افروغ: از تعطیلی فکر نگرانم/مکانیزم‌ها در خدمت شعارها و برنامه‌ها نیستند

عماد افروغ با بیان اینکه «از تعطیلی فکر نگرانم»، گفت: تحقق برنامه پنجم توسعه امکان ندارد مگر اینکه از احساس‌گرایی، عاطفه‌گرایی صرف و توهم فاصله بگیریم و با عقلانیت میانه خوبی داشته باشیم.

عماد افروغ با بیان اینکه «از تعطیلی فکر نگرانم»، گفت: تحقق برنامه پنجم توسعه امکان ندارد مگر اینکه از احساس‌گرایی، عاطفه‌گرایی صرف و توهم فاصله بگیریم و با عقلانیت میانه خوبی داشته باشیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، عماد افروغ درباره سیاست‌های حوزه فرهنگ و علم و فناوری برنامه پنجم توسعه، با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر تحول و ارتقای علوم انسانی از طریق تقویت جایگاه این علوم، جذب افراد مستعد و باانگیزه، اصلاح متون و روش‌های آموزشی، ارتقای کمی و کیفی مراکز پژوهشی و ترویج نظریه‌پردازی، نقد و آزاداندیشی، اظهار داشت: امروز جایگاه علوم انسانی در کشور جایگاه درخوری نیست و زیر سایه سنگین علوم طبیعی قرار گرفته و منزلت اصیل خود را از دست داده است.
وی افزود: در جامعه ایرانی، با وجود فرهنگ ایرانی و انقلاب اسلامی، انتظار می‌رود علوم انسانی جایگاهی بالاتر از علوم دقیقه داشته باشد، اما همچنان معیارها و شاخص‌های مهندسی و پزشکی بر سیاست‌گذاری‌های آموزشی و پژوهشی حاکم هستند و عالمان علوم انسانی نیز با همان معیارها ارزیابی می‌شوند. این وضعیت هم به اندیشمندان علوم انسانی آسیب می‌زند و هم به جامعه، فرهنگ و انقلاب.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی خاطرنشان کرد: اگر انقلاب اسلامی دارای وجهی فرهنگی، فلسفی و فکری است، باید فلسفه، فکر و نظریه‌پردازی شجاعانه جایگاه قابل قبول‌تری داشته باشند، در حالی که امروز نه تنها چنین جایگاهی وجود ندارد، بلکه کشور در این زمینه روندی افولی را تجربه می‌کند که زیبنده جمهوری اسلامی ایران نیست.
افروغ با بیان اینکه «ما دچار نقض غرض شده‌ایم»، درباره الزامات نهادینه شدن نقد و نظریه‌پردازی گفت: نظریه‌پردازی، آزاداندیشی و نقد عمدتاً با عرصه قدرت غیررسمی پیوند دارند، اما متأسفانه قدرت غیررسمی ما ضعیف شده و فضای ملاحظه‌کاری، محافظه‌کاری و خودسانسوری در برخی نهادها آن‌چنان گسترش یافته که امکان نواندیشی را محدود کرده است. یا عرصه رسمی باید شجاعت بیشتری از خود نشان دهد یا دست‌کم به الزامات آزاداندیشی و نقد تن دهد؛ به بیان دیگر، نباید عرصه مدنی تضعیف شود.
وی درباره ارتباط صنعت و دانشگاه نیز اظهار داشت: این موضوع همواره در سطح شعار مطرح بوده، اما مکانیزم‌های لازم برای تحقق آن فراهم نشده است. شعارها خوب هستند، اما سازوکارها در خدمت این شعارها قرار ندارند. اگر قرار است دانشگاه با صنعت پیوند بخورد، باید این پیوند بر اساس معرفت‌شناسی‌ای تعریف شود که به نسبت علم با فرهنگ و جامعه باور داشته باشد.
این جامعه‌شناس ادامه داد: تحقق ارتباط صنعت و دانشگاه مستلزم استقلال نسبی دانشگاه است. دانشگاهی که رئیس آن توسط مقامات سیاسی منصوب می‌شود و در تصمیم‌گیری‌ها استقلال و آزادی عمل ندارد، نه احساس رقابت می‌کند و نه می‌تواند نقش مؤثری در تعامل با صنعت ایفا کند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از ارتباط دانشگاه و صنعت بی‌معناست.
افروغ در پاسخ به این نکته که رؤسای دانشگاه‌ها بر اساس قانون توسط وزیر علوم یا وزیر بهداشت منصوب می‌شوند، گفت: امروز هم به اصلاح قوانین نیاز داریم و هم به اصلاح نوع نگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاه‌ها. استقلال دانشگاه باید در پذیرش دانشجو، ارزیابی استادان، رشد کیفی و ارتباط با جامعه و صنعت خود را نشان دهد. اگر رقابت از عرصه فکر و اندیشه حذف شود، نباید انتظار رشد داشت. امروز دانشگاه‌های کشور بیشتر خط می‌گیرند تا خط بدهند، در حالی که ساحت علم، ساحت خط‌دهی است نه خط‌گیری.
