عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تلاش مرحوم افروغ برای حضور امر دینی در جهان امروز، گفت: او خوشبین بود که بتواند سازههای نظری این جهان را درهم بشکند و در امتداد سازههای نظری جهان اسلام، حضور متناسب با این نقطه عطف را استمرار ببخشد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، بزرگداشت چهلمین روز درگذشت زندهیاد عماد افروغ شامگاه پنجشنبه چهارم خردادماه ۱۴۰۲ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با حضور جمعی از اندیشمندان، جامعهشناسان، خانواده آن مرحوم و علاقهمندان به ایشان برگزار شد. در این مراسم سیدرضا صالحیامیری، علیمحمد حاضری، نعمتالله فاضلی، حمید پارسانیا، علیرضا شجاعیزند، سعید معیدفر و سیدمحمدرضا بهشتی سخنرانی کردند.
سیدرضا صالحیامیری، سیاستمدار و فعال علمی و فرهنگی، با اشاره به اینکه امروز نه برای یک شخص، بلکه برای یک شخصیت و تجلیل از انسانیت، فضیلت، معرفت و اخلاق گرد هم آمدهایم، گفت: در این فضای سنگین که اقتصاد، معیشت، گرانی، تورم و دهها چالش اجتماعی، جامعه ایران را در تنگنا قرار داده، به این باور بوده و هستیم که ما مسیر توسعه را گم کردهایم و اگر جاده توسعه از اندیشه، اندیشمندان، فضیلت، معرفت و اخلاق آغاز میشد، امروز در قلهها جشن توسعه را میگرفتیم و در شرایط فعلی از سختیهای ملت سخن نمیگفتیم.
وی ادامه داد: درد ما آنجاست که امروز افروغ و اندیشه افروغ در جامعه ایران منزلت و جایگاه واقعی خود را ندارد. بنای ما و همه عزیزان دردمند این است که پیش از سالگرد فوت ایشان، همایش ملی و علمی برای کالبدشکافی و واکاوی اندیشههای استاد افروغ برگزار کنیم. این محفل صرفاً برای تجلیل از شخصیت این مرد بزرگ است.
صالحیامیری با بیان اینکه افروغ نماد زیست مؤمنانه مبتنی بر اندیشهای بود که میتوان آن را در نهجالبلاغه مرور کرد، گفت: در نهجالبلاغه ۱۲ ویژگی برای زیست مؤمنانه برشمرده شده است که نخستین ویژگی آن خداجویی، معرفت و تقوای الهی است. دومین شاخص، بهرهگیری از عقلانیت به عنوان معیار تشخیص حق و باطل است و سومین ویژگی، مسئولیتپذیری در قبال جامعه خویش است.
وی افزود: چهارمین شاخص، نوعدوستی، همدردی، همنوایی، انسجامآفرینی، وحدتبخشی و پرهیز از تفرقه است و ویژگی پنجم، فسادستیزی است که مرحوم افروغ در این خصوص همیشه سخن میگفت.
وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، اخلاقگرایی را شاخص بعدی زیست مؤمنانه برشمرد و گفت: اخلاق جوهره تحول انسان و جامعه است و درد بزرگ جامعه امروز ایران افول اخلاقی است. شاخصهای بعدی، سبکبالی، عدم تعلق به منافع دنیایی و انقطاع از تعلقات مادی است و شاخص هشتم که پرچمدار آن مرحوم افروغ بود، عدالتجویی است. عدالت ترازوی سنجش همه خوبیها و بیعدالتی ترازوی سنجش همه بدیهاست.
وی ادامه داد: حکمتورزی، حکیم بودن، دانشافزایی، تفکر و اندیشهورزی که در مرحوم افروغ کاملاً مشهود بود، تحمل و مدارا، تسامح، همزیستی مسالمتآمیز، سودمندی برای جامعه و در نهایت حقجویی و حقطلبی، دیگر شاخصهای زیست مؤمنانه هستند. به اعتقاد من، مبتنی بر این شاخصهایی که در نهجالبلاغه داریم، میتوانیم باور داشته باشیم که مرحوم افروغ نماد زیست مؤمنانه بود.
