افروغ: هدف وسیله را توجیه نمی‌کند/قدرت تنها ابزار است نه غایت

یک استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه در تقوای سیاسی، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و قدرت تنها ابزار است، نه غایت، اعتماد و اطمینان در جامعه را از ثمرات رعایت تقوای سیاسی خواند و گفت: بخشی از علل عدم دستیابی به تقوای سیاسی این است که قدرت را هدف می‌دانیم.

یک استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه در تقوای سیاسی، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و قدرت تنها ابزار است، نه غایت، اعتماد و اطمینان در جامعه را از ثمرات رعایت تقوای سیاسی خواند و گفت: بخشی از علل عدم دستیابی به تقوای سیاسی این است که قدرت را هدف می‌دانیم.
دکتر عماد افروغ در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری مهر، تقوای سیاسی را اتخاذ سیاست‌های اخلاقی توصیف کرد و گفت: وقتی سیاستی اخلاقی می‌شود که تیپولوژی قدرت ما بیشتر به نفوذ و اقناع تمایل داشته باشد تا زور، تهدید و اغوا. هرچه سیاست دولت‌ها و حکمرانان ما اقناعی‌تر باشد و مبتنی بر نفوذ در ملت باشد، این سیاست اخلاقی‌تر خواهد بود، اما هرچه به سمت زور، تهدید و فریب برود و این شعار که هدف، وسیله را توجیه می‌کند رواج یابد، این سیاست ما غیراخلاقی می‌شود و در اینجا اثری از تقوا یا اخلاق سیاسی نیست.
این جامعه‌شناس افزود: سیاستی اخلاقی است که به دور از ماکیاولیسم باشد. بر اساس شعار ماکیاولیسم، هدف وسیله را توجیه می‌کند؛ اگر هدف خوب است، پس برای رسیدن به این هدف می‌توان دست به کارهای غیرخوب هم زد و هر کاری را می‌توان مباح دانست. کسی می‌تواند از ماکیاولیسم پرهیز کند که قدرت برای او تحت هر شرایطی یک وسیله باشد، نه هدف. اگر قدرت هدف شد، آنگاه ماکیاولیسم سکه رایج می‌شود.
وی با بیان اینکه باید اخلاق و ارزش‌های انسانی و الهی اهداف ما محسوب و فعل سیاسی یا قدرت به‌عنوان فعل مشروط و ابزار تلقی شوند، یادآور شد: هرگاه جای این دو عوض شد، شما بدانید چه نظام جمهوری اسلامی باشد و چه نظام غیراسلامی، قطعاً سیاستش اخلاقی نخواهد شد.
وی در مورد امکان رعایت تقوای سیاسی در دنیای امروز گفت: در دنیایی که فلسفه سیاسی موج اول بر آن حاکم است که همان سیاست‌های ماکیاولیستی باشد و به‌گونه‌ای توجیه وسیله به‌واسطه هدف تئوریزه شده، در چنین دنیایی اگر اخلاقی باشیم هنر کرده‌ایم. در جهانی که به‌گونه‌ای بی‌تقوایی سیاسی سکه رایج است، هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، در چنین شرایطی اگر اخلاقی عمل کردیم، هنر کرده‌ایم.
دکتر افروغ تأکید کرد: اگر دنیا هم اخلاقی می‌بود و ما اخلاقی عمل می‌کردیم، هنر نکرده بودیم؛ این یعنی تابع جبر بودن. اما اگر جبرشکنانه عمل کردیم و آن گفتمان غالب را شکستیم و متناسب با ارزش‌های اخلاقی و اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی طرحی نو درانداختیم، آنگاه می‌توان مدعی شد که هنری را از خود بروز داده‌ایم.
