جامعهشناسان از جمله اندیشمندانی هستند که به عرصههای مختلف علمی به اقتضای علاقه و دغدغه خود ورود کرده و خود را محصور در حیطه خاصی نمیبینند. مرحوم عماد افروغ نیز در اندیشهورزی خود، ساحتهای مختلفی از علوم فلسفی، کلامی، سیاسی و فرهنگی را مدنظر قرار داده و در باب آنها نظریهپردازی کرده است. در خلال پیامهای رصدشده در باب تبیین اندیشه ایشان، میتوان محورهای دهگانه زیر را استخراج کرد.
1. رسالت روشنفکری (روشنفکر تراز)
اکثر تحلیلگران اندیشه عماد افروغ، ایشان را در زمره روشنفکران معاصر دانسته و 4 ویژگی مهم را برای این رسالت وی طرح میکنند:
الف) مبناگرایی در عین ساختارشکنی: سیدعباس صالحی مهمترین ویژگی روشنفکری عماد افروغ را مبناگرایی ایشان در عین دغدغه وی برای رهایی از قالبها و ساختارهای مرسوم میداند. به نظر ایشان اگرچه که این ویژگی در بین روشنفکران ما کمتر به چشم میخورد اما توانسته تا افق دید استواری را به اندیشه عماد افروغ ببخشد.1
ب) متننشینی اجتماعی: متننشینی اجتماعی دیگر ویژگی روشنفکری عماد افروغ است که سیدعباس صالحی در مقایسه ایشان با دیگر روشنفکران معاصر، به آن اشاره مینماید. به نظر ایشان، عماد افروغ همواره رابطه چهره به چهره خود با مردم را حفظ کرده و حضور در مناسک اجتماعی و مذهبی را ترک نمیکرد.2 حمید دهقانیان نیز با اشاره به مسئولیت اجتماعی روشنفکران، تاکید عماد افروغ بر خروج اندیشمندان از دایره منافع و موقعیتهای شخصی را برجسته ساخته و ایشان را به معنای واقعی متفکر اجتماعی نامید.3
ج) معنویتگرا بودن: آقای صالحی همچنین با اشاره به نسبت روشنفکران با معنویت، دیگر ویژگی روشنفکری عماد افروغ را معنویتگرابودن معرفی مینماید. از نظر ایشان معنویت در زندگی عملی و عینی افروغ نمودار بود و از همین باب، رابطه خوبی با پدیده مرگ به مثابه هدیهای الهی داشت.4 علیرضا شجاعیزند نیز مهمترین بخش اندیشه عماد افروغ را جمع بین دوگانههایی مثل روشنفکری و ایدئولوژی دانسته و بیان کرد که ایشان هیچگاه از معنویت در پروژه روشنفکری خود غفلت نکرده است.5
د) آرمانگرایی واقعبینانه: ویژگی چهارمی که برای پروژه روشنفکری عماد افروغ ذکر میشود، آرمانگرایی واقعبینانه اوست. به نظر سید مجید امامی، کسی میتواند به نقد جدی و کارآمد روی بیاورد که نسبت به وضع موجود و مطلوب، واقعبین باشد و هرکدام را در قد و اندازه خود ملاحظه نماید. ایشان معتقد است که عماد افروغ از کسانی بود که علیرغم آرمانگرایی، از واقعبینی خود دست برنداشت.6
پینوشت:
1. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
2. همان.
3. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1302.
4. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
5. نشست بزرگداشت چهلم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 5 خرداد 1402.
6. نکوداشت زندهیاد عماد افروغ، خبرگزاری ایرنا، 8 اردیبهشت 1402.