صالحیامیری افزود: اولین نکتهای که من از مرحوم افروغ فهم کردم این بود که به مصلحتگرایی اعتقادی نداشت و آن را نفی میکرد. افروغ هیچگاه لکنت زبان برای بیان عقایدش نداشت و ترس از قدرت را به تمسخر میگرفت. هیچگاه ندیده بودم که ایشان در هیچ محفلی خودش را سانسور کند.
وی ادامه داد: نکته دومی که از ایشان فهم کردم، قدرتگریزی و حتی قدرتستیزی بود. حتی حضور در پارلمان باعث مصلحتاندیشی و مانع عصیانگری ایشان نشد. افروغ زنجیر قدرت را در نفس خود پاره کرده بود و چیزی که از همه مهمتر است، انطباق صدای خود با صدای مردم بود.
صالحیامیری با تأکید بر اینکه مرحوم افروغ در تمام تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با مردم زیست و در کنار مردم حیات داشت، گفت: عدالتجویی از دیگر شاخصههای ایشان بود. اگر بخواهیم جوهر اندیشه افروغ را در یک جمله خلاصه کنیم، نفی تبعیض، شکاف، رانت، فقر و فساد و اقامه عدالتخواهی و عدالتجویی به عنوان اصلیترین شاخص بقای سیاسی بود.
وی افزود: من از ایشان به عنوان منتقد مصلح و خستگیناپذیر نام میبرم؛ فردی که هیچگاه از مواضع خود عدول نکرد، هیچوقت تن به سازش نداد و هیچگاه صدای خود را در شرایط متفاوت تغییر نداد.
وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ۱۰ شاخص ممتاز این مرد را میتوانیم صراحت همراه با صداقت، فریادگری، حقطلبی، عدالتجویی، مردممحوری، دینمداری، دوراندیشی و کلاننگری، عزت نفس و کمالجویی، سادهزیستی و نفی دنیاطلبی و اخلاقگرایی دانست که اینها واقعیتهایی هستند که در زیست مؤمنان ه افروغ میتوانیم نظارهگر باشیم.
وی بازشناسی و کالبدشکافی گفتمان افروغ را نیاز امروز جامعه، خصوصاً نسل جوان، دانست و گفت: چرا ما افروغ را پاس میداریم و قدرشناس ایشان هستیم؟ قدر و منزلت افروغ چیست؟ اگر ما نخبگان سیاسی و اجتماعی را در سه جریان تقسیم کنیم، گروه اول صاحبان اندیشه در انزوا هستند که حاملان اندیشه و فاقد اثربخشیاند؛ گروه دوم صاحبان اندیشه حاضر در محیط علمی و آموزشی هستند که پاسداران اندیشه در محیط علمی و دانشگاهیاند؛ و جریان سوم صاحبان اندیشه دارای هویت و حیات در متن اجتماع به عنوان پیشاهنگان و رهبران تحولات اجتماعی هستند. افروغ موتور محرک تحولات اجتماعی در زمان حیات خود بود.
وی اضافه کرد: افروغ همیشه تلاش میکرد با صدای بلند اندیشه خود را بیان کند و از این منظر از دستهای بود که هم اندیشهورز بود، هم فریادگر بود و هم زبان مردم بود. ما نمیتوانیم انکار کنیم که افروغ از میان ما رفته است، اما حیات دارد. حیات انسان به مانایی اندیشه اوست. افروغ یک چشمه جاری است. اندیشه افروغ در میان نسل جوان و جامعه امروز و فردای ایران بلاشک ساری و جاری خواهد بود.
صالحیامیری در پایان تصریح کرد: همگان باید تلاش کنیم که یک بار دیگر این اندیشه، این شخصیت و این زیست مؤمنانه را به نسل جوان معرفی کنیم و تصویر زیبایی از انقلاب و اسلام را به نسل جوان معرفی کنیم. باور داریم که اگر اسلام رحمانی با اندیشههای نوین به نسل جوان معرفی شود، حتماً نسل جوان از آن استقبال خواهد کرد. به اعتقاد من، این چشمه جاری همیشه جاری خواهد بود و تشنگان این جامعه از این چشمه سیراب خواهند شد. از این منظر، ما باور داریم که افروغ در جامعه ایران همیشه تداوم و حیات خواهد داشت.
