در همایش علمی «فریادهای خاموش؛ مروری بر اندیشهها و آثار استاد فرزانه و انقلابی مرحوم عماد افروغ»، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدحسین هاشمیان، حجتالاسلام والمسلمین علی رجبی و محمد آقاسی به تبیین ابعاد مختلف اندیشه، سلوک علمی، اخلاقی و اجتماعی زندهیاد عماد افروغ پرداختند و از دفاع غیرتمندانه او از انقلاب، آزاداندیشی، توجه به هویت ایرانی و اسلامی، عقلانیت انتقادی، روششناسی علوم اجتماعی، پیوند دین و دنیا و علم و دین و همچنین نگاه ویژه او به مرگ سخن گفتند.
به گزارش ایکنا، همایش علمی «فریادهای خاموش؛ مروری بر اندیشهها و آثار استاد فرزانه و انقلابی مرحوم عماد افروغ» عصر امروز، ۵ اردیبهشتماه، از سوی پژوهشکده باقرالعلوم(ع) برگزار شد. در این همایش حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدحسین هاشمیان، دبیر شورای تخصصی حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجتالاسلام والمسلمین علی رجبی، پژوهشگر علوم اجتماعی، و محمد آقاسی، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه مرحوم افروغ سخنرانی کردند.
افروغ آزاداندیش و شجاع بود
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدحسین هاشمیان، دبیر شورای تخصصی حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این مراسم گفت: من توفیق داشتم از سال ۱۳۸۹ با ایشان آشنا شوم و همکاری علمی داشته باشم. بنده معتقدم آقای افروغ دو حوزه کاری برای خود تعریف کرده بود و هر دو را با جدیت و عزم و اراده تا آخرین لحظات عمر پیگیری کرد. روز ۲۲ دیماه، در یک روز برفی، توفیق آخرین دیدار را با ایشان داشتم و با اینکه کسالت داشت، حدود یک ساعت و نیم در منزل ایشان با او همصحبت بودم.
هاشمیان ادامه داد: یکی از عرصههای فعالیت وی، حوزه فعالیتهای نظری بود و یک حوزه دیگر نیز کنشهای اجتماعی و سیاسی او بود. کمتر اندیشمندی داریم که در هر دو حوزه، هم به لحاظ علمی و هم عملی، تلاش درخور تقدیر و جایگاه رفیعی داشته باشد. آثار او مخاطبان زیادی داشت و او انسانی شجاع، انقلابی، فارغ از تعلقات سیاسی و آزاداندیش بود و در هر دو حوزه جایگاه قابل تقدیری داشت.
وی اظهار کرد: اکنون که حجاب معاصرت رفع شده است، اگر دقت کنیم، میبینیم که انسان کمنظیری در مباحث علمی بود. او با علاقه زیاد به حکمت متعالیه و امام خمینی(ره) به حوزه علوم اجتماعی تعلق و پایبندی جدی داشت و علاقه او واقعاً کلیشهای نبود. او چنان با اعتقاد از انقلاب و دین دفاع میکرد که گاهی چنین رویکردی را از یک شخصیت حوزوی نیز نمیدیدیم.
دبیر شورای تخصصی حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: وی واقعاً آزاداندیش و شجاع بود و برای جامعهشناسی بومی به سمت هویت تاریخی و فرهنگ ایرانی رفت و معتقد بود در هویت تاریخی و فرهنگی ما نقاط قوت زیادی وجود دارد و البته همین مسئله سبب شد تا گاهی او را به باستانگرایی محکوم کنند.
وی ادامه داد: کسانی مانند دکتر طباطبایی وقتی وارد مفهوم ایرانشهری شدند، همه میراث اسلامی را محو و فقط به هویت ایرانی پرداختند، ولی دکتر افروغ برای هویت ایرانی و مبانی اسلامی آن ارزش قائل بود و اهمیت میداد. به همین جهت، تأکیدات خاص ایشان بر نهجالبلاغه به وفور دیده میشود. بهخصوص رجوع به قرآن در مباحث علمی و حکمت متعالیه و صدرایی در وی بسیار زیاد و جدی بود که کمتر در میان استادان دانشگاهی میبینیم.