2. مقابله با تجربهگرایی و نسبیت (در ورای حس)
دومین محور پرتکرار در بحث از اندیشه عماد افروغ، نقدهای ایشان به جریان پوزیتویستی و نسبیتگراست که در اکثر آثار پژوهشی ایشان به چشم میخورد. در مورد این محور، چند مساله بیشتر مورد توجه صاحبنظران بوده است:
الف) جدایی دانش از ارزش: حمید پارسانیا با تاکید بر اینکه عماد افروغ نسبت به دو مساله جدایی دانش ارزش و علم از اراده انتقادات زیادی داشت، ایشان را از جمله اندیشمندانی میداند که علم را در چارچوب تجربه محصور نکرده و پای آن را از مسائل هنجاری مربوط به زیست بشری خارج نمیساخت.1
ب) عدم انحصار علم در تجربه: سید جواد میری نیز با استناد به نظریه رئالیسم انتقادی بسکار، بر این مساله تاکید کرد که عماد افروغ علم را صرفا در کشف قوانین کمی و حسی جهان منحصر نکرده و تمام مکانیزمهای خارج از آزمایشگاه را نیز تحت عنوان دانش وارد میداند.2
ج) عدم ساخت حقیقت توسط انسان: مهدی معینزاده با استناد به نقدهای عماد افروغ بر نسبیتگرایی معاصر، ایشان را مخالف عدم ثبات در هرمنوتیک و ساخت حقیقت توسط انسان معرفی مینماید.3
پینوشت
1. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
2. نشست بزرگداشت هفتم عماد افروغ، خبرگزاری ایبنا، 30 فروردین 1402.
3. نشست بزرگداشت هفتم عماد افروغ، خبرگزاری ایبنا، 30 فروردین 1402.
3. عدالتخواهی (ندای حُریت)
سومین محور پرتکرار اندیشه عماد افروغ، مربوط به مساله عدالت است. تحلیلگران چند موضع را نسبت به عدالتخواهی ایشان بیان کردهاند:
الف) مهمترین پروژه کاری افروغ: به نظر سیدرضا صالحی امیری اگر قرار باشد تا جوهر اندیشه مرحوم افروغ را در یک جمله خلاصه کرد، باید از مقوله عدالتخواهی و عدالتجویی به عنوان اصلیترین شاخص بقای سیاسی سخن گفت.1
ب) مقابله با نابرابری جهانی: سعیدمعیدفر از سوی دیگر، وسعت دایره عدالتخواهی عماد افروغ را نه محدود به ایران، بلکه ناظر به نابرابریهای جهانی دانست؛ نابرابریهایی که تلاش دارد ملتهایی را به حاشیه برده و اندیشههای اسلامی و هویت ملی و دینی که تلاش میکند یک طرح نو براساس مقاومت در برابر این نظام جهانی ایجاد کند را به حقارت بکشاند.2
ج) عدالتخواه فرهنگی واقعی: احمد اولیایی دیگر اندیشمندی است که از موضوع عدالتخواهی عماد افروغ سخن میگوید؛ به نظر ایشان در عمده آثار افروغ، بحث از عدالت فرهنگی و حقوق فرهنگی طبقات مختلف جامعه سخن به میان آمده است. اولیایی از سوی دیگر بر جمع هرسه عنصر ضروری عدالتخواهی یعنی حریت، شجاعت و صراحت در اندیشه و کلام عماد افروغ تاکید میکند.3
د) عدالتطلبی پوپولیستی: برخلاف سه نفر پیشین، محمدجواد روح با نقد عدالتطلبی عماد افروغ، معتقد است که مدل عدالتخواهی ایشان همچون سیاستمداران به ورطه نقدهای پوپولیستی افتاده و انتقادات عدالتطلبانه ایشان، ناظر به دردهای مردم جامعه نبوده است.4
پینوشت:
1. نشست بزرگداشت چهلم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 5 خرداد 1402.
2. همان.
3. نکوداشت چهلم استاد افروغ، خبرگزاری حوزه، 10 خرداد 1402.
4. یادداشت پوپولیسم و عدالت، روزنامه هممیهن، 26 فروردین 1402.
4. نقد نهاد علم (ابزارگریزی)
در چهارمین گام از اندیشه مرحوم عماد افروغ، میتوان به مساله نقد نهاد علم اشاره کرد که از زوایای مختلف به آن پرداخته شده است.