وی با انتقاد از وضعیت نهادهای فکری کشور افزود: نظام سیاسی کشور در حال خط‌دهی به نظام فرهنگی است و حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، که باید خط‌دهنده باشند، به اشتباه خط‌گیر شده‌اند. حوزه‌های علمیه بیش از همه از این وضعیت آسیب دیده‌اند؛ زیرا به جای آنکه قابلیت‌های تمدنی و فرهنگی خود را بازشناسی کرده و به تولید علم بومی کمک کنند، در فرآیند وحدت حوزه و دانشگاه بیش از حد تابع دانشگاه شده‌اند. حتی برخی مراکز مطالعاتی حوزوی برای انجام فعالیت‌های خود از دانشگاه کسب اجازه می‌کنند که این وضعیت، نوعی مصیبت مضاعف است.
افروغ درباره تأکید مقام معظم رهبری بر مشارکت بخش غیردولتی در تولید علم و فناوری نیز گفت: اگر واقعاً چنین مشارکتی مدنظر است، باید از تمرکزگرایی دست برداشت. با نگاه سلسله‌مراتبی و تمرکزگرایانه نمی‌توان مراکز علم‌ساز در عرصه مدنی را تقویت کرد. همچنین بودجه‌های پژوهشی باید به سمت پژوهش‌های بنیادین هدایت شوند و صرفاً به پروژه‌های عددی و ظاهری اختصاص نیابند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به سیاست‌های فرهنگی برنامه پنجم توسعه، بر ضرورت فهم اندیشه دینی و سیاسی امام خمینی (ره) به عنوان معیار اصلی سیاست‌گذاری‌ها تأکید کرد و گفت: این اندیشه‌ها روشن و قابل دسترس‌اند و اگر ابهامی وجود دارد، باید با مطالعه و تأمل برطرف شود و سپس مبنای برنامه‌ریزی‌های کشور قرار گیرد.
این استاد دانشگاه همچنین درباره تأکید مقام معظم رهبری بر مقابله با جریانات انحرافی و خرافه‌گرایی اظهار داشت: امروز جریانات انحرافی و موهومات در جامعه رواج یافته‌اند و منشأ آنها تنها برداشت‌های خرافی مردم نیست، بلکه گاه برخی رضایتمندی‌های موجود در بخش‌هایی از ساختار قدرت نیز در تداوم آنها نقش دارد. ظاهرگرایی و جمود بر ظواهر، هم در عرصه غیررسمی و هم در برخی سطوح رسمی تصمیم‌گیری نفوذ کرده است و هر جا عقلانیت و مشارکت محدود شود، زمینه برای گسترش این پدیده‌ها فراهم می‌شود.
وی افزود: در چنین شرایطی، وظیفه عالمان دین و روشنفکران حقیقت‌گرا برای تعمیق معرفت دینی مردم و مقابله با خرافه و خرافه‌سازان دوچندان می‌شود و خوشحالم که مقابله با خرافه در سیاست‌های برنامه پنجم توسعه مورد توجه قرار گرفته است.
افروغ درباره تأکید مقام معظم رهبری بر ایجاد درک مشترک از چشم‌انداز بیست‌ساله نیز گفت: اگر ابهام یا تردیدی درباره این چشم‌انداز وجود دارد، باید از طریق گفت‌وگو و تعامل میان گروه‌ها و نخبگان برطرف شود تا جامعه به فهم مشترکی از اهداف بلندمدت کشور برسد.
وی در ادامه با اشاره به اهمیت اصول اخلاقی اظهار داشت: جامعه ما با وجود مبانی اخلاقی و غایات اخلاقی انقلاب اسلامی، به دلیل اقتصادزدگی، سیاست‌زدگی و کمیت‌زدگی، دچار مشکلات جدی اخلاقی شده است و بخشی از این مشکلات به نوع سیاست‌ها و رفتارهای حاکم بازمی‌گردد.
این جامعه‌شناس درباره ویژگی‌های دولتی که می‌تواند برنامه پنجم توسعه را محقق کند، گفت: دولت باید دولتی برنامه‌محور و عقلانی باشد و برای مشارکت مردم در سطوح مختلف حساب باز کند. اداره کشور بر اساس پندارها و تشخیص‌های فردی، حتی اگر درست باشند، نمی‌تواند کشور را به مقصد برساند. مشارکت مردم هم بر مشروعیت مسیر اثر می‌گذارد و هم بر محتوای آن.
افروغ با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران بدون مشارکت مردم قابل اداره نیست، افزود: مشارکت مردم تنها به حضور هیجانی و شعاری محدود نمی‌شود، بلکه مردم باید در تصمیم‌گیری، نظارت و اجرای امور کشور نقش داشته باشند. از ملزومات تحقق برنامه پنجم توسعه نیز پرهیز از کلی‌گویی، حرکت بر اساس برنامه و راهبرد و تکیه بر عقلانیت است.
وی در پایان گفت: تحقق برنامه پنجم توسعه امکان ندارد مگر اینکه از احساس‌گرایی، عاطفه‌گرایی صرف و توهم فاصله بگیریم. متأسفانه این توهم‌ها امروز موجب تعطیلی فکر شده‌اند و من از تعطیلی فکر نگرانم. اگر سیاست‌های برنامه‌های کشور به مرحله اجرا نرسند، جامعه به تدریج از هرگونه برنامه، استراتژی و تفکر فاصله می‌گیرد و فضای روزمرگی بر کشور حاکم می‌شود؛ فضایی که متأسفانه تا حد زیادی شاهد آن هستیم.
این خبر 30 دی ۱۳۸۷ با شماره خبر 815745 منتشر شد.