هاشمیان با اشاره به تعلق افروغ به ملاصدرا و حکمت متعالیه و مرحوم امام خمینی(ره) گفت: تعلق وی به مرحوم ملاصدرا و حکمت متعالیه و مرحوم امام خمینی(ره) به صراحت قابل مشاهده است.
وی افزود: برخی بیان میکردند که امام نوآوری اندیشهای در فلسفه و حکمت نداشته است، اما ایشان تأکید داشتند که در طول تاریخ حکمت و فلسفه اسلامی، امام تنها شخصیتی بود که شکاف بین عمل و نظر را پوشش داد و نشان داد از مباحث نظری حکمت متعالیه میتوان یک جامعه را اداره کرد.
هاشمیان تصریح کرد: اعتقاد وی به امام واقعاً مبنایی بود؛ لذا در بالا و پایینهای سیاسی هیچگاه از دفاع از انقلاب و مسیر انقلاب بیرون نرفت. او با رویکرد علمی و اندیشهای، خود را مقلد امام تعریف کرده و این اندیشه را مبنا قرار داده بود و با این نگاه، نماینده مجلس شد و واقعاً نماینده تراز برای کشور بود.
وی ادامه داد: در دورهای که نماینده مجلس بود، طرح ساماندهی مد و لباس را برای مجلس هفتم آماده کرد، ولی متأسفانه با اینکه در آن دوره طرح خوبی بود، به جایی نرسید. وی باصداقت بود و اهل معامله سیاسی و مرزبندی سیاسی نبود و هر وقت احساس تکلیف میکرد، مطالب خود را بیان میکرد و به همین دلیل برخی مواضع وی به مذاق برخی خوش نمیآمد.
دبیر شورای تخصصی حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وقتی خبر فوت ایشان به یکی از بزرگان رسید، فرموده بود او اندیشمندی دردمند بود و این دردمندی هم در مسیر علمی او به وضوح قابل مشاهده است و هم در مسیر کنش رفتاری و اجتماعی او.
هاشمیان با اشاره به روحیه انقلابی افروغ اظهار کرد: غیرتمندی افروغ نسبت به انقلاب برای بنده خیلی جالب بود. او با غیرت از انقلاب دفاع میکرد و صراحت لهجه او شاید برای برخی قابل تحمل نبود، ولی او واقعاً براساس مبانی انقلاب از انقلاب دفاع میکرد و نسبت به برخی انحرافات هشدار داد. افروغ به صورت هدفمند سراغ روششناسی رفت و آثار خوبی را تولید کرد و این دغدغه تا پایان در وی وجود داشت.
هاشمیان ادامه داد: او در مبانی باقی نماند و آثار پژوهشی او واقعاً کاربردی و قابل تقدیر است. او دنبال این بود که رگههای فرهنگی مردم را کشف و مبنایی برای جامعهشناسی بومی قرار دهد؛ لذا سراغ نهجالبلاغه رفت و پروژه علمی خود را پیش برد. افروغ تلاش کرد تا عاشورا را هم در جهت سویه حماسی و هم در چارچوب یک نهضت انقلابی تحلیل کند و کتابی در این زمینه نوشت و میفرمود: «با افتخار قدم و قلمی در راه نهضت عاشورا و امام حسین(ع) برداشتم.»
دبیر شورای تخصصی حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: تلاش علمی افروغ و کنشگری اجتماعی او در زندگی شخصی او هم وجود داشت و حتی در دوره بیماری، این رویکرد برای بنده، در عین جالببودن، تلخ بود.
وی با اشاره به آخرین دیدار خود با افروغ گفت: ایشان در دیدار آخری که بنده با او داشتم، در خانه محقری زندگی میکرد و شاید آپارتمان او کمتر از صد متر بود. او به بنده گفت: «بیمارستان من اینجاست» و من زیر بار کمک دیگران برای درمان نمیروم. هزینههای بیماری او بالا بود و هیچ کمکی در این راه به او نشد و او هم اصلاً توقع نداشت؛ با اینکه شاید وظیفه برخی نهادها حمایت از چنین شخصیتهایی باشد.
فارغ از تعلقات حزبی و سیاسی بود
وی اظهار کرد: وقتی از نمایندگی مجلس بیرون آمد، هیچ علاقهای نداشت به جرگه و سلک برخی احزاب و مسئولان بپیوندد و واقعاً از تعلقات اجرایی و سیاسی به این معنا فارغ بود و این برای همه ما درس است.
