رضا غلامی در نخستین سالگرد عماد افروغ: عماد افروغ تحمیل فرهنگ و اندیشه دینی را برنمی‌تابید

حجت‌الاسلام رضا غلامی در مراسم نخستین سالگرد درگذشت دکتر عماد افروغ در حرم حضرت امام خمینی(ره)، صحن حاج آقا مصطفی، گفت: مرحوم دکتر افروغ به معنای دقیق کلمه آزاداندیش بود.
4944252

حجت‌الاسلام رضا غلامی در مراسم نخستین سالگرد درگذشت دکتر عماد افروغ در حرم حضرت امام خمینی(ره)، صحن حاج آقا مصطفی، گفت: مرحوم دکتر افروغ به معنای دقیق کلمه آزاداندیش بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، حجت‌الاسلام رضا غلامی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در مراسم نخستین سالگرد درگذشت دکتر عماد افروغ که در حرم حضرت امام خمینی(ره)، صحن حاج آقا مصطفی برگزار شد، اظهار کرد: مرحوم دکتر افروغ به معنای دقیق کلمه آزاداندیش بود. آزاداندیشی یعنی استقلال فکری؛ یعنی تعصب و هواداری افراطی از هیچ مکتب فکری در او مشاهده نمی‌شد. نظریات مشهور و تابوسازی‌های شبه‌علمی او را مرعوب نمی‌کرد.
وی ادامه داد: افروغ دچار تحجر و دگماتیسم فکری نبود و تابع عقل و عقلانیت بود؛ بنابراین هر کجا منطق و دلایل عقلی اقتضا می‌کرد، انعطاف‌پذیر بود و هر کجا منطق و دلایل عقلی اقتضا می‌کرد، بر مواضع خود می‌ایستاد. در برابر دلیل عقلی، فروتنی خود را به زیبایی نشان می‌داد.
غلامی افزود: آزاداندیش یعنی سیاست‌زده نبود و در کار علمی می‌توانست همه گرایش‌های سیاسی را یکجا کنار بگذارد. به خاطر رفاقت سیاسی یا به جهت همکاری سیاسی با اشخاص، قضاوت علمی خود را از بی‌طرفی خارج نمی‌کرد.
وی اظهار داشت: دکتر افروغ در همکاری‌های خود اهل خط‌کشی‌های کاذب سیاسی نبود. با کسانی که از جهت فکری یا سیاسی با دکتر افروغ تفاوت جدی داشتند، حاضر به همکاری و تعامل علمی و فکری بود. به همین دلیل بسیاری از طیف‌های فکری گوناگون، به‌رغم اختلاف فکری و سیاسی با مرحوم افروغ، مجذوب و علاقه‌مند او بودند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: وقتی می‌گوییم افروغ آزاداندیش بود، یعنی حقیقت‌گرا بود و برای دستیابی به حقیقت، قید و بندها را رها کرده بود.
وی ادامه داد: شاید همین آزاداندیشی دکتر افروغ بود که او را به سوی بازنشستگی زودهنگام از دانشگاه ترغیب کرد. دکتر افروغ نمی‌خواست به کارمند تبدیل شود و نمی‌خواست اسیر بروکراسی افسارگسیخته نوظهور در دانشگاه‌ها شود. نمی‌خواست در کار علمی از استقلال خارج شود؛ بنابراین با شجاعت تصمیم خود را برای بیرون آمدن از دانشگاه عملی کرد و به قول خودش، بیشترین آثار علمی‌اش پس از خروج از دانشگاه تألیف شد.
غلامی افزود: زمانی که دکتر افروغ تصمیم به ترک دانشگاه گرفت، بعضی‌ها متوجه شدند که این تصمیم صرفاً مبتنی بر یک عذر شخصی اتخاذ نشده، بلکه اقدامی انتقادی در مسیر اصلاح قواعد عقب‌گرایانه در بسیاری از دانشگاه‌های علوم انسانی بود.
