عماد افروغ با بیان اینکه مقبولیت ریاستجمهوری عمدتاً از طریق انتخابات و وجه حقانیت از طریق تنفیذ به دست میآید، گفت: اگر تعارضی بین مقبولیت و حقانیت پیش بیاید، علیالقاعده وزن حقانیت سنگینتر است؛ بنابراین تا تنفیذ رأی و انتخاب مردم توسط رهبری صورت نگیرد، فلسفه سیاسی مردمسالاری دینی کاملاً محقق نمیشود و مشروعیت حاصل نمیشود.
به گزارش خبرنگار مهر، تا ساعاتی دیگر مراسم تنفیذ و فردا مراسم تحلیف هفتمین رئیسجمهور ایران برگزار میشود و دکتر حسن روحانی برای چهار سال رئیسجمهوری اسلامی ایران خواهد شد. در گفتوگویی با دکتر عماد افروغ، فلسفه تنفیذ و تحلیف در جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفت.
دکتر عماد افروغ در پاسخ به این سؤال که فلسفه تنفیذ ریاستجمهوری در نظام سیاسی ما چیست، گفت: فلسفه تنفیذ ریاستجمهوری در نظام ما خیلی روشن است و در واقع معرف و مؤید فلسفه سیاسی مردمسالاری دینی است، چون همانگونه که بارها گفته شده است، مردمسالاری دینی فلسفه سیاسی نوظهوری در پاسخ به سؤال کهن مشروعیت یا قانونیت یا «از چه کسی باید اطاعت کرد» است.
وی افزود: پاسخ مردمسالاری دینی این است که از کسی که هم مورد قبول و رضایت مردم باشد و هم به لحاظ شرعی ویژگیهای لازم را داشته باشد، یعنی جمع حقانیت و مقبولیت، جمع شرعیت و رضایت یا مقبولیت، باید اطاعت کرد. مردم پای صندوقهای رأی میروند و فردی را انتخاب میکنند؛ این وجه مقبولیت مردمسالاری دینی است. بحث این است که هم باید وجه مقبولیت افراد و هم وجه شرعیت افراد احراز شود و مورد تأیید قرار گیرد. البته این وجه مقبولیت و شرعیت هم در وجه انضمامی آن حالت دیالکتیک دارد و نباید به صورت ایستا به آن نگاه کرد.
افروغ ادامه داد: به هر حال وجه دیالکتیک به معنای اختلاط و خلط این دو با یکدیگر نیست. مقبولیت عمدتاً از طریق انتخابات و وجه حقانیت در سطح ریاستجمهوری از طریق تنفیذ به دست میآید؛ یعنی مردم انتخاب میکنند و با تنفیذ جمع و در مورد ریاستجمهوری معرفی میشود. با توجه به اینکه علیالقاعده وزن حقانیت نسبت به وزن مقبولیت، در شرایطی که تعارضی بین این دو پیش بیاید، سنگینتر است، به نظر میرسد که حسب وزن بیشتر، تا تنفیذ رأی و انتخاب مردم توسط رهبری صورت نگیرد، فلسفه سیاسی مردمسالاری دینی کاملاً محقق نمیشود؛ یعنی مشروعیت حاصل نمیشود. بنابراین ضمن اینکه گفتیم مشروعیت صرفاً به معنای شرعیت نیست و هم به معنای شرعیت است و هم مقبولیت، با تنفیذ هم مقبولیت حاصل میشود و هم شرعیت و حسب جایگاهی که شرعیت نسبت به مقبولیت دارد، به نظر میرسد حرف آخر را باید تنفیذ رهبری بزند.
این استاد جامعهشناسی در پاسخ به اینکه فرق بین تنفیذ و نصب در چیست و آیا نصب مقبولیت را ندارد، گفت: بله، اگر اینگونه نبود، دیگر نیازی به انتخابات نبود و رهبری میتوانست کسی را نصب کند، اما در این صورت حالت مقبولیت زیر سؤال میرفت. وجه مقبولیت در نظام سیاسی ما عین وجه مقبولیتی که در همه دنیا وجود دارد، طبق فرآیند دموکراتیک صورت میگیرد. اما به هر حال باید مهر تأییدی بر این انتخاب گذاشته شود، حسب اینکه قرار است مردمسالاری دینی ما جهتدار و دینی باشد.
وی افزود: وقتی پای دین به وسط میآید، در تنفیذ ریاستجمهوری پای مقام دینی خاص در نظام جمهوری اسلامی ایران، که ولیفقیه باشد، به میان میآید که البته ولیفقیه هم باز خودش انتخاب شده است؛ یعنی رابطه را نباید ایستا و خشک ببینیم، بلکه باید یک رابطه دیالکتیک ببینیم. ولیفقیه هم در جای دیگری و در مرتبت دیگری، خودش مشمول دو اصل حقانیت و مقبولیت بوده است؛ یعنی حقانیت او به صفات و ویژگیهایی برمیگردد که برای فقیه و ولیفقیه ذکر میشود و مقبولیتش هم به انتخاب مردم برمیگردد. یعنی در یک سطح و لایه دیگری این مقبولیت و حقانیت را داریم. من فکر میکنم این حقانیت و مقبولیت که با هم مشروعیت نظام را تشکیل میدهند، در سطوح و لایهها و ردههای مختلف قابل مشاهده است.