هاشمیان در پایان این بخش گفت: در آخرین لحظاتی که ما ایشان را ملاقات کردیم، آثار دیگران را مطالعه میکرد.
افروغ و وجوه متعدد اخلاقی و معنوی
در ادامه این همایش، حجتالاسلام والمسلمین علی رجبی، پژوهشگر علوم اجتماعی درباره وجوه مختلف شخصیت افروغ گفت: دکتر افروغ وجوه متعددی داشت که یکی از آنها سلوک اخلاقی و معنوی بود و در نظر نیز به اخلاق توجه داشت. کسانی که با آثار او مأنوس بودند، توجه به اخلاق را در آثار وی به خوبی میبینند. مرگ، واقعیتی است که برای همه موجودات مشترک است و آیات و روایات متعددی در این زمینه داریم، از جمله «کل نفس ذائقة الموت»؛ هر انسانی مرگ را میچشد و ایشان هم به مشیت الهی به سرای آخرت سفر کرد.

رجبی اظهار کرد: از میان موجودات، انسان تنها موجودی است که مرگآگاهی دارد، ولی حیوانات صیانت از نفس را دارند اما مرگآگاه نیستند. این انسان مرگآگاه نیز همگی به مرگ به یک نحو نگاه نمیکنند و بسته به تعلق به مکتب فکری و تجربه زیست آنها، این نگاه متفاوت است. در تقسیمبندی انواع مواجهه با مرگ میتوان آن را به دو دسته ایجابی و سلبی تقسیم کرد و این دو نیز هرکدام تقسیماتی دارند. یکی از اقسام مواجهه سلبی، مواجهه انکارگرایانه است؛ یعنی مرگ به عنوان تابو تلقی میشود و نباید آن را به اندیشه و حیات راه دهیم و باید پس زده شود.
پژوهشگر علوم اجتماعی تصریح کرد: مواجهه سلبی دیگر، مواجهه مرگهراسانه است؛ یعنی فرد به مرگ توجه دارد، ولی در برابر آن استیصال میورزد و دچار افسردگی و اضطراب نسبت به آن است. مواجهه سلبی دیگر، رویکردی است که استاد افروغ در یکی از برنامههای تلویزیونی در سال ۱۴۰۰ تشریح کردند. در این رویکرد، مرگ و یاد مرگ به عنوان بیماری تلقی میشود که باید درمان شود. این رویکرد پاسخی به مرگهراسی بود تا آن دلهره و هراس را درمان کند.
رجبی ادامه داد: رویکرد سلبی دیگر، رویکرد مرگگریزانه است؛ یعنی افراد فکر میکنند پیشرفت علمی بشر سبب میشود تا بشر روزی از مرگ رها شود. مواجهه ایجابی نیز اقسامی دارد؛ از جمله اینکه فرد به مرگ آری میگوید، ولی از روی شقاوت و زیستگریزانه و از روی ملالت است.
رجبی افزود: مواجهه ایجابی دیگر، مرگآگاهی است؛ یعنی فرد مرگ را به رسمیت میشناسد و از آن هراس ندارد و برخلاف رویکرد بیمارانگارانه، برای مرگ جنبه سازندگی قائل است. یعنی نهتنها نباید از مرگ گریخت، بلکه باید آن را به رسمیت شناخت و در پرتو مرگ، خود را شناخت. در این نگاه، شخص مرگآگاه، کرانههای زندگی خود را میشناسد و وقتی به این پی برد که حیات او محدوده زمانی مشخصی دارد، برای تعینات اصالت قائل نیست و حقیقت حیات انسان را به این تعینات نمیداند، بلکه اصالت را به اراده و عمل و انسانیت او میدهد.
رجبی با اشاره به سطح دیگری از مواجهه ایجابی با مرگ گفت: مواجهه ایجابی دیگری که یک قدم بالاتر است، این است که مرگ در نقطه مقابل حیات نیست؛ مرگ، کرانه حیات نیست، بلکه به تعبیر استاد افروغ، مرگ یک واقعیت وجودی و منطق زندگی و حیات است. این رویکرد ضمن اشتراک با رویکرد قبلی، افتراقی هم دارد. اشتراک این است که مرگخواهی در این رویکرد زیستگریزانه و توأم با افسردگی نیست، بلکه سرشار از امید و شور و سرزندگی و نشاط است. استاد افروغ بهخصوص در شرح نهجالبلاغه معرف چنین رویکردی به مرگ بود و در اندیشه وی، بهخصوص در دوره بیماری، نمود بیشتری داشت. این رویکرد به مرگ محصول انس او با نهجالبلاغه بود.
