عماد افروغ در برنامه تلویزیونی «سوره؛ فصل نهجالبلاغه» با تشریح ارکان فلسفه سیاسی نهجالبلاغه، عدالت اجتماعی، حقوق متقابل مردم و حکمران و مردمسالاری دینی را از محورهای اساسی این فلسفه دانست و گفت: از نهجالبلاغه نه تئوکراسی و نه دموکراسی درمیآید، بلکه مردمسالاری دینی درمیآید.
به گزارش خبرگزاری مهر، در هشتمین قسمت از ویژهبرنامه «سوره؛ فصل نهجالبلاغه» که شنبه شب ۲۰ فروردین 1401 از شبکه چهار سیما پخش شد، موضوع «نهجالبلاغه و مسئله حکمرانی» با حضور عماد افروغ، نویسنده، جامعهشناس و استاد دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت.
پیش از آغاز گفتوگوی اصلی برنامه، در بخش معرفی و بررسی شرحها و ترجمههای نهجالبلاغه، ترجمه شاعرانه و منظوم حیدرعلی تهرانی از نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گرفت و سپس گفتوگوی دیانی با افروغ آغاز شد.
دیانی در ابتدای این گفتوگو از افروغ پرسید: حکمرانی در نهجالبلاغه را از چه منظری میتوانیم مورد بررسی قرار دهیم و چه شاخصههایی را در آن مورد توجه است؟
افروغ پاسخ داد: مفهومشناسی حکمرانی، نهجالبلاغه و غیر نهجالبلاغه ندارد، یعنی وقتی حکمرانی به میان میآید خواهناخواه بحث یک فلسفه سیاسی مطرح میشود. در فلسفه سیاسی هم بحث این است که محدوده اختیارات، وظایف حکمران و مردم تا کجاست و آیا حق اعتراض و شورش برای مردم محفوظ است یا خیر؛ ضمن اینکه شیوه حاکمان و حکومت باید چه باشد.
وی سپس به موضوع حکمرانی در نهجالبلاغه پرداخت و توضیح داد: اگر از منظر فلسفه سیاسی وارد شویم و فقط به روبنای فلسفه سیاسی اکتفا نکنیم و به مضامین هم وارد شویم، بحث روی سه محور پیش میرود؛ بحث عدالت اجتماعی، حق متقابل مردم به حکمران و بالعکس و فلسفه سیاسی مردمسالاری دینی. برای آغاز بحث به موضوع عدالت اجتماعی میپردازم که عنصر اساسی سیاسی ـ اجتماعی حضرت علی(ع) عدالت اجتماعی است و از ایشان نباید توقع داشت که مثل یک لیبرال بگوید عنصر اساسی فلسفه سیاسیام، آزادی است. هرچند به آزادی هم توجه داشتند، اما تأکیدشان روی عدالت اجتماعی بوده است.
بهترین سند هم در اینباره نهجالبلاغه است؛ مثلاً پاراگراف آخر خطبه ۳ نهجالبلاغه درباره رسالت علما در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان است یا مثلاً در خطبه ۱۵ نهجالبلاغه بحث برگرداندن بیتالمال تاراجشده به صاحبان اصلی به عنوان فلسفه اصلی حکومت مطرح میکنند. در خطبه ۱۶۴ هم ویژگی رهبری را میگویند که رهبر باید عادل باشد.

خطبه ۲۰۹ نهجالبلاغه که مبتلابه امروز ماست و من روی این خطبه خیلی تأکید دارم که بسیار خوانده شود، درباره این است که خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان نکشاند. به بیان دیگر این خطبه میگوید که رهبران هم باید مثل مردم معمولی سادهزیست باشند. در حکمت ۲۴۱ نهجالبلاغه هم درباره این است که وقتی شورشی به منتهای خودش برسد تبدیل به یک انقلاب میشود و انقلاب هم یک یومالله است و آن روز بر ستمکار سختتر است تا روزی که ستمکار بر ستمدیدهای ستم روا کند.