علیمحمد حاضری، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، نیز به عنوان دومین سخنران این مراسم، خاطراتی از حضور عماد افروغ در دانشگاه و فعالیتهای علمی او برای شناخت علمی بیشتر جامعه ایران بیان کرد و گفت: ایشان همزمان با فارغالتحصیلی به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس شناخته شد و ما خوشبخت بودیم که یک شخصیت پرتکاپو و پرتلاش علمی را به جمع خود دعوت کردیم و وزنه خوبی در گروه بود.
وی ادامه داد: در مسیر این تکاپوها، ایشان بعد از سال ۸۰ به نوعی در نقد شرایط جریانی که در کشور به عنوان اصلاحات شناخته میشد فعال شد و با ترازوی عدالتخواهی که بعدها به عنوان جریان هزاره سوم مشهور شد، با جمع ما فاصله گرفت و نهایتاً با اینکه خواهش کردیم بماند، اما از دانشگاه تربیت مدرس رفت. من این مسئله را از ویژگیهای مثبت ایشان میدانم که وقتی تشخیص داد در جای دیگری بهتر میتواند اهداف خود را دنبال کند، به مسیری که میخواست رفت و بعد وارد مجلس شد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: افروغ در همه این مسیر صداقت و شجاعت خود را دنبال کرد و از معدود کسانی بود که هم به شدت در حمایت از جریانی که بعدها انحرافی شد، فعال شد و هم به سرعت انحرافی بودن جریان را درست تشخیص داد و با شجاعت از آن فاصله گرفت.
نعمتالله فاضلی، استاد انسانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نیز با اشاره به اینکه دو نگاه کاملاً متفاوت با عماد افروغ به تاریخ، فرهنگ و سیاست در ایران معاصر داشتهاند، گفت: روایت او کاملاً نقطه مقابل روایاتی بود که من دارم و این به لحاظ جهتگیریهای فکری که با هم داشتیم تبعاتی داشت، اما علیرغم این تفاوتها شخصیت و منش استاد افروغ چنان زیبا، انسانی و اخلاقی بود که من وقتی خبر فوت ایشان را شنیدم اندوهگین شدم و یادداشت «افروغ پرفروغ» را نوشتم و از او تجلیل کردم و قلباً با تمام وجودم او را ستایش میکنم.
وی ادامه داد: آرزو میکنم آنقدر خوب باشم که اگر از دنیا رفتم، کسی که با من به لحاظ فکری متفاوت است و نقطه مقابل من است بیاید و درباره من به نیکی یاد کند. برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد خیلی باید خوب باشیم، بهخصوص در ایران و در میان دانشگاهیان که وقتی درباره چیزی با هم اختلاف پیدا میکنیم به سادگی دشمن میشویم و برای همدیگر چالش و بحران ایجاد میکنیم. افروغ نه تنها این کار را نمیکرد، بلکه حامی من بود و من را صمیمانه دوست داشت. البته همیشه با هم دعوا و بحث میکردیم، اما راحت هم با هم آشتی میکردیم. او یک انسان واقعاً صادق و به معنای واقعی اندیشمندی بود که در تفکر شجاعت داشت.
حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نیز در مورد زندهیاد افروغ گفت: مرحوم افروغ بعد از بازنشستگی هفتهای یک روز یا دو روز به قم میآمدند و گاهی تا پاسی از شب با هم گفتوگو داشتیم. هویت عماد افروغ، هویت دینی بود. در روزهای آخر که خدمت ایشان رسیدیم، گفتند که حالی دارم که اگر خوب شوم و این حالم از من گرفته شود، حاضر به خوب شدن نیستم. یعنی تحول وجودی خودش را کاملاً احساس میکرد.