الف) کمیتگرایی و عدم سویه اخلاقی: حمید دهقانیان مهمترین نقد عماد افروغ به نهاد علم را رواج کمیتگرایی و نگاه مَدرکی به این عرصه میداند. به نظر ایشان، نگاه کمیتگرا، علاوه بر آنکه خلاقیت و آزاداندیشی را در عرصههای مختلف علمی ذبح کرده و نتیجهای جز عدم ناکارآمدی نهاد علم به همراه ندارد، امکان ورود سویههای اخلاقی به انتقادات و پژوهشهای اندیشهای را منتفی میسازد.1
ب) غلبه رشتههای تجربی و ابزاری: مهدی گلشنی از سوی دیگر، مهمترین نقد عماد افروغ به نهاد علم موجود را غلبه رشتههای ابزاری و تجربی معرفی میکند. به نظر ایشان، مرحوم افروغ همواره نسبت به اینکه اداره جامعه به دست مهندسان یا پزشکان افتاده و گروههای دیگری همچون جامعهشناسان و روانشناسان در این بین جایی ندارند، به دولتها اعتراض میکرد.2
د) تکبعدی بودن روشها: سعید زاهد زاهدانی نیز به اعتراض عماد افروغ نسبت به تکبعدی و محدودبودن روشهای تحقیق در علوم انسانی اشاره کرد که زمینهساز رجوع افروغ به روش رئالیسم انتقادی شده است.3
پینوشت:
1. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1302.
2. نشست بزرگداشت هفتم عماد افروغ، خبرگزاری ایبنا، 30 فروردین 1402.
3. نکوداشت زندهیاد عماد افروغ، خبرگزاری ایرنا، 8 اردیبهشت 1402.

5. جامعهشناسی موجود (طبل توخالی)
پنجمین موطن اندیشه عماد افروغ از منظر تحلیلگران، بحث در باب علم جامعهشناسی موجود است که در سه مساله خلاصه میگردد:
الف) غلبه تجربهگرایی: سعید زاهد زاهدانی با بیان اینکه مهمترین مشکل جامعهشناسی موجود، غلبه رویکردهای حسگرایانه و آمپریسیستی است، عماد افروغ را جامعهشناس دینی نامید که به دنبال واردکردن رویکردهای غیرتجربی به این علم بوده است.1
ب) عدم توجه به فرد و ساختار: تقی آزاد ارمکی مهمترین معضل جامعهشناسی موجود را از منظر عماد افروغ، عدم توجه همزمان به دیالکتیک فرد و ساختار میداند که یا به فربهشدن ساختارهای رسمی منجر میشود و یا به آزادیهای غیرمعقول فردی در بطن جامعه رای میدهد.2
ج) لزوم ورود فلسفی به آن: سید محمدرضا بهشتی با تاکید بر اینکه جامعهشناسی موجود در برخی مسائل خود به بنبست رسیده است، نسبت به این مساله تاکید که عماد افروغ به دنبال واردکردن سطحی از مبانی فلسفی به دایره این علم بوده است تا بتواند بدینوسیله به محتوای آن غنا بخشد.3
پینوشت:
1. نکوداشت زندهیاد عماد افروغ، خبرگزاری ایرنا، 8 اردیبهشت 1402.
2. نشست بزرگداشت هفتم عماد افروغ، خبرگزاری ایبنا، 30 فروردین 1402.
3. نشست بزرگداشت چهلم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 5 خرداد 1402.
6. دین و جامعه ایرانی (تلاقی دو هویت)
محور مهم بعدی در اندیشه عماد افروغ، بحث از رابطه دین و جامعه ایرانی است که در قالب دو مساله، در باب آن سخن گفته شده است.
الف) امکان زیست دینی در دوران معاصر: حمید پارسانیا با تاکید بر توجه ویژه عماد افروغ به پدیده انقلاب اسلامی، اینگونه بیان میکند که از نظر ایشان، در دوران معاصر و با الهامگیری از این پدیده بزرگ، میتوان از امکان وقوعی زیست دینی دفاع کرد و آن را به دیگر جوامع انسانی نیز پیشنهاد داد.1
ب) تلاقی هویت ایرانی و اسلامی: سید محمدحسین هاشمیان از تلاش عماد افروغ برای توجه همزمان به هویت ایرانی و مبانی اسلامی گفته و بر این مساله تاکید میکند که ایشان همچون طرفداران نظریه ایرانشهری، هیچگاه یکی از این دو را فدای دیگری نکرده و آنها را در کنار یکدیگر ملاحظه میکرده است.2 محمد آقاسی نیز توجه عماد افروغ به تلاقی هویت ایرانی و اسلامی در طول تاریخ را ارج نهاده و به معرفی کتاب معروف ایشان در این زمینه پرداخته است.3
پینوشت:
1. نکوداشت چهلم استاد افروغ، خبرگزاری حوزه، 10 خرداد 1402.