دیانی در ادامه این بحث پرسید که آیا شیوههای نوین سرمایهداری چنین آگاهی و هیجانی را از تهیدستان نگرفته و آنها را تخدیر نکرده است؟
این جامعهشناس جواب داد: در جامعهشناسی سیاسی تعبیری داریم با عنوان «اغوا» که خیلی از منتقدین دموکراسی در غرب میگویند دموکراسی اگر به این معنا باشد که حاکمان وکیل مردم باشند، دموکراسی نیست و آنها به فکر منافع خودشان هستند و به این ترتیب نوعی هژمونی و اعمال قدرت میکنند، در حالی که در ظاهر نماینده اوست. ضمن اینکه نقدهایی که به سرمایهداری شد، سرمایهداری را به این فکر انداخت که «دولت رفاه» تشکیل دهد، اما همین دولت هم مبتنی بر اصالت فرد است، نه اصالت جامعه. به هر حال نظام سرمایهداری میانه خوبی با طبقات فرودست ندارد و تحول اختیاری طبقاتی نداریم. ممکن است که تحرک طبقاتی داشته باشیم و فردی تصادفاً از یک طبقه به طبقه دیگر برود، اما ساخت طبقاتیاش انسداد دارد و ساخت طبقه کارگر قابل بالارفتن به سمت طبقات بالا نیست.
مجری برنامه سپس پرسید: آیا آسیبشناسی امیرالمؤمنین(ع) در شیوههای جدید هم همچنان کار میکند؟
افروغ گفت: بله! تظاهراتی که اخیراً در فرانسه اتفاق افتاد و یا انقلاب روسیه و فرانسه در سدههای اخیر که شعار برابری را میدادند، همگی به خاطر نیاز واقعی بشر است که نیاز به برابری دارد و جامعهای که در آن اختلاف طبقاتی وجود دارد در معرض شورش است و هرچقدر جلوی شورش را بگیریم، در واقع آن را به تعویق انداختیم؛ مگر اینکه نوعی تعدیل در شکاف طبقاتی ایجاد شود. در بخشی از خطبه ۳۷ نهجالبلاغه هم اشاره شده که ذلیلترین افراد نزد من عزیز است و پستترین افراد نیرومندهایی هستند که من باید حق را از آنها بستانم. در واقع ایشان ارزشهای اجتماعی را جابهجا میکنند.
دیانی سپس از افروغ خواست تا مفهوم «عدالت خشک» را که برخی درباره امام علی(ع) استفاده میکنند توضیح دهد.
وی بیان کرد: به لحاظ فلسفه سیاسی ـ اجتماعی هیچ ارزش اولیه و نهایی بالاتر از عدالت ـ چه فردی و چه اجتماعی ـ نمیشناسم و حتی آزادی را هم ارزش ثانویه میبینم. استقرار عدالت در حرف آسان، اما در عمل سخت است. در خطبه ۲۲۴ بیان شده که عقیل، برادر علی(ع)، از او سه کیلو گندم خواسته و با اینکه امام فقر و ژولیدگی بچهها را میدیده، ولی چون نمیخواسته به بیتالمال دست بزند برای عقیل با ذکر مثالی از آتش جهنم به او میگوید که نمیتواند گندم بدهد.
مجری و سردبیر برنامه در ادامه از افروغ پرسید که فرق میان مساوات و مواسات چیست؟
این نویسنده و جامعهشناس گفت: اجازه دهید پاسخ این سؤال را با سخنان امیرالمؤمنین دهم. اینکه سرمایهدارها و پولدارها با دادن برنج و روغن و اینها به فقرا کمک کنند و ادای امیرالمؤمنین را دربیاورند، نوعی توهین به عدالت است. روایتی داریم مبنی بر اینکه از امام پرسیدند عدل یا بخشش؟ کدام یک برتر است؟ حضرت فرمود: عدالت. عدالت هر چیزی را در جای خود مینهد، در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج میسازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است، در حالی که بخشش بخش خاصی را شامل میشود؛ پس عدالت شریفتر و برتر است. در جای دیگر هم عبارت معروفی دارند که عدالت همه را دربرمیگیرد، ولی بخشش یک امر شخصی است.