وی افزود: بنابراین هم باید خلاف موج شنا کرد و هم متناسب با شعارهای اسلامی و انقلابی عمل کنیم و هم توجه به توقع عالم از انقلاب داشته باشیم. دنیا توقعی از انقلاب داشت و این انقلاب در شرایط خاصی پیروز شد و مردم تشنه معنویت، اخلاق و ارزش‌های الهی بودند و این امر تنها ناظر به مردم ایران نبود، بلکه یک توقع عام جهانی از انقلاب اسلامی بود و بنابراین صرف اینکه جهان غیراخلاقی است، توجیه رفتارهای غیراخلاقی ما نخواهد بود.
این جامعه‌شناس در عین حال یادآور شد: اگر بر رعایت اخلاق تأکید دارم، به این معنا نیست که ما زیرکی خود را از دست بدهیم و مثلاً در حفظ اسرار نظامی سهل‌انگاری کنیم. مهم این است که در عرصه داخلی رعایت سیاست‌های اقناعی داشته باشیم و در عرصه خارجی باید زیرک عمل کنیم، اما این زیرکی هم به این معنا نیست که هرطور که تشخیص دادیم عمل کنیم، بلکه در آنجا نیز با توجه به مراتب مختلف و مخاطبان گوناگون، باید سیاست‌های متناظر را رعایت کنیم.
دکتر افروغ افزود: یعنی زمانی ما با عامه مردم مواجهه داریم که باید رعایت اخلاق را داشته باشیم، اما یک جا بحث مسائل نظامی و امنیتی و بحث سیاست‌هایی است که در دنیایی که رقیبی به نام استکبار و صهیونیسم داریم، وجود دارد. اما همه جهان را نباید استکباری یا صهیونیستی دانست؛ اینجا به یک‌سری تشخیص‌ها و ظرایف برمی‌گردد. به نظرم باید در چنین جهانی سیاست اخلاقی اتخاذ کنیم، اما این به آن معنا نیست که ما تدابیر لازم را در پیش نگیریم و با مسائل احمقانه برخورد کنیم، اما هیچ‌کدام از این مسائل جوازی برای اتخاذ سیاست‌های مبتنی بر اغوا و فریب، مخصوصاً در عرصه داخلی، نمی‌شود.
این استاد دانشگاه به دستاوردهای رعایت تقوای سیاسی برای جوامع بشری اشاره کرد و افزود: مهم‌ترین دستاورد، اعتماد و اطمینان خاطر است. وقتی من متوجه می‌شوم در میدانی که قرار است فعالیت سیاسی داشته باشم، رقبای من موازین قانونی و اخلاقی را رعایت می‌کنند و تا جرمی نسبت به من اثبات نشده و با اسناد محکمه‌پسند همراه نشده، پرونده‌سازی و آبرو‌ریزی نمی‌کنند، با اطمینان خاطر وارد بازی سیاسی می‌شوم.
وی تأکید کرد: اما وقتی ببینم رقیب من هیچ موازین اخلاقی را رعایت ندارد و به طرق مختلف در پی خارج کردن من از میدان رقابت است و برای او هر عملی نیز مباح است، من نوعی یا باید مقابله‌به‌مثل کنم یا باید برای همیشه از این سیاست کناره‌گیری کنم. اگر آدم اخلاقی باشم، تا کی می‌توانم تحمل کنم؟ این است که ترجیح می‌دهم عرصه سیاست را رها کنم و تنها دست به یک‌سری روشنگری‌ها بزنم.
افروغ افزود: در واقع در چنین شرایطی، افرادی که باید به عرصه بیایند و دیگران از تخصص و نخبگی‌شان بهره‌مند شوند، تحت هر شرایطی حاضر نیستند فعالیت سیاسی بکنند و وقتی جامعه از حضور این انسان‌های اخلاقی و حقیقت‌گرا تهی شد، ضرر زیادی متوجه خواهد شد. اما اگر یک رقابت سالم ذیل قواعد تعریف‌شده قانونی و اخلاقی داشته باشیم، هم باعث می‌شود افراد اخلاقی و حقیقت‌گرا جذب این مبارزه سیاسی شوند و هم درجه اعتماد و اطمینان افراد نسبت به حکمرانان بالا رفته و مشروعیت نظام ارتقا یابد و هم باعث پیشرفت و اعتلای کلیت جامعه می‌شود.
