر به چه چیزهایی است؟
در قلمروی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، انسان‌ها باید رها شوند؛ از نفسانیتشان رها شوند، ولی مسئله فقط بخشی از هستی نیست. مطلق رهایی از هرگونه ظلم، فساد، نیرنگ، فریب و رابطه ارباب ـ رعیتی است؛ چه در عرصه علم، چه در عرصه اقتصادی و هر قلمروی دیگری. می‌تواند استیلای فرهنگی و هژمونی فرهنگی باشد. پس انواع و اقسام تبعیض‌ها می‌تواند وجود داشته باشد.
رهایی از همه اینها الهیات رهایی‌بخش شیعی است. اتحاد در باطل به هیچ وجه منزلتی به اندازه اختلاف در حق ندارد؛ یعنی ما اختلاف در حق را می‌چسبیم تا اتحاد باطل را کنار بگذاریم. وقتی اتحاد در باطل ایجاد شود، دیگر هیچ ندای حق‌طلبانه‌ای شنیده نمی‌شود.
ساختارهای اسارت‌بخش باید جای خودشان را به ساختارهای رهایی‌بخش دهند. ساختارهای اسارت‌بخش مبتنی بر ظلم و استبداد، فریب و نفاق هستند. لازم است پیش از هر چیزی انواع و اقسام حرکات آگاهی‌بخشی صورت بگیرد تا مردم آگاه شوند، البته فقط نباید به آگاهی‌بخشی بسنده کرد؛ باید به انگیزه‌ها هم توجه و اراده و انگیزه اقدام را تقویت کرد. اگرچه باید بستر برای تحریک انگیزه‌ها هم فراهم باشد.
استفاده از بخش عاطفی برای تحریک انگیزه‌ها خیلی مهم است، چنان‌که آنچه قیام عاشورا را نگه داشته، همین وجه عاطفی بوده و با همین وجه عاطفی، آگاهی‌بخشی صورت گرفته است. بعد از این آگاهی‌بخشی، فرصت‌سازی برای عمل صورت می‌گیرد.
مرحوم حکیمی در زمان شاه به امام(ره) نامه‌ای می‌نویسند و از اوضاع گلایه می‌کنند؛ امام(ره) می‌گویند: از هر بستر و فرصتی برای آگاهی‌بخشی استفاده کنید. خاستگاه همه اینها هم «امید» است. اگر «امید» نباشد، نه آگاهی معنا می‌دهد و نه انگیزه برای تغییر، در حالی که اصل عالم بر «شدن» و تغییر است و آن چیزی که ما را پایبند می‌کند، «تغییر» است.
در این میان از نقش نخبگان هم نباید غافل شویم. در یک جامعه اگر نخبگان، عالمان و روشنفکران ساکت و عافیت‌طلب شوند، دیگر هیچ اتفاقی نمی‌افتد، چون از توده‌ها که انتظاری نیست.
اگر ما در حافظه تاریخی‌مان قیام عاشورا و امام حسین(ع) را نداشتیم، انقلاب اسلامی به این راحتی پیروز نمی‌شد. باید حواسمان باشد در برابر ساختارهایی که تلاش دارند خودشان را غول نشان دهند، خودمان را دست‌کم نگیریم. این ساختارها ازلی نیستند و از آسمان نیامده‌اند و همگی مولود ما هستند.
در بخش دوم برنامه، دیانی از من پرسید که بسیاری از طرفداران الهیات رهایی‌بخش متهم به خوانش‌های مارکسیستی شده‌اند. آیا این اتهام مورد قبول است و ما هم اگر بخواهیم به الهیات رهایی‌بخش شیعی معتقد باشیم، باید به نوعی چپ شیعی برسیم یا نه، می‌توانیم الهیات مستقلی داشته باشیم؟
چه اشکال دارد که در دوران معاصر بحث تأثیر و تأثر را مطرح کنیم؟ در مباحث مربوط به هرمنوتیک گفته می‌شود که انسان‌ها با ذهن خالی سراغ متن نمی‌روند و تحت تأثیر یک‌سری پیش‌فرض‌ها هستند.
در مارکسیسم نوعی فقرستیزی و استثمارستیزی وجود دارد. ته‌نشین‌شده مارکسیسم نوعی برابری اقتصادی و مساوات‌گرایی است. کسی نمی‌تواند شیعه باشد ولی عدالت‌خواهی پررنگی در سیره نظری امام علی(ع) پیدا نکند.
اگر کسی کل دستگاه مارکسیسم را سوار بر دین کند، نوعی استحاله کرده است؛ همان کاری که مجاهدین خلق نسل اول انجام دادند. اما فردی مثل مرحوم شریعتی این کار را نکرد. تفکرات شیعی او سر جایش است، ولی سه شعار دارد: آزادی، برابری و معنویت. ایشان ممکن است در مباحث مربوط به برابری تحت تأثیر دستگاه فکری مارکسیسم باشد، ولی این دستگاه را به دستگاه الهیاتی خودش تحمیل نکرده است.