دیانی این سؤال را مطرح کرد که اگر عدالت نباشد و طبقهای برخوردار باشند و بعد اینها بخشش داشته باشند، جامعه چه وضعیتی پیدا میکند؟
افروغ گفت: هربرت گنز، یک جامعهشناس است که ۱۳ کارکرد برای فقر ذکر میکند. یکی از کارکردهایش این است که عدهای در قالب گروههای خیریه و اینها خودشان را ارضا میکنند و به نمایش میگذارند و تا وقتی که فقر برای عدهای کارکرد مثبت دارد، امکان امحای فقر وجود ندارد.
مجری «سوره» بیان کرد که عدهای که این ایدهها را در جامعه دنبال میکنند انگار در جامعه از مساوات ناامید شدند و انگار در جامعه ما نوعی ناامیدی از تحقق عدالت وجود دارد و عدهای میگویند حالا که مساوات نشد برویم سراغ مواسات.
نویسنده «ما و جهانی شدن» گفت: ممکن است عدهای که مانع استقرار عدالت به معنای مساوات شوند و عده دیگر یک کاری کنند، اشکالی هم ندارد، اما نه اینکه افرادی دنبال مواسات بروند که جزو متصدیان قدرت ـ ثروت و سیاستهای کلان باشند. در بحث درباره طبقه اجتماعی هم مطرح میشود که تا انسداد اجتماعی ایجاد نشود طبقهای شکل نمیگیرد، پس انسداد باید از بین برود و از بین رفتن این فاصله با رفتارهایی مثل مواسات امکانپذیر نیست، بلکه یک بحث لایهای است و لایهها باید به هم نزدیک شوند.
نظریه امام علی(ع) درباره عدالت محافظهکارانه، شایستهسالارانه، طبیعتگرایانه و مساواتگرایانه نیست، بلکه نظریه ایشان تلفیقی از مساوات و شایستگی است. به این معنا که همگی باید از یک استاندارد قابل قبولی برخوردار باشند؛ به همین دلیل هم بیتالمال را به صورت مساوی تقسیم میکند. در خطبه ۱۰۵ عبارتی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود؛ معنای ضمنی آن که خطاب به فرزندان بنیامیه است، اینگونه است که فرزندان بنیامیه، شما زمانی از شیرینی دنیا بهرهمند شدید که وضعیت خیلی شیر تو شیر بود.
دیانی گفت: خب حالا امروز در جایی که ایستادیم راه تحقق عدالت برگشتن به وضعیت امام علی(ع) است یا یک روند اصلاحی و آرامآرام پیش ببریم، چون انگار در یک دوگانه گیر کردیم.

افروغ پاسخ داد: ما سندهایی مثل پیمایش ملی داریم و وقتی در نتیجهها مشخص میشود که مشکل اکثریت مردم نابرابری اقتصادی و نارضایتی اقتصادی است، یعنی اکثریت مردم برابری میخواهند و درد مردم، درد اقتصاد است. ما در کشور رابطه قدرت ـ ثروت داریم، نه ثروت ـ قدرت. جوامعی که در آنها طبقات اجتماعی شکل گرفته قدرت ـ ثروت است، اما در جامعه ما برعکس است؛ یعنی در جامعه ما فرد به قدرت میرسد تا به ثروت دست بیابد. بعضاً منزلت فرهنگی و احترام و اینها هم میخواهند و این تمامیتگرایی است. البته عدالت بدون آگاهیبخشی فایده ندارد. به همین خاطر هم نهجالبلاغه باید بسط داده شود و نباید مهجور باشد. مردم ما مسلمانند و پشتوانه عدالتخواهی، انقلاب و دفاع مقدس را داشتهاند.
دیانی سپس از افروغ خواست تا به رکن دوم فلسفه سیاسی نهجالبلاغه یعنی حقوق متقابل مردم و حکمران بپردازد.
