افروغ در رونمایی از کتاب دیالکتیک و تفاوت: بین نظر و عمل ما فاصله است/ فلسفه باید خادم باشد نه مخدوم

یک جامعه‌شناس گفت: در حال حاضر بین نظر و عمل ما فاصله است، چرا فلسفه نباید به کمک ما در دنیا بیاید و منبع رهایی‌بخش ما باشد، مگر قرار نبود فلسفه خادم باشد، چرا الان مخدوم است؟

یک جامعه‌شناس گفت: در حال حاضر بین نظر و عمل ما فاصله است، چرا فلسفه نباید به کمک ما در دنیا بیاید و منبع رهایی‌بخش ما باشد، مگر قرار نبود فلسفه خادم باشد، چرا الان مخدوم است؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، مراسم رونمایی از دو کتاب «دیالکتیک و تفاوت» نوشته آلن نری با ترجمه عماد افروغ و «شرحی بر دیالکتیک روی بسکار» به قلم افروغ، شب گذشته (سه‌شنبه ۲۷ بهمن) در قالب هشتادمین نشست «راویان اندیشه» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، افروغ، مؤلف و مترجم آثار گفت: دو کاری که اخیراً منتشر شده ثمره عمر من است و من ۲۴ سال منتظر چنین روزی بودم. بنده در دوران دانشجویی با رئالیسم انتقادی آشنا و به این حوزه علاقه‌مند شدم. در زمانی هم که در دانشگاه تدریس را شروع کردم فکر کردم که جای چنین بحثی خالی است؛ به همین دلیل هم این موضوع را پیگیری کردم تا امروز که در قالب دو کتاب منتشر شد.
وی افزود: رئالیسم انتقادی سه فاز دارد؛ فاز اولیه، دیالکتیک و چرخش معنوی. فاز اولیه بیشتر جنبه شناخت‌شناسی و در مقابل رئالیسم تجربی هیوم قرار دارد. البته مباحث دیالکتیک روی بسکار و کل بحث دیالکتیک یک فاز دیگری هم دارد که امروز قصدم بیشتر رونمایی از این فاز است، آن هم مقایسه حرکت و عرفان ملاصدرا و بسکار است که کلیدش را زده‌ام و قول می‌دهم به‌زودی به نتیجه برسانم.
افروغ ادامه داد: زمانی که در دانشگاه مشغول تدریس بودم حال خوبی نداشتم، چون می‌دیدم که همه مباحث به سمت پوزیتیویسم می‌رود. از همین جا تصمیم گرفتم کار جدید و دیالکتیکی انجام بدهم که البته هزینه‌هایی هم برایم داشت و الحمدلله که هزینه داشت، چون کار دیالکتیکی بدون هزینه معنایی ندارد.
نویسنده «شرحی بر دیالکتیک روی بسکار» اضافه کرد: در رئالیسم اولیه مفاهیم مختلفی وجود دارد؛ ناگذرايی وجودی که نقد رئالیسم تجربی هیوم است، نسبیت معرفت‌شناختی، نقد انسان‌انگاری و مغالطه معرفت‌شناختی و زبان‌شناختی از جمله این مفاهیم هستند. در مفهوم نسبیت معرفت‌شناختی، اعتقاد به ادراک انطباق با واقع وجود ندارد؛ البته این به معنای نسبیت در داوری نیست، یعنی این‌گونه نیست که همه معرفت‌ها به یک نسبت درست باشند. نکته قابل تأمل در رئالیسم انتقادی دیالکتیک این است که عظمت این دیدگاه در غیاب است؛ به این معنا که سهم عالم درباره غیاب یک قطره کوچک در برابر دریا و این به معنای داشتن امید و نفی استقرا، دوری از پوچی و نفی بسته بودن عالم است.