وی ادامه داد: امام علی(ع) فرمودند کسی که از مرگ بترسد، از آن نجات نمییابد و کسی هم که بقا و حیات جاودانه را دوست دارد، سبب بقای او نخواهد شد و مرگ برای همه خواهد بود. امام در این عبارت خواستهاند هم مواجهه سلبی با مرگ را بیهوده تلقی کنند و هم آرزوی عمر جاودانه را زیر سؤال ببرند. یا در عبارت دیگری فرمودند غایت و منزلگاه آخر پیش روی شما و پشت سر شما قیامت است؛ سبکبار باشید تا به منزلگاه برسید. امام عجین بودن زندگی با مرگ را در اینجا بیان کرده است.
وی افزود: در جای دیگری امام فرمودند که چقدر ساعات عمر انسان زود میگذرند و چقدر ماهها و سالها زود میگذرند و چقدر کوتاه و زودگذرند که همه اینها تأکید بر عجین بودن حیات با مرگ دارد. عبارت دیگری در این باره این است که فرمودند چگونه من بر کسی ستم کنم به خاطر نفس و جانی که رو به کهنگی و فرسودگی میرود. این نگاه مؤید مرگزیستی است و اینکه ما باید مبنای زندگی خود را بر این اساس بسازیم. مرگ در واقع نیستی نیست و انسان فقط از یک نشئه به نشئه دیگر منتقل خواهد شد و چنین نگاهی به مرگ سبب میشود تا زندگی خود را طوری رقم بزنیم که برای انتقال به نشئه دیگر آماده باشیم.
افروغ و مسئله پیشبینیپذیری جامعه ایران
در ادامه این همایش، محمد آقاسی، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به خاطرات خود از دکتر افروغ گفت: خاطراتی که بنده با آقای دکتر افروغ دارم، همگی برای من درس است، زیرا او اهل عمل بود و حتی در مزاح و شوخی هم درسآموزی و شاگردپروری داشت.
وی با اشاره به سخن مجری این برنامه مبنی بر اینکه دکتر افروغ تلاش خود را برای تقویت استحکام مبانی انقلاب به کار برد، افزود: قطعاً اگر ایشان در اینجا حضور داشت، به این سخن خرده میگرفت؛ زیرا او باور داشت که مبانی انقلاب مستحکم هستند و دغدغه جدی ایشان، استخراج مبانی انقلاب اسلامی از مبادی اصلی خود بود. بنده مقطع فوقلیسانس و راهنمایی پایاننامه فوقلیسانس را در خدمت ایشان بودم و به این دلیل انس بیشتری به عنوان شاگرد با او داشتم. به خاطر شرایط بنده در دوره دکتری نتوانستم در خدمت ایشان باشم، ولی همواره از کارهای ایشان بهره بردم.
مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: دغدغه بنده بعد از دوره فوقلیسانس تاکنون این بوده است که آیا جامعه ایران جامعهای قابل پیشبینی است یا خیر. پنج پاسخ در دنیا به این سؤال و برای همه جوامع داده شده است و افرادی نیز به تبعیت از این پاسخها معتقدند که جامعه ایران و مردم ایران پیشبینیپذیر هستند و چند روش را نیز پیش رو گذاشتهاند.
وی اظهار کرد: از بین اصولگرایان و اصلاحطلبان جامعهشناس ـ که البته بنده از بهکار بردن این دو واژه کراهت دارم ـ کسانی هستند که اعتقاد به پیشبینیپذیری جامعه ایران ندارند و برعکس، برخی خلاف این نظر را دارند. دکتر عماد افروغ نه فقط جامعه ایران را پیشبینیپذیر میدانست، بلکه دریافتهایی از جامعه داشت و مطالبی را هم که بیان میفرمود، محقق میشد. در سال ۱۳۸۸ بنده دانشجوی باقرالعلوم بودم و در آن دوره تازه قانون هدفمندی یارانهها اجرا شده بود. بنده چون در قم دانشجوی ایشان بودم و با هم به تهران برمیگشتیم، در ماشین با ایشان بحث و گفتوگوی فراوانی پیرامون مسائل کشور داشتم.