وی پاسخ داد: امام علی(ع) برای خودش حقوقی قائل است که در هیچ سند لیبرالیستی وجود ندارد. در خطبه ۳۴ نهجالبلاغه آمده است که ایشان گفته این حق من است که مرا نصیحت کنید و خیرخواه من باشید. خطبه ۱۱۸ نهجالبلاغه هم میفرماید: مرا با خیرخواهی صالحانه یاری کنید. خطبه ۲۱۶ هم نوع مواجهه با حضرت امیر(ع) را نشان میدهد. به افرادی مثل امام علی(ع) و امام حسین(ع) باید نگاه فرایندی داشته باشیم؛ به این معنا که باید بدانیم جایگاه هرکدام از این ائمه الان کجاست. جایگاههای مقابل آنها کجاست. فرایندی یعنی در لحظه اسیر نشویم. امام علی(ع) سیاستی را اتخاذ کرد که ما هنوز داریم درباره آن صحبت میکنیم و از آن لذت میبریم. به بیان دیگر، به غایت کار نگاه میکنیم.
دیانی گفت: اینها خیلی قشنگ است، اما واقعیت امروز که اینگونه نیست و چگونه میشود با الگوی نهجالبلاغه یک مدیر امروزی را از تبختر خالی کرد؛ به بیان دیگر راهکار شما چیست؟
این جامعهشناس تصریح کرد: باید نیازهای اولیه انسان را مبنا قرار دهیم و بعد براساس آن نیازها برای انسانها حقی قائل شویم. چون اگر نیازهای اولیه انسانها برآورده نشود حق اعتراض بر آنها وارد است. چون وقتی شکاف طبقاتی اتفاق بیفتد صدای افراد درمیآید و باید حق اعتراض برای مردم محفوظ باشد و در مردمسالاری دینی هم این حق به رسمیت شناخته میشود. وقتی برای نوشتن کتابی نامه امام علی(ع) به مالک اشتر را میخواندم و تحقیق میکردم، هشت نوع حق را از این نامه استخراج کردم که این حقوق عبارتند از عطوفت و مهربانی، روحیه عفو و بخشش نسبت به رعیت، پرهیز از اقتدارگرایی و قانونگرایی صوری، حقطلبی و حقمداری، عدالتخواهی، مشاوره و نظارت، وفای به عهد و پرهیز از انحصارطلبی. امام علی(ع) حتی برای زناکار هم حق قائل است.
بحث پایانی افروغ درباره مردمسالاری دینی بود. وی در اینباره گفت: در مردمسالاری و دموکراسی به شکل حکومت توجه میشود، نه به فضائل و ویژگی حاکمان؛ اما در تئوکراسی برعکس است و به ویژگی اشخاص حاکم توجه میشود و افلاطون میگوید فیلسوفان باید حاکم باشند. از نهجالبلاغه نه تئوکراسی و نه دموکراسی درنمیآید. مردمسالاری دینی جمع حقانیت و مقبولیت است. من بارها گفتم که به اشتباه میگوییم مردمسالاری دینی یعنی مشروعیت و مقبولیت، چون مشروعیت خودش حاوی حقانیت و مقبولیت است.
این محقق و مدرس برای توضیح مردمسالاری دینی خطبه سوم و ۶۲ نهجالبلاغه را قرائت کرد.
این نویسنده و جامعهشناس در پایان گفت: در مردمسالاری دینی چون به فضائل توجه میشود، یک حکمران اگر بخواهد اخلاقی عمل کند باید دروغ نگوید و از نیرنگ و فریب و اغوا پرهیز کند و بهترین سند در اینباره خطبه ۲۰۰ نهجالبلاغه است که این خطبه خیلی هم ضد ماکیاولیستی است. به عقیده من، از نهجالبلاغه مردمسالاری دینی درمیآید و ویژگیهای این مردمسالاری عبارت است از دوگانه هنجاری و اثباتی، حقانیت و مقبولیت، دموکراسی جهتدار و فضیلتمحور، توجه خاص و ویژه به آموزههای محتوایی شرعی به حکمرانان علاوه بر خصائل دموکراتیک حکمران مثل صلاحیت، علم و…، رابطه دیالکتیک ظرف و مظروف به این معنی که مردم تنهبهتنه رهبر و حکمران حرکت کنند و به سطحی از قابلیت رسیده باشند، ضمانت مضاعف حقوق انسانی، توجه حکمرانان به مصالح اجتماعی و مسائل مردم، امکان نقد مضاعف، امکان جلوگیری از اغوا، امکان توجه به مصالح اجتماعی و امکان چرخش اصحاب قدرت.
این خبر 21 فروردین 1401 با شماره خبر 5463213 منتشر شد.