افروغ: روش‌های پژوهشی کشور بیش از حد کمیت‌گراست

عماد افروغ با انتقاد از وضعیت پژوهش در کشور گفت: پژوهش‌هایی که در کشور انجام می‌شود، هیچ نسبتی با نیازهای واقعی مردم و زیست‌جهان اجتماعی آنها ندارد و غلبه رویکرد پوزیتیویستی موجب شده است روش‌های پژوهشی بیش از حد کمیت‌گرا شوند.

عماد افروغ با انتقاد از وضعیت پژوهش در کشور گفت: پژوهش‌هایی که در کشور انجام می‌شود، هیچ نسبتی با نیازهای واقعی مردم و زیست‌جهان اجتماعی آنها ندارد و غلبه رویکرد پوزیتیویستی موجب شده است روش‌های پژوهشی بیش از حد کمیت‌گرا شوند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر عماد افروغ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در نشست بررسی راهکارهای افزایش تأثیرگذاری عمومی پژوهش که به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، با انتقاد از وضعیت پژوهش در کشور گفت: در اغلب پژوهش‌هایی که در حوزه و رشته ما در کشور صورت گرفته، میان دانش نظری و دانش عملی (زیست‌جهان) نوعی بیگانگی وجود دارد.
وی افزود: پژوهش‌هایی که در کشور انجام می‌شود، هیچ ربطی به نیاز مردم ندارد و در فضای زیست‌جهان آنها نیست. اگر قرار باشد پژوهش‌های خوبی انجام شود، معتقدم باید یک مثلث موضوع، هدف و روش وجود داشته باشد. البته لازم است تناسبی میان این موضوعات برقرار باشد و هر دو ضلع مثلث نیز می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
افروغ با تأکید بر اینکه موضوعات در پژوهش متفاوت هستند، افزود: هر موضوعی تبیین‌بردار نیست؛ برای مثال، وقتی موضوع تحقیق ایدئولوژی است، این موضوع چه نسبتی می‌تواند با پیش‌بینی داشته باشد؟
این پژوهشگر و نویسنده با بیان اینکه غالب پژوهش‌های علوم انسانی و حتی علوم طبیعی واجد یک وجه هرمنوتیکی هستند، گفت: برای شناخت یک پدیده باید از دالانی از مفهوم عبور کنیم.
وی با بیان اینکه متأسفانه بر روی این مثلث دقت نمی‌شود، تأکید کرد: بر اثر غلبه دیدگاه پوزیتیویستی در کشور، روش‌های پژوهشی بیش از حد کمیت‌گرا شده‌اند. ما با دو جریان پوزیتیویستی و هرمنوتیکی مواجه هستیم، اما لازم است روشی وجود داشته باشد که از هر دو جریان استفاده کند، بی‌آنکه عین هیچ‌یک از آنها باشد.
افروغ با اشاره به اینکه روش تنها یک ابزار نیست و خود روش نیز دارای مثلث است، گفت: روش با نظریه اجتماعی و فلسفه اجتماعی تعامل دارد. می‌خواهم ضلع دیگری به این مثلث اضافه کنم و آن را به مربع تبدیل کنم و آن ضلع، محقق و اخلاق است.
وی با اشاره به اینکه هستی‌شناسی مقدم بر روش‌شناسی است، تصریح کرد: جهان تابع معرفت ما نیست. انسان‌محوری که از دکارت آغاز شد و در کانت نیز بازتولید شد را برنمی‌تابم. هر واقعیت بیرون از ما سه سطح دارد: سطح تجربی، سطح فعلیت‌یافتگی و سطح واقعی که اساساً دیده نمی‌شود. این امر خط بطلانی بر دیدگاه پوزیتیویست‌هاست. تقدم موضوع بر سایر عناصر می‌تواند بر شناخت ما تأثیر بگذارد. موضوعات ساخت‌یافته، تمایزیافته و متغیر هستند.
افروغ در ادامه با بیان اینکه گام نخست پژوهش مفهوم‌شناسی است، گفت: لازم است موضوع ابتدا مفهوم‌شناسی شود. بر اساس این مقدمات، روش تنها یک ابزار خنثی نیست، بلکه مفهومی کاملاً عملی است و با زیست‌جهان ارتباط دارد.
وی تأکید کرد: باید نسبتی میان فرهنگ و جامعه از یک سو و علم از سوی دیگر برقرار شود. نباید عرصه آکادمیک با عرصه زیست‌جهان و حیات پرشور اجتماعی بیگانه باشد؛ در این صورت دانشگاه هیچ نیازی را نمی‌تواند پاسخ دهد. اگر پژوهش‌ها تا امروز خوب و مطلوب بود، تاکنون عمومی شده بود.
این خبر 29 آذر 1390 با شماره خبر 1488909 در خبرگزاری مهر منتشر شد.