2. نشست فریادهای خاموش، خبرگزاری ایکنا، 5 اردیبهشت 1402.
3. همان
7. نقد دوگانهها (دیالکتیک تامل)
یکی از دغدغههای عماد افروغ در بحثهای فلسفی، نقد دوگانههای رایجی است که از ادبیات مدرن وارد نظریات معاصر شده است. دو مورد از مسائل این دغدغه مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است.
الف) دیالکتیک دوگانهها: علیرضا شجاعیزند معتقد است که عماد افروغ به دنبال ترکیب منسجم و برقراری دیالکتیک بین دوگانههای مدرن مثل «آزادی و عدالت»، «حق و تکلیف» و «مصلحت و حقیقت» بوده است و در این راه، تاملات جدی و راهگشایی داشته است.1
ب) جمع نظر و عمل: شریف لکزایی با اشاره به یکی از مهمترین دوگانههای مورد توجه عماد افروغ یعنی دوگانه «نظر و عمل»، بر این مساله تاکید کرد که ایشان هم از لحاظ تئوری با این دوگانه مقابله کرده و هم از لحاظ عملی، کنشگری خود را به سمت بیمعنا نشاندادن این دوگانه سوق داده است.2
پینوشت:
1. نشست بزرگداشت چهلم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 5 خرداد 1402.
2. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1402.
8. حکمت متعالیه (رئالیسم متعالیه)
همانطور که بیان شد، مرحوم عماد افروغ علاوه بر علوم اجتماعی، به مبانی فلسفی نیز ورود داشته و در باب حکمت صدرایی تحقیقاتی را انجام دادهاند که مسائل آن از منظر تحلیلگران متعدد بوده است.
الف) ارتباط انقلاب اسلامی و حکمت متعالیه: شریف لکزایی در تفسیر نگاه عماد افروغ به حکمت متعالیه، به رابطه بین آن و انقلاب اسلامی اشاره میکند. از نظر ایشان فلسفه صدرایی بهعنوان اصلیترین لایه انقلاب اسلامی یا لایه اول و زیرین آن مطرح میشود که از این بابت میتوان ویژگیهایی همچون جمع میان عقل، کشف و ذوق را در مورد آن صادق دانست که با عنایت به وحی در پیوندی با همدیگر قرار میگیرند.1 سید حسین امامی نیز معتقد است که افروغ فیلسوفی صدرایی بوده که انقلاب اسلامی را برگرفته از حکمت متعالیه توصیف میکرده است.2
ب) جامعبودن حکمت صدرایی: سید محمدحسین هاشمیان در مقام علتیابی علاقه وافر عماد افروغ به حکمت صدرایی، به مساله جامعبودن این رویکرد اشاره میکند که هیچگاه در دام دوگانههایی مثل نظر و عمل نیفتاده و با نگاهی کلان به جهان و زیست بشری مینگرد.3
ج) تفاوت حکمت متعالیه و رئالیسم انتقادی: حسن عبدی نیز به سراغ دغدغه عماد افروغ برای تبیین تفاوتهای حکمت متعالیه و رئالیسم انتقادی رفته و از چهار مقوله اصل واقعیت، استقلال جهان از فاعل شناسا، اصل علیت و اصل ضرورت به عنوان مهمترین این تفاوتها یاد میکند.4
د) استخراج جنبه های سیاسی و اجتماعی حکمت متعالیه: آیتالله جوادی آملی نکته طلاقی خود و عماد افروغ را دغدغه استخراج جنبههای سیاسی و اجتماعی حکمت متعالیه میداند و از تلاشهای ایشان در این مسیر قدردانی مینماید.5
پینوشت:
1. یادداشت انقلاب اسلامی و فلسفه صدرایی، روزنامه فرهیختگان، 26 فروردین 1402.