این نویسنده و مترجم ادامه داد: مسائلی که تا به اینجا توضیح دادم همگی مقدمه بحث روی بسکار است. بنده با اینکه سال‌ها درگیر با آرای روی بسکار بودم، ولی باز هم کار ترجمه برایم سخت بود. بارها سراغ ترجمه رفتم، ولی دیدم ترجمه آثار او کار من نیست تا اینکه شرحی از کتاب بسکار به دستم رسید و تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم؛ با این حال باز هم ترجمه آن کار بسیار سختی بود. بارها آن را خواندم و تصحیح کردم و تلاش کردم کمترین تعداد غلط را داشته باشم.
افروغ با تشریح دیالکتیک روی بسکار گفت: دیالکتیک روی بسکار چهار وجه دارد؛ نایِکسانی، غیاب، چرخش معنوی و کنش و عمل دگرگون‌ساز. این چهار وجه با دیالکتیک سه‌وجهی هگل اگرچه یک‌سری مشترکات دارد، ولی تفاوت‌های اساسی هم دارد.
این جامعه‌شناس ایرانی در ادامه صحبت‌هایش به سایر مفاهیم دیالکتیک بسکار پرداخت و توضیح داد: وجود چهارسطحی، فرا‌نقد یک و دو و اشکال آزادی از دیگر مفاهیم دیالکتیکی روی بسکار است. روی بسکار قرائتی از آزادی دارد که اصلاً با قرائت‌های موجود درباره آزادی همخوانی ندارد. او برای آزادی هفت شکل قانونی، از چه برای چه، رهایی، استقلال، بهروزی، بالندگی و جامعه سعادتمند را متصور است.
نویسنده «شرحی بر دیالکتیک روی بسکار» اضافه کرد: پس از انتشار کتاب «سلوک نفس» چند نفر از دانشجویان ارشد او با بسکار جلسه گپ‌وگفتی برگزار کردند که بعدها همین گفت‌وگو کتاب شد. نکته جالب این است که با وجود اینکه آنها مارکسیست بودند و نگاه ماتریالیستی داشتند، ولی به نتایجی رسیدند مبنی بر اینکه امروز باید بازگشت به خدا داشته باشیم و خدا به آکادمی برگشته است. بسکار معتقد است گناه دوام نمی‌آورد و باطل نمی‌ماند. در بخشی از اثر او آمده است: خدا شرط بلاشَرط و ریشه غایی انسان است.
نویسنده «هویت ایرانی» تأکید کرد: متأسفانه امروز بین نظر و عمل ما فاصله است، چرا فلسفه نباید به کمک ما در دنیا بیاید و منبع رهایی‌بخش ما باشد، مگر قرار نبود فلسفه خادم باشد، چرا الان مخدوم است؟ همه علوم خادم تعالی و رهایی‌بخشی انسان هستند، نه در خدمت اسارت انسان! بسکار معتقد است که از یک زمانی به بعد دیگر به فلسفه نقد وارد است؛ زمانی که به شدن و تغییر و قیام توجه نکرده و مترصد شرایط سیاسی شده است.
افروغ در پایان گفت: متأسفانه سه چهار ماه پیش روی بسکار از دنیا رفت. پیش از آن، بنده مکاتباتی با ایشان داشتم و مطرح کردم که می‌خواهم آرای او را با ملاصدرا مقایسه کنم. با اینکه شناختی از ملاصدرا نداشت، از این کار بسیار استقبال کرد، ولی خب عمرشان در دنیا نماند.
پس از سخنرانی افروغ، دکتر حمید پارسانیا و دکتر رضا داوری اردکانی درباره دو اثر جدید افروغ سخنرانی کردند.
بخش پایانی این مراسم به رونمایی از دو کتاب «دیالکتیک و تفاوت» و «شرحی بر دیالکتیک روی بسکار» اختصاص داشت؛ همچنین در این بخش از طرف فرهنگسرای اندیشه لوح تقدیر و تابلوی تزئینی به سخنرانان و نویسنده آثار اهدا شد.
این خبر 28 بهمن 1394 با شماره خبر 3559338 منتشر شد.