وی ادامه داد: آیا دینی زیستن در این جهان ممکن است یا نیست؟ گاهی دینی زیستن در قلمرو حیات فردی است، اما آیا دینی زیستن در حیات اجتماعی امروز امکان دارد یا خیر؟ عماد افروغ به دنبال حضور امر دینی در جهان امروز بود و انقلاب اسلامی ایران را که با هویت خود پیوند میداد، از همین افق تحلیل، نقد و دنبال میکرد و دغدغه آن را داشت. صحبت آقای داوری که افروغ خیلی امیدوار است به این معنی بود که مثل اینکه این امر، یعنی حضور امر دینی در جهان امروز، واقعاً شدنی است. البته هر متدینی از آن جهت که دین دارد نمیتواند ناامید باشد.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: افروغ از آن جهت که نگاهش به محیط پیرامون خود با همان سطوح و لایههایی که بود، یعنی از حوزه سیاست و پارلمان گرفته تا قلمرو فرهنگ عمومی و فرهنگ علمی، به شدت در جستوجوی افقی بود که بتواند صلابت چارچوبهای مستقر ساختیافته در سطوح مختلف را بشکند. علت اینکه سالهای آخر آنطور مستمر به قم میآمد و با طلاب کار میکرد و انس داشت، امید به این بود که این مجموعه بتوانند در این مسیری که او به دنبال آن است، افقگشایی کنند.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: رویکرد افروغ برای عبور از دو نوع تفکر انتقادی دیگر به سوی تفکر انتقادی سوم، یعنی آنچه در کار پوپر و عقلانیت انتقادی فرانکفورتیسم بود، است. او معتقد بود این رویکردی نیست که بخواهد و در درون آن جستوجوی حقیقت باشد؛ لذا این را به عنوان مسیری میدید که به سوی افقگشایی در یک دانش و معرفتی که مبتنی بر سنت دینی و معنوی او بود میتوانست کمک کند.
وی همچنین گفت: افروغ استمرار سنت فلسفی جهان اسلام را که در حکمت صدرایی میدید، در این خصوص بسیار راهگشا میدانست که بتواند از این مسیر نقد بزند و زبان باز کند تا در افق علوم اجتماعی و انسانی امتداد خودش را پیدا کند.
حجتالاسلام حمید پارسانیا در پایان سخنانش گفت: افروغ خوشبین بود که بتواند سازههای نظری این جهان را درهم بشکند و در امتداد سازههای نظری جهان اسلام بتواند حضور متناسب با این نقطه عطفی که از دیدگاه او در افقگشایی و انکشاف حقیقت پدید آمده بود، به نوعی استمرار ببخشد.
علیرضا شجاعیزند، جامعهشناس و دانشیار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، دیگر سخنران این مراسم بود. وی اظهار امیدواری کرد بیشتر به سمت مباحث اندیشهای و فکری آقای افروغ برویم که میراث گرانسنگی است و بعدها دانشجویان آینده به سراغ این اندیشمندان خواهند رفت.
شجاعیزند در ادامه گفت: در این موقعیت برای ورود به اندیشههای افروغ سه نوع کار میشود کرد. یکی اندیشهشناسی دکتر افروغ است و شرح و مرور اندیشههای او که امیدواریم بیشتر صورت گیرد که باب آن اکنون گشوده شده و تا سالیان دراز ادامه خواهد داشت. یک باب دیگر نسبتشناسی اندیشههای افروغ با گفتمانها و جریانهای فکری عمدتاً سیاسی موجود است که به میزانی هم رخ داد، ولی خوشبختانه تا حد زیادی فروکش کرده است. اینکه افروغ را صرف این نوع کشمکشهای سیاسی کنیم همه را ناخرسند کرد و اگرچه واکنشهای ابتدایی در این خصوص صورت گرفت، اما حداقل همه معتقد هستند که این حق افروغ نیست که بر سر میراث او چانهزنی صورت گیرد، آن هم به نحو نازل و بیش از اینکه در تجلیل از عماد افروغ باشد، در خدمت خود و استفاده از او به نفع خود. حیف است از یک اندیشمند یک چنین استفادههای نازلی شود.
وی تصریح کرد: سومین باب هم این است که به دنبال کشف ساخت و نوعیت اندیشه افروغ باشیم. ساخت اندیشه هم نوعاً نسبتی با شخصیت صاحب اندیشه دارد. ویژگیهای شخصیتی در شکلدهی به نوعیت و ساختار اندیشه تعیینکننده و اثرگذار است.
شجاعیزند با اشاره به اینکه بیشتر کنجکاو این جنبه از ویژگی اندیشهای آقای افروغ هستم که واجد چه ساختاری از اندیشه است و چه نوعیتی از اندیشه میتواند معرف آقای افروغ باشد، گفت: غرض من هم بیشتر از افروغشناسی، شناخت این ساختار فکری است.