2. یادداشت روشنفکر منصف و عدالتجویی حقطلب، روزنامه فرهیختگان، 27 فروردین 1402.
3. نشست فریادهای خاموش، خبرگزاری ایکنا، 5 اردیبهشت 1402.
4. نکوداشت چهلم استاد افروغ، خبرگزاری حوزه، 10 خرداد 1402.
5. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1402.
9. انقلاب اسلامی (فجر نور)
از دیگر محورهای پراِرجاع اندیشه عماد افروغ میتوان به شیفتگی نظری و عملی ایشان نسبت به انقلاب اسلامی اشاره کرد که در خلال مسائل مطرحشده توسط تحلیلگران به آن پرداخته شده است.
الف) عدم امکان جدایی افروغ از انقلاب: علیرضا شجاعیزند معتقد است که به هیچوجه نمیتوان افروغ را جدای از انقلاب اسلامی حساب کرد و باید مراقب مصادره اندیشه ایشان توسط جریانات غیرانقلابی بود.1
ب) افتخار به انقلابیگری: محمد مهدی اسماعیلی در تاکید این مساله بیان کرد که عماد افروغ همواره انقلابی بوده و به این مَنش خویش افتخار میکرده است.2
ج) دلسوزی بابت فاصلهگرفتن از آرمانهای انقلاب: سید مجید امامی با تاکید فراوان از دلسوزی عماد افروغ برای فاصلهگرفتن مردم و مسئولین از آرمانهای اولیه انقلاب سخن گفته و معتقد است که تمام آثار پژوهشی ایشان ناظر به یادآوری وضع مطلوب و یا آسیبشناسی وضع موجود نسبت به آرمانهای انقلاب اسلامی است.3
د) دفاع از انقلاب: سید محمدحسین هاشمیان معتقد که عماد افروغ بیش از روحانیون و مسئولین جمهوری اسلامی، به دفاع از انقلاب با صراحت لهجه پرداخته و در این راه انتقادات زیادی را از گروههای مختلف سیاسی به جان خریده است.4
ه) تاکید بر خوانش فلسفی انقلاب: شریف لکزایی به دغدغه عماد افروغ برای ارائه خوانش فلسفی از انقلاب اسلامی اشاره کرده و معتقد است که این دغدغه تاکیدی است بر حیات و تداوم انقلاب که امکان فهمهای عمیق و عمیقتر را به مخاطبین میبخشد.5
پینوشت:
1. نکوداشت چهلم استاد افروغ، خبرگزاری حوزه، 10 خرداد 1402.
2. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
3. نکوداشت زندهیاد عماد افروغ، خبرگزاری ایرنا، 8 اردیبهشت 1402.
4. نشست فریادهای خاموش، خبرگزاری ایکنا، 5 اردیبهشت 1402.
5. یادداشت انقلاب اسلامی و فلسفه صدرایی، روزنامه فرهیختگان، 26 فروردین 1402.
10. عقلانیت انتقادی (خُردهگیری عقلانی)
علیرغم اهمیت محورهای نهگانه پیشین، به جرات میتوان پرتکرارترین و مرکزیترین محور کاری مرحوم عماد افروغ را که اکثر اندیشمندان به آن اذعان دارند، دارابودن «عقلانیت انتقادی» دانست که در مقام عمل نیز، این استاد دانشگاه را به سمت مقابله با بخشهای مختلف فرهنگی و سیاسی میکشاند. بر اساس رصد پیامهای مربوط به این محور میتوان برخی از مهمترین مسائل آن را به شرح ذیل، مرتب ساخت.