افروغ در پاسخ به این سؤال که با توجه به اینکه تنفیذ در کشور ما وجود دارد و شاید در کشورهای غربی و اسلامی دیگر وجود نداشته باشد، چه آثار و برکاتی برای نظام خواهد داشت، گفت: به هر حال راهی برای وجه شرعی و حقانیت جمهوری اسلامی ایران است. ما یک نظام دینی هستیم؛ به رغم اینکه شکل دموکراسی و جمهوری را پذیرفتیم، اما شکل جمهوری را بدون جهت و محتوایش نمیخواهیم. ما جمهوری را با جهت و محتوای اسلامی میخواهیم. تنفیذ ضمانتبخش وجه دینی و اسلامی است، چون همه کشورها میتوانند از شکل جمهوری یا دموکراسی استفاده کنند. در بسیاری از کشورها تا حدودی از این روش و دموکراسی استفاده میشود. دموکراسی یک شکل عام است و حداقل از این منظر یک کار صرفاً معطوف به روش است، اما جهتش را از جای دیگری میگیرد.
وی افزود: این همان صحبت امام است که فرمودند جمهوری، شکل و اسلام محتوا را تعیین میکند. اینجا بحث جهت و محتواست. از آنجایی که قرار است کشور ما به صورت اسلامی اداره شود، اما به این معنا نیست که رأی به مردم تحمیل شود یا مردم خواستار حکومت اسلامی نباشند. اینکه اسلامیت نظام به چه چیزی برمیگردد، بحث مفصلی است. به این برمیگردد که قواعد و آموزههای اسلامی در وجه معارف و اخلاقیات، احکام و… لحاظ شود.
این استاد جامعهشناسی در ادامه درباره فلسفه تحلیف و سوگند مقامات، بهویژه رئیسجمهور، گفت: تحلیف، سوگند است. بحثی است که رئیسجمهور در چارچوب قوانین مصوب سوگند یاد میکند که در این چارچوب عمل کند؛ مثلاً از اعمال اراده شخصی پرهیز کند و از دور زدن قانون اجتناب بورزد. یا از اینکه خدای نکرده تفسیر غلط از قانون اساسی کند، اجتناب بورزد؛ یعنی هم قانون را دور نزند و رأی شخصی خود را اعمال نکند و همچنین قوانینی مغایر با قانون اساسی کشور را لحاظ نکند. در واقع در چارچوب قواعد و مقررات و قوانین مصرح عمل کند؛ هم به شکل قانون پایبند باشد و بالاتر از آن به محتوای قانون عمل کند.
وی ادامه داد: به طور ویژه روح تحلیف وفاداری به اصل تفکیک قواست؛ یعنی رئیس قوه مجریه باید بداند که مجری مصوباتی است که در جای دیگر تصویب میشود و اینطور نیست که خودش قانونگذار مستقلی باشد و منویات خود را هم تصویب کند و هم به اجرا بگذارد. یعنی رئیسجمهور باید بداند که اصل تفکیک قوا وجود دارد. البته رئیسجمهور میتواند در تصویب قوانین لایحه بدهد و بحثها و گفتوگوهای خودش را داشته باشد، اما باید بداند که مقام اجرا، مقام اجراست.
افروغ تأکید کرد: در جمهوری اسلامی، تحلیف باید مضاعف باشد. به لحاظ تاریخی عرض میکنم، متأسفانه در تاریخ ما هنوز به جایی نرسیدیم که به تفکیک قوا عملاً پایبند باشیم؛ یعنی هنوز رئیس قوه مجریه در رأس است، در حالی که قرار است قوه مقننه در رأس باشد. ما هنوز واقعاً با حالتی که قوه مقننه در رأس قوا باشد فاصله داریم. شعار داده میشود، اما به نظرم هیچگاه مجلس در رأس نبوده است. باور کنید اگر مجلس در رأس باشد که خود مجلس هم عوض میشود، مجلس هم شکل دیگری پیدا میکند و نمایندگان دیگری را خواهد داشت و معرفتر خواهد بود.
وی افزود: اگر میبینیم مجلس تا حدودی اسیر لابی است، اگر میبینیم قوه مجریه بعضاً مجلس را میبندد و به هر حال در تعیین نمایندگان دخل و تصرف میکند که در این سالها شاهدش بودیم، به خاطر این است که مجلس در رأس نیست و عملاً قوه مجریه در رأس است. اما اگر قوه مقننه در رأس باشد، در مخیله قوه مجریه هم خطور نمیکند که خدای نکرده بخواهد نفوذ کند، فهرست بدهد و به گونه مستقیم یا غیرمستقیم در تعیین نمایندگان دخل و تصرف کند. این ضایعهای بود که شاهد آن بودیم، در همین سالها هم شاهدش بودیم. قوه مجریه میگفت که من هیچ دخل و تصرف و دخالتی ندارم، اما عملاً میدیدیم که لیست هم میداد و کمک هم میکرد که نمایندگانشان وارد مجلس شوند. این کار به خاطر این بود که مجلس در رأس نیست و کماکان قوه مجریه در رأس است، به خاطر سابقه نهچندان موجه تاریخی.
افروغ ادامه داد: اگر به این سمت حرکت کنیم که تفکیک قوا رعایت شود و مجلس در رأس باشد، به نظر من سوگند معنای مضاعفی به خودش میگیرد؛ یعنی کسی که به عنوان رئیسجمهور سوگند یاد میکند باید سوگند یاد کند که به تفکیک قوا پایبند باشد و در فرآیند شکلگیری قوه مقننه دخالتی نکند و کمک هم کند که مجلس در رأس باشد، چون وقتی مجلس در رأس باشد یعنی قواعد و انضباط در رأس است و کشور منضبط و قاعدهمند اداره میشود؛ چیزی که آرزویش را داریم و اصلاً جمهوری اسلامی آمده که حکومت قاعدهمند و منضبط دینی، فقهی و اسلامی را عرضه کند.
این گفتگو توسط سید حسین امامی تهیه و 12 مرداد 1392 با شماره خبر 2109174 منتشر شد.