وی گفت: دکتر افروغ در کنار دیدگاه‌های علمی متنوع که اغلب از پشت عینک افروغ بوی تازگی پیدا می‌کرد، بازخوان و بسط‌دهنده نظریه رئالیسم انتقادی در ساحت جامعه‌شناسی، فلسفه سیاسی و فلسفه علم بود. رئالیسم انتقادی علاوه بر اینکه برای شرایط ایران از مزایای فراوانی برخوردار است، با طرز فکر و مشی مرحوم دکتر افروغ به عنوان یک روشنفکر انقلابی نیز سازگار بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اظهار داشت: مرحوم دکتر افروغ به حقانیت انقلاب و رسالت تاریخی آن در بسط آزادی، عدالت و معنویت باور داشت، اما در مواجهه با حرکت انقلاب اسلامی، منتقدی عالم، دلسوز و منصف بود.
غلامی با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد وظیفه یک روشنفکر انقلابی نسبت به حرکت انقلاب دست‌کم پنج چیز است که همه اینها در کنش‌های فکری و عملی مرحوم افروغ در مواجهه با حرکت انقلاب مشهود بود، گفت: نخست اینکه آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب را عقل‌کاوی کرده و سپس آنها را به دکترین‌ها، نظریه‌ها و مدل‌های قابل دفاع و البته زنده و پویا تبدیل کند.
وی افزود: همچنین باید با رصد دائمی حرکت‌های کلان و جزئی اما مهم انقلاب، انحرافات را به‌موقع و دقیق تشخیص دهد و جسورانه به رفع آلودگی‌ها و ناخالصی‌ها از انقلاب اهتمام کند. به بیان دیگر، دکتر افروغ هر کجا لازم دید برای صیانت از اصالت‌های انقلاب اسلامی فریاد کشید و هزینه‌های آن را نیز شجاعانه پرداخت کرد.
غلامی ادامه داد: روشنفکر انقلابی باید واقع‌بینی صحیح را با آرمان‌گرایی صحیح پیوند بزند و اجازه ندهد آرمان‌گرایی بر واقع‌گرایی و واقع‌گرایی بر آرمان‌گرایی غلبه کند. همچنین باید با آینده‌پژوهی مستمر، هم موقعیت حرکت انقلاب در آینده را معرفی کند و هم راه درست را در مواجهه با آینده به همگان نشان دهد.
وی اظهار داشت: روشنفکر انقلابی باید قوه عقلی و گزینشی لازم برای فهم و بهره‌گیری از دستاوردهای جهانی و حتی ارتباط و تعامل با جهان در جهت اهداف و آرمان‌های مشترک را در اختیار جریان انقلاب قرار دهد. مثلاً به جای سیاه و سفید دیدن غرب و مدرنیته، تصویر واقع‌گرایانه‌ای از آن به مخاطب خود ارائه کند.
غلامی یکی از حساسیت‌های مرحوم دکتر افروغ را پشتوانه مردمی انقلاب و لزوم باز نگه داشتن درهای نظام برای مشارکت حداکثری مردم دانست و عنوان کرد: این سخنانی که بعضی‌ها با تقسیم‌بندی مردم به خوب و بد مطرح می‌کنند و محدودسازی مشارکت سیاسی را به اسم دین توجیه می‌کنند، چیزی نبود که با اندیشه امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و چارچوب فکری دکتر افروغ درباره انقلاب اسلامی جور درآید.
وی افزود: دکتر افروغ با هر رویکردی به سیاستی به نام انقلاب اسلامی که از دل آن درجه‌ای از تمامیت‌خواهی و استبداد بیرون بیاید، به جد مخالف بود. از منظر افروغ، این انقلاب و نظام با حمایت و مشارکت اکثریت مردم به پیروزی رسید و تثبیت شد و تداوم حیات انقلاب نیز در گرو حفظ همین حمایت و مشارکت است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: همه مردم ایران با هر گرایش و با هر ظاهر و سلیقه‌ای برادران و خواهران یا فرزندان ما هستند. خوشبختی آنها خوشبختی ماست، رنج آنها رنج ماست و نگرانی‌های آنها نگرانی‌های ماست. آنها حق دارند از همه مسائل آگاه باشند، پرسشگری کنند، نقد کنند و نظر بدهند و حق دارند از مزیت مجامع مدنی و رسانه‌های آزاد اما قانونگرا و اخلاق‌مند برای پیگیری حقوق خود بهره ببرند.