1. نقد درونگفتمانی: حمید پارسانیا در سدد تمایزبخشی بین مدل انتقادی عماد افروغ و رویکردهای انتقادی غربی مثل پوپر یا حلقه فرانکفورت برآمده و مهمترین فرق آنها را در تعهد و پایبندی افروغ به مبانی و اصول ثابت میداند. به نظر ایشان، عماد افروغ به دنبال مرجعیتبخشیدن همزمان به عقل و متون دینی مثل قرآن و نهجالبلاغه بوده و تمام انتقادات خود را نیز از زاویه همین مبانی بیان میکرده است.1 سعید معیدفر نیز عماد افروغ را اصولگرای واقعی مینامد که علیرغم پافشاری روی اصول ثابته، متناسب با شرایط جدید، انتقاداتی را مطرح کرده و فرصتهای جدیدی را پیش روی مخاطبین خود قرار میداد.2 سید مجید امامی هم با تاکید بر درونگفتمانیبودن مدل انتقادی عماد افروغ، در مقام تبیین این مدل برآمده است. از نظر ایشان چند لازمه مهم در مسیر نقد درونگفتمانی وجود دارد؛ اول آنکه ناقد باید نسبت به وضع موجود و مطلوب آگاهی کامل داشته باشد و دوم آنکه همه سلیقهها و ادراکات متعدد موجود در آن گفتمان و جامعه را لحاظ کرده و نقد خود را به سمت مصلحت آنان ببرد.3
2. شجاعت و عدم مصلحتاندیشی: آیتالله جوادی آملی در توصیف مدل انتقادی عماد افروغ به عدم مصلحتاندیشی ایشان میکنند؛ از نظر ایشان، افروغ مصلحت را در سایه تبعیت از حق دیده و مناقشه حق و مصلحت را همواره به نفع حق تمام میکرد.4 محمد فاضلی نیز با تاکید بر شجاعت عماد افروغ در نقد مسائل اجتماعی و سیاسی، ایشان را مُصلحی دانست که با دغدغه نسبت به رشد جامعه، در تنهایی خود خشمگینانه فریاد میزند و با قلم خویش، به صورت عمیق و تند درباره مسیرهای ناخرسندکننده حرکت جامعه و نظام سیاسی هشدار میدهد. ایشان همچنین مقایسهای را بین عماد افروغ و استیون لوکس در شجاعتشان برای نقد قدرت انجام داده و معتقد است که تمام افعال افروغ مثل فلسفهخوانی، توجه مضاعف به نهجالبلاغه و حتی ورود به عرصه سیاسی از همین شجاعت نقد قدرت در ایشان برآمده است.5
3. رویکرد فرهنگی و اخلاقی: حمید دهقانیان در توصیف روحیه انتقادی عماد افروغ، به مقایسه ایشان با شهید مطهری پرداخته و معتقد است که مهمترین ویژگی مشترک این دو، جمع بین اخلاق و انتقاد است. به نظر ایشان، مرحوم افروغ علیرغم خلاقیت بسیار بالایی که در انتقاد از مسائل مختلف داشت، روحیه اخلاقی خود را هیچگاه از دست نداده و همواره با رویکردی اخلاقی و با هدف اصلاح به سراغ انتقاد میرفت. مضاف براینکه اصلیترین نقد ایشان به علوم انسانی و اجتماعی موجود، حذف مولفههای اخلاقی از آنهاست که بخاطر غلبه پوزیتیویسم سطحی و افراطی در این علوم محقق شده و هویت انسان مدرن را از این هنجارها دور میسازد.6 محمدحسین صفارهرندی نیز با بیان اینکه عماد افروغ در زمان ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم، نقدهای زیادی به مسائل اجتماعی داشتند، تاکید کرد که ایشان همواره به دنبال راهحل های فرهنگی بوده و برای مثال در مقوله پوشش، هیچگاه تجویزات قانونی و امنیتی ارائه نمیکرد.7
4. نقش مردم در انتقاد: محمد منصورنژاد با بیان اینکه جامعهشناسان باید در رسالت خود کاملا مردمگرا عمل کرده و در انتقادات خود به مسائل مردم بپردازند، عماد افروغ را از این باب، نیمه مردمگرا نامید. به نظر ایشان مرحوم افروغ غیر از چند سال آخر عمر خود، هیچگاه صریح و شفاف در کنار مردم جامعه قرار نگرفته و انتقاداتش نیز صرفا ناظر به ساختارها و به هدف ماندن در گفتمان حاکم بوده است.8 در نقطه مقابل این ادعا سید حسین امامی معتقد است که عماد افروغ از معدود منتقدینی است که هیچگاه مردم را فراموش نکرده و همواره بدون اینکه در تلاش برای بهدستآوردن شهرت باشد، برای مردم و از زبان مردم نسبت به مسائل مختلف انتقاد کرده و بخاطر همین هم اقشار مختلف به او احترام گذاشته و از او قدردانی میکردند.9