وی ادامه داد: این ساختار فکری نوعی از اندیشه است که از حیث موضوعی در حواشی به سر نمیبرد و در دوردستها متوقف نمیماند. از حیث انتزاع هم در سطحی قرار ندارد که جز نوادری فقط به آن بپردازند. به وسط میدان میآید و به دل پیچیدگیها میزند. این تفکر که به سراغ مسائل دشوار و تأثیرگذار میرود را میشود در مقابل تفکر بالفضولانه قرار داد. دکتر افروغ اهل اندیشهورزی بالفضولانه نبود.
این جامعهشناس اضافه کرد: افروغ تفکری نداشت که به دنبال پاسخهای کلیشهای و سهل و ساده باشد. مثالهایی میزنم. افروغ به دنبال دوگانههایی که جمع کردن و ترکیب آنها دشوار و مسئلهآفرین است میرفت، مثل روشنفکری و ایدئولوژی؛ آیا روشنفکری غیرايدئولوژیک است یا اساساً روشنفکری غیرايدئولوژیک امکانپذیر است؟ میشود به دنبال نوعی از روشنفکری جهانشمول و بیوطن بود؟ قطعاً یکی از مؤلفههای دکتر افروغ روشنفکری اوست. اما این چه نوع روشنفکری بود؟ ایدئولوژی بدون روشنفکری چه سرنوشتی پیدا میکند؟
وی ادامه داد: آیا جمع بین دین و قدرت ممکن است یا با هر تجربهای آسیبزاست؟ مرحوم افروغ در آمد و شد بین این بحثهاست. درگیری بین «آزادی و عدالت»، «حق و تکلیف»، «مصلحت و حقیقت»، «گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان جمهوری اسلامی» و… دوگانههایی است که مرحوم افروغ با آنها درگیر بود و به آنها پرداخته است. یعنی مسیر دشواری را انتخاب کرده است. نمیگویم در همه اینها به پاسخی رسیده، اما دغدغه هر دو سوی این دوگانهها را داشته و این ویژگی مهمی است و این یعنی انتخاب راههای دشوار که آقای افروغ مرد همین میدان بود؛ نه انتخاب یک طرف و وانهادن کامل طرف دیگر، یعنی سادهترین انتخابها و راهها.
وی در پایان سخنان خود گفت: کار مرحوم افروغ این بود که به یک ترکیب منسجم و ارگانیک برسد، نه موزایکی که این دو را کنار هم بنشانیم و گاهی به این یا آن موزاییک منتقل شویم. افروغ به دنبال ترکیب منسجم و ارگانیک از این دوگانهها بود که مستلزم تأملات و تفکرات ریشهای و جدیتری هستند.
سعید معیدفر، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران و دیگر جامعهشناس حاضر در مراسم چهلمین روز درگذشت زندهیاد افروغ، نیز گفت: هر متفکری فرزند زمان خود است و قطعاً با توجه به شرایط زندگی و فضایی که در آن زندگی میکند و تأثیراتی که از عالم میگیرد، از آن زاویه فرصت پیدا میکند که نوری به بخشی از واقعیت بیندازد و نظریهپردازی کند.
وی ادامه داد: از آغاز که علم جامعهشناسی شکل گرفت، کنت کسی بود که در فضای اجتماعی پس از انقلاب صنعتی زندگی کرد و ملاحظه کرد که چگونه آن انقلاب تمام ساختارها و ارزشهای پیشین را به چالش کشید و در مجموع کنت نگران جامعهای که فاقد هر نوع سنت و ارزش باشد، بود و تلاش کرد که یک سنت تازه را براساس شرایط موجود ایجاد کند و پس از آن باز دورکیم تلاش کرد با توجه به شرایط نابسامانی اجتماعی و عمومی که در جامعه شکل گرفته بود، مبانی جدید همبستگی را تعریف کند. مارکس هم تلاش کرد شکافهای عمیق و نابرابری جامعه در نظام سرمایهداری را تبیین کند، توضیح دهد و مبدع نظریات بزرگی در حوزه خودش شد و در ادامه نیز بزرگانی بودند که مشکلات جامعه خود را میشناختند و در خصوص آن نظریه ارائه میکردند.