وی با اشاره به عوامل عدم دستیابی به تقوای سیاسی در جامعه تأکید کرد: این مسئله معلول عوامل مختلفی است، اما مهم‌ترین آن این است که به نظرم ما فهم غلطی از جمهوری اسلامی داریم یا خوب انقلاب اسلامی را نظریه‌پردازی نکردیم. ما بعضاً به نام حفظ نظام و رعایت مصلحت، هر چیزی را مباح دانسته و خیلی از حقایق و اخلاقیات را سر بریدیم و نفهمیدیم که قدرت در بهترین حالت وسیله‌ای بیش نیست و به نظرم علت عدم دستیابی به تقوای سیاسی، بخشی از آن به این برمی‌گردد که ما قدرت را هدف دانستیم، در حالی که قدرت حتی در دست پیامبر اکرم(ص) هم وسیله‌ای بیش نیست.
این استاد دانشگاه افزود: بخشی از عدم دستیابی هم به فقدان نظارت و نظریه‌پردازی نهادهای نظارتی برمی‌گردد؛ یعنی وقتی نهادهای مدنی، دینی و تاریخی ما که نقش‌آفرینی عمده‌ای در ظهور انقلاب اسلامی داشتند، بعد از انقلاب این نقش را فراموش می‌کنند و بیشتر به تصدی‌گری می‌پردازند، نتایج طبیعی آن می‌تواند چنین مسائلی باشد. اگر می‌خواهیم تقوای سیاسی جریان داشته باشد و ما شاهد بی‌اخلاقی سیاسی نباشیم، هم باید نظریه‌پردازی خوبی بکنیم و هم از ارائه نظریه‌های غلط که به‌گونه‌ای قدرت را تقدیس می‌کند پرهیز کنیم و به نقش نظارتی و نظریه‌پردازی سیال و منبسط خود توجه داشته باشیم.
وی در مورد راهکار دستیابی به تقوای سیاسی گفت: نهادهای مدنی و فرهنگی ما باید نظارت و آگاهی‌بخشی‌های لازم را داشته باشند و از سویی قوه قضائیه بسیار اهمیت دارد؛ یعنی یک جامعه سالم در گرو یک قوه قضائیه مستقل و مقتدر است. اگر این قوه بخواهد کوتاهی و مماشات کند یا برای حفظ آبروی خود یا ملاحظات سیاسی دیگر اقتدار خود را نشان ندهد یا جناحی عمل کند، فکر می‌کنم نمی‌شود توقع یک جامعه سالم سیاسی ـ اخلاقی را داشت.
این پژوهشگر تصریح کرد: بنابراین شرط لازم یک جامعه سیاسی سالم، یک قوه قضائیه مقتدر و مستقل است. ما در این مورد، با توجه به مبانی نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، حتماً به مدعی‌العموم اخلاقی نیاز داریم و مدعی‌العموم بایستی همان‌طور که در خیلی از موارد منتظر شکایت نمی‌شود، در مورد مباحث اخلاقی هم منتظر شکایت نباشد؛ چون ممکن است در یک فضای غیراخلاقی، خود این شکایت‌ها هم نقض غرض شود و افراد احساس کنند اگر شکایتی کنند، به آبروریزی منتهی می‌شود و این بر عهده قوه قضائیه است که به محض اینکه هتک حرمتی صورت می‌گیرد، مخصوصاً هتک حرمت‌های جناحی و سیاسی، وارد میدان شود و برخورد محکمی کند و منتظر شکایت نشود.
این خبر 20 تیر۱۳۹۰ با شماره خبر 1354371 منتشر شد.