5. مهمترین موضوع نقد: در مقام بیان مهمترین موضوع انتقادی عماد افروغ، محسن جبارنژاد به مساله فاصله جمهوری اسلامی از اهداف انقلاب اشاره مینماید. به نظر ایشان مساله اصلی مرحوم افروغ در مواجهه با مساله دولت این بوده که ما مظروفی به نام انقلاب اسلامی را میخواهیم در ظرفی مشابه با ساختارهای رژیم سابق جا دهیم و این امکانپذیر نیست چرا که این دو اساسا با یکدیگر ناهمخوانی دارند. البته غیر از این اشکال نظری و ساختاری، ایشان انتقادات دیگری هم به مسائل مختلفی همچن رانتهای اقتصادی مسئولین داشته است. به نظر ایشان مرحوم افروغ بهواسطه تاثیری که توامان از کلگرایی صدرایی و نیز علیتگرایی کلگرایِ «روی بسکار» پذیرفته بود و نیز پیوندی که میان حکمت نظری و حکمت عملی قائل بود، بر این باور بود که مشکلات امروز ما ناشی از عدم فهم ابعاد تئوریک انقلاب اسلامی و نیز فقدان تفکر منظومهای است و درست به همین دلیل است که کشور را چهلتکه اداره میکنیم.10
6. ارائه مدل ایجابی: محمدحسن علایی با تاکید بر اینکه وظیفه روشنفکران انتقادی، ارائه مدل ایجابی برای آسیبهای اجتماعی است، معتقد است که عماد افروغ صرفا زبان انتقاد سلبی داشته و هیچ ملاحظه ایجابی در کلام ایشان نسبت به مشکلات فرهنگی و اجتماعی یافت نمیشود.11 در نقطه مقابل این دیدگاه، علیاصغر اسلامیتنها معتقد است که عماد افروغ در کنار انتقادات زیادی که به ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه داشت، ایدههای فرهنگی و ایجابی زیادی را برای هدایت سیاستمداران و فرونشاندن طغیان اراده معطوف به قدرت ارائه میداد. مضاف بر اینکه مرحوم افروغ در تمام تولیدات اندیشهای خود به دنبال بازخوانی هویت در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بوده و از این باب، اساسا به دنبال ارائه مدل ایجابی و کارآمد بوده است.12
پینوشت:
1. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
2. نشست بزرگداشت چهلم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 5 خرداد 1402.
3. نکوداشت زندهیاد عماد افروغ، خبرگزاری ایرنا، 8 اردیبهشت 1402.
4. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1302.
5. یادداشت جامعهشناسِ نقدِ قدرت، روزنامه اعتماد، ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
6. بزرگداشت شخصیت استاد افروغ در کهکیلویه و بویراحمد، 3 اردیبهشت 1302.
7. نشست بزرگداشت مرحوم عماد افروغ، خبرگزاری ایکنا، 6 اردیبهشت 1402.
8. یادداشت جامعهشناسی نیمهمردمگرا، کانال تلگرامی حسن محدثی، 26 فروردین 1402.
9. یادداشت روشنفکر منصف و عدالتجویی حقطلب، روزنامه فرهیختگان، 27 فروردین 1402.
10. یادداشت تدارک بنیادی برای سیاست و دولت، روزنامه فرهیختگان، 26 فروردین 1402.
11. یادداشت “آیندهی ایران” و تذکارهای آقای جامعهشناس!، کانال تلگرام بیژن عبدالکریمی، 2 اردیبهشت 1402.
12. یادداشت عماد علوم اجتماعی انقلاب اسلامی، کانال ایتای انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه، 25 فروردین 1402.
متن فوق شهریور 1402 در مجله دیده بان اندیشه(سال چهارم، شماره دوم، پیاپی 50، خرداد و تیر 1402) منتشر شد.