وی ادامه داد: از مواردی که ایشان فرمود و برای بنده جذاب بود، این بود که وقتی زبان یک دولت و حکومت با مردم، زبان مالی و مادی شود، از این به بعد زبان گفتوگوی مردم هم با دولت مادی خواهد شد؛ یعنی مطالبات مردم هم از دولت مادی خواهد شد. از منظر وی، در این شرایط، وقتی جامعه به توقعات مادی خود نرسد، باز به مطالبات مادی دامن میزند. لذا به باور دکتر افروغ، ما در سالهای آینده با اعتراضات جمعی روبهرو خواهیم بود و همین هم در چند سال اخیر محقق شد.
آقاسی افزود: تابلوی انقلاب همواره پیش روی او بود و بارها و بارها دیدم که با اینکه خیلی او را تحت فشار قرار دادند، یک بار از آرمانهای انقلاب کوتاه نیامد و واقعاً رگ گردنش در دفاع از انقلاب بیرون میزد و جانانه و علمی از انقلاب دفاع میکرد. ایشان در سالهای ۹۶، انقلاب را انقلاب صدرایی میدانست و معتقد بود که چون ما از انقلاب اسلامی فاصله گرفتهایم، اتفاقات نامناسبی در کشور رخ خواهد داد. از این تیپ پیشبینیها درباره جامعه ایران در کلام او وجود داشت و بسیاری هم محقق شد.
آقاسی تصریح کرد: من گفتوگوی سینمایی با او زیاد داشتم. در سال ۹۷ گفت اگر ما سینمای انقلاب را به سینمای تاریخ انقلاب محدود کنیم، سینمای اجتماعی جایی در برابر سینمای انقلاب باز خواهد کرد. ایشان بارها میفرمود سینمای اجتماعی خودش میتواند سینمای انقلاب باشد؛ زیرا انقلاب آمده تا فقر و تبعیض و بیعدالتی را از بین ببرد و اگر به این موضوعات اجتماعی پرداخته شود، گویی سینمای انقلاب را پرورش دادهایم.
مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با طرح این پرسش که چه شد دکتر افروغ جزو کسانی بود که برخی حوادث را پیشبینی کرد، اظهار کرد: این مسئله دلایل متعدد دارد؛ یکی نگرش منظومهای او به ساختار واقعیت اجتماعی بود و به همین دلیل موفق بود تا پیشبینی کند، البته نه فقط سینما، بلکه هر مفهوم اجتماعی را ما جلوی او میگذاشتیم، میتوانست تحلیل کند. مثلاً یک اعتراض صنفی را میتوانست در ذیل این مدل تحلیل کند؛ چون به صورت روشمند به مباحث اجتماعی جامعه میپرداخت.
آقاسی گفت: ایشان مقالهای نوشتند و فرمودند که هویت ایرانی یک هویت توحیدی دارد؛ بنابراین دوگانههای دین و دنیا و علم و دین، نظر و عمل را با هم و در پیوند با یکدیگر مطرح میکرد، درست برخلاف چیزی که در غرب وجود دارد و اینها در مقابل هم هستند. او معتقد بود دین و دنیا و علم و دین را نمیتوان از هم جدا کرد. این نوع تحلیل ایشان مبتنی بر آیات قرآن کریم بود و در مسیر علمی خودشان نگاه توحیدگرایانه و متصل به توحید داشت. این نگاه سبب شد تا ایشان جزو کسانی باشد که کمترین زاویه را نسبت به مفهوم انقلاب اسلامی داشته باشد.
آقاسی تصریح کرد: ایشان اگر امروز بودند، این حرف مرا تأیید میکرد که این سخنان به معنای آن نیست که به اندیشه ایشان نقد وارد نبود. اساساً دانشجویی ما در کنار ایشان همواره با نقد میگذشت و ایشان بسیار سینهگشاده در پذیرش نقد بود و ما امروز به این روحیه نیاز زیادی داریم. ما نیاز داریم با نگاه انتقادی راه اندیشههای ایشان را باز کنیم.
این گزارش 5 اردیبهشت 1402 از تجمیع دو خبر به شماره 4136560 و 4136553 منتشر شد.