این جامعهشناس در ادامه اظهار کرد: هر متفکری اگر فرزند درست زمان خود باشد، تأثیر میگیرد و از همان زاویه هم سعی میکند نظریهپردازی کند. اما ما چه؟ نسل من و دکتر افروغ جوانان دهه ۵۰ بودیم که در جریان دو امری که با هم تقاطع پیدا کردند قرار گرفتیم و این نسل براساس آن شکل گرفت. از یک طرف جهان استثمارشدهای که نظام امپریالیستی تلاش میکرد آن را تحقیر کند و در یک نظام جهانی جزو پیرامون به حساب بیاورد و نهایتاً تلاشی که کشورهای جهان سوم داشتند که براساس اندیشههای سوسیالیستی تلاش کنند با چنین نظم جهانی مبارزه کنند.
وی همچنین گفت: از سوی دیگر جریان اسلامی که به عنوان یک جریان بسیار محکم، مدتها پیش در جهان اسلام شروع به نشو و نمو کرد و درصدد آن بود که یک تعریف تازه و رویکرد تازه در چارچوب اندیشه امروزی ارائه کند و آن را به عنوان مبنا و به عنوان حرکت و مقاومت در برابر جهان سرمایهداری قرار دهد. تقاطع این دو جریان اصلی، این نسل را ساخت و در نهایت آن را به سمت آینده حرکت داد.
معیدفر تصریح کرد: عماد افروغ شاخص یک چنین زمانه و شرایط اجتماعی و جهانی است که تلاش کرد مثل بسیاری از همنسلان خودش وارد جامعهشناسی شود و تز خود را در رابطه با فضا و نابرابری اجتماعی جهانی که تلاش دارد ملتهایی را به حاشیه ببرد و اندیشههای اسلامی و هویت ملی و دینی که تلاش میکند یک طرح نو و ایده نویی براساس مقاومت در برابر این نظام جهانی ایجاد کند و از مبانی دینی که مبتنی بر عدالت و قسط است بهره ببرد و در چارچوب آن عمل کند، مطرح کرد.
وی همچنین گفت: در همین راستا دکتر افروغ به عنوان یک فرد شاخص، حرکت و تلاش کرد و به نظر من یک اصولگرای اصیل بود. اصولگرایی که چندان به تحولات پس از آن، چه در اندیشه و چه در عمل، واکنش چندانی نشان نداد. در چند دهه تغییرات و تحولات جهانی که پس از آن ایجاد شد و کمکم برای تغییر و تجدیدنظر در اندیشه فرصتهایی فراهم کرد تا دوباره هر کسی بتواند متناسب با شرایط جدید نگاه کند و بیندیشد، اما دکتر افروغ همچنان بر آن مبانی و اصول عصر خویش تأکید داشت و مقاومت کرد و در مجموع بسیار اصولگراتر از کسانی بود که خود را اصولگرا به حساب میآورند.
این جامعهشناس تصریح کرد: ما میراث او را که میراث دوران خاصی است گرامی میداریم و امیدواریم به عنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ این کشور باقی بماند.
سیدمحمدرضا بهشتی، استاد فلسفه و مدیرگروه فلسفه دانشگاه تهران، نیز به عنوان آخرین سخنران این مراسم اظهار کرد: مرحوم افروغ را کسی دیدم که در تلاش علمی، به رغم جدی بودن در حوزه علمی خودش یعنی جامعهشناسی و علوم اجتماعی و اینکه ذهنش یک انضباط علمی خوبی پیدا کرده بود، توجهش به حرکت به سمت مبانی نظری بلکه حتی به زاویه دید فلسفی جلب شده بود.
وی ادامه داد: طی سالهایی که گذشت، وقتی خدمت ایشان رسیدیم احساس کردم این مسئله برای ایشان جدیتر شده بود و شروع به مطالعات جدی در حوزههای نظری فلسفی کرده بودند. البته این بدان معنی نبود که ایشان همچنان خود را به عنوان جامعهشناس جدی تلقی نکند، بلکه دریافته بود که درک عمیق در این حوزه نیازمند نگاه از سطح فلسفی است.
این گزارش 5 خرداد 1402 به کوشش زهرا ایرجی در خبرهایی به شماره 4143537 ، 4143519 و 4143514 منتشر شد.