غلامی گفت: از این تعبیر امام راحل که در جمهوری اسلامی مردم ولی‌نعمت همه مسئولان به شمار می‌روند، فراتر نمی‌توان یافت. ولی‌نعمت با اصلاحات مدرن درباره ارزش و اهمیت مردم، بار معنایی عمیق‌تری دارد.
وی افزود: مرحوم دکتر افروغ یک متدین بود و به دینداری خود مباهات می‌کرد. افروغ از آن جنس دانشگاهیانی نبود که برای روشنفکر نشان دادن خود، بین خود و دینداری در فکر و عمل فاصله ایجاد کند. رویکرد مرحوم دکتر افروغ به اسلام، یک رویکرد سطحی، کم‌عمق و کاریکاتوری نبود. او دینداری قشری‌زده و خالی از معنا را قبول نداشت و تفکر عمیق در امر الهی را به مثابه امری عظیم که یک ساعت آن برابر هفتاد سال عبادت است، جدی می‌گرفت.
حجت‌الاسلام غلامی تصریح کرد: خط دکتر افروغ در حوزه فکر دینی، خط علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری بود؛ خط نواندیشی و اصلاح‌گری بی‌غل‌وغش دینی. بنابراین مرحوم افروغ از طرح پرسش‌ها، مسائل و شبهات دینی هراسی نداشت و این مسائل و شبهات و مواجهه صحیح با آنها را عامل تقویت دین و دینداری تلقی می‌کرد.
وی ادامه داد: مرحوم افروغ تحمیل فرهنگ و اندیشه دینی به کسی را برنمی‌تابید و معتقد به اقناع‌گری و جذب عقلی بود. از مناظره‌های علمی در حوزه فکر دینی با شخصیت‌های علمی استقبال می‌کرد و مباحثه جدی و علمی با صاحبان افکار متنوع و حتی مخالفان فکر دینی را سازنده تلقی می‌کرد.
غلامی افزود: افروغ به تحرک و پویایی فکر دینی باور داشت و فلسفه صدرایی را که پیوندی روشمند میان قرآن، برهان و عرفان برقرار کرده بود، در این جهت یک تکیه‌گاه مهم تلقی می‌کرد.
وی با بیان اینکه جدا از ساحت فکر و نظر، مرحوم دکتر افروغ در عرصه عمل نیز در حد توان عامل به دین بود، اظهار داشت: او یک دیندار آخرت‌گرا و ابداندیش بود و آرزوی عاقبت‌به‌خیری داشت. اخلاق برایش مهم بود. صدق به عنوان گوهر اخلاق برایش اهمیت داشت؛ هم اخلاق فردی و هم اخلاق اجتماعی. حق‌الناس برایش مهم بود؛ هم حق‌الناس فردی و هم حق‌الناس اجتماعی.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: افروغ ابایی نداشت که چنانچه در گفتار و رفتارش ناخواسته کسی را آزرده کرد، از او خالصانه عذرخواهی کند. حال که یک سال از درگذشتش سپری شده است، همچنان دوستانش در حسرت از دست دادن دکتر افروغ اندوهناک‌اند. امروز جای خالی دکتر افروغ کاملاً محسوس است و هرچه می‌گذرد، جای خالی‌اش نمایان‌تر می‌شود. با خود می‌گوییم ای کاش در فلان بزنگاه او زنده بود و با مواضع خود روشنگری می‌کرد.
این خبر 26 فروردین 1403 با شماره خبر 6076596 منتشر شد.