به عقیده من شریعتی از مارکسیسم تأثیر گرفته و به نوعی استفاده کرده یا، در بدترین حالت، التقاط کرده است، اما باید بگویم که از نظر من، التقاط هم یک امر طبیعی است.
همه ما التقاطی هستیم. من بارها گفتم، حتی نزد رهبری هم مطرح کردم که انسجام و تفکر منظومه‌ای نظام کجاست؟ ما دچار نوعی سردرگمی شدیم که این سردرگمی هم نوعی التقاط است.
اگر عنصری را از یک دستگاه فکری می‌گیریم، باید دقت کنیم که به مبنای اصلی آن آسیبی وارد نشود. ما اگر بخواهیم رهایی اقتصادی داشته باشیم، بدون رهایی فکری و فرهنگی امکان‌پذیر نیست.
من نمی‌خواهم بگویم که شریعتی یک متفکر منظومه‌نگر بود، اما ممکن است از بخشی از تفکر اقتصادی مارکس استفاده کرده باشد، اگرچه فقط به آن بسنده نکرده و عناصر شیعی خودش را هم به دیدگاهش اضافه کرده است. ضمن اینکه مبانی او التقاطی نیست؛ یعنی ایشان اساس نابرابری‌ها را به ازخودبیگانگی و ازخودبیگانگی را هم به خدا برنگردانده است، در حالی که مارکس خدا را نفی می‌کند، ولی مبنای شریعتی کاملاً الوهیتی است.
التقاط در کشور ما بد جا افتاده است. ما می‌توانیم از ترکیب استفاده کنیم؛ ترکیبی که به مبنای ما آسیب وارد نکند. کسانی که در برابر التقاط موضع می‌گیرند، چندان به زمان و مکان منعطف نیستند، اما اگر به استقبال انبساط دستگاه فکری خودت بروی، نوبت به التقاط نمی‌رسد.
در ادامه برنامه، دیانی مطرح کرد که یکی از نکاتی که درباره الهیات رهایی‌بخش شیعی گفته می‌شود، اتهام برخورد گزینشی با تراث و میراث شیعه است؛ اینکه از میان قیام‌های مختلف امامان شیعه توجه بیشتری به قیام امام حسین(ع) دارید و سایر قیام‌ها را نادیده گرفته‌اید. نظر شما در این‌باره چیست؟
به عقیده من برخورد گزینشی نبوده، چون سیره واحد است، اما این واحد بودن سیره به معنی بی‌توجهی به بخشی از عناصر فلسفه سیاسی نیست. با فلسفه مردم‌سالاری دینی، واحد بودن سیره بهتر فهمیده می‌شود.
من در کتاب «عاشورا و رهایی» که به‌زودی منتشر می‌شود، توضیح دادم که امامت دلالت خلافت دارد، اما خلافت به بیعت نیاز دارد. امام علی(ع) اگر از همان اول قیام می‌کرد و طالب حق خودش می‌شد، کیان اسلام به مخاطره می‌افتاد، چون اوایل شکل‌گیری دین اسلام بود، ولی در زمان امام حسین(ع) این‌گونه نبود. ضمن اینکه شخصیت امام حسین(ع) تفاوتی هم با امام حسن(ع) دارد.
الهیات رهایی‌بخش در خوانش شیعی ناظر به نوعی قدرت است. قرار نیست که الهیات در حد آگاهی‌بخشی باقی بماند و به استقرار سیاسی خودش نیندیشد. الهیات رهایی‌بخش باید یک جنبش اجتماعی را سامان دهد و تبدیل به یک نظام شود.
وقتی یک حرکتی مبتنی بر رهبری امام رخ می‌دهد، چه در زمان حضور معصوم و چه در زمان غیبت، حتماً یک هدف سیاسی دارد. الهیات رهایی‌بخش شیعه یک لحظه و یک دم نیست که بگوییم آمد و مقرر شد و حالا هم تمام شد. الهیات رهایی‌بخش شیعه یک فرایند است و وقتی یک فرایند می‌شود، به مراقبت و نظارت نیاز دارد و باید مواظب باشیم که دچار ارتجاع و برگشت به شرایط قبل نشویم.
خطری که نهضت‌های دینی رهایی‌بخش را تهدید می‌کند این است که به جای اینکه دولت، دینی شود، دین دولتی شود. این همان چیزی بود که امام حسین(ع) علیه آن قیام کرد. چون دین هدف است، نه ابزار. شخص نباید حکومت کند، شخصیت و قاعده باید حکومت کند.
این خبر در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰ با شماره خبر 5305